English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
market penetration نفوذ به بازار
Other Matches
penetration نفوذ در جبهه
penetration نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
penetration دخول
penetration رخنه
penetration حلول
penetration نفوذ
penetration کاوش
penetration زیرکی کیاست
penetration رخنه کردن
penetration فراست
penetration ادخال
penetration method روش نفوذی
the penetration of a telescope دوربین
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
penetration point درجه نفوذ
penetration factor ضریب نفوذ
penetration macadam اسفالت ماکادام نفوذی
penetration aids وسایل تولید نفوذ
depth of penetration عمق نفوذ
standard penetration ازمایش نفوذی استاندارد
the penetration of a telescope رسایی
the penetration of a telescope قوه دوربین
barrier penetration نفوذ در سد
penetration aids وسایل تولید رخنه در صفوف دشمن
barrier penetration by particles نفوذ ذرات در سد
market value ارزش بازاری
market value در بازار قیمت بازار
market value ارزش
market value قیمت بازار
in the market for <idiom> خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
down-market رجوع شود به downscale
market value قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
market درمعرض فروش قرار دادن
market فروختن
market مرکزتجارت
market محل داد وستد
market بازار
off-market <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
market به بازار عرضه کردن
market بازار فروش [اقتصاد]
market در بازار دادوستد کردن
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
market trends روندهای بازار
market trust بازار انحصاری
financial market بازار مالی
market system نظام بازار
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
narrow market بازار محدود
oil market بازار نفت
organized market بازار سازمان یافته
to put on the market فروختن
off-market purchases خرید در بیرون از بورس
market structure ساخت بازار
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market segmentation تجزیه بازار
market oriented در جهت بازار
market oriented بازاری
market opportunity فرصت بازار
market mechanism مکانیسم بازار
market mechanism طرز کار بازار
market leader دارای رهبریت بازار
market information اطلاعات و دادههای بازار
market leader پیشرو بازار
market overt بازار اشکار
market overt بازار عمومی محل خرید و فروش درفضای باز
market segmentation تقسیم بازار
market risk خطر بازار
market survey بررسی بازار
market review بررسی بازار
market prices قیمتهای تعیین شده در بازار
market prices قیمتهای بازار
market price قیمت بازار
market structure بنیان بازار
market leader پیشقدم در بازار
perfect market بازار کامل
wage market بازار دستمزد
widening of market گسترش بازار
cattle market محلفروشاحشام
labour market متقاضیکار
to place on the market به بازار عرضه کردن
to put on the market به بازار عرضه کردن
market garden مزرعهکاشتسبزیجاتومیوهجاتجهتفروش
market gardener باغکار سبزیکار
market gardening شغلسبزیکاریوکاشتمیوه
On the free market . دربازار آزاد
To depress the market . بازار را کساد کردن
There is no market for it in Iran . درایران مصرفی ندارد
flea market <idiom> بازارمکاره (بازارکهنه فروشها)
carpet market بازار فرش
to rig the market با احتکارویکجاخریدن کالاافزایش وکاهش مصنوعی دربهای کالافراهم کردن
to make a market of با کالای دیگرمعاوضه کردن
to make a market of معامله کردن
price market وضع کردن قیمت در انحصار
rig the market با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
securities market بازار اوراق بهادار
security market بازار اوراق بهادار
seller's market بازار فروشنده
seller's market بازاری که در ان اختیار معامله وتصمیم گیری در دست فروشنده است
sharing the market تقسیم بازار
soft market بازار با تقاضای خوب
spot market بازار نقدی
spot market بازار معاملات نقدی
target market بازاری که سخت افزار یا نرم افزار مخصوصا برای ان طراحی شود
the market is dull بازار راکد است
the market is dull بازار کساداست
to place on the market فروختن
to put on the market درمعرض فروش قرار دادن
to place on the market درمعرض فروش قرار دادن
dead market بازار کم فروش
bullish market بازار رو به رونق
bullish market بازار احتکاری
bullion market بازار شمش
bull the market بازار را گرم کردن
break into the market در بازار رسوخ کردن
bearish market بازار رو به افول
black market دربازارسیاه معامله کردن
black market بازار سیاه
buyer's market بازار خرید
buyer's market بازاری که درکنترل خریدارست
buyer's market بازار مناسب برای خریدار
dead market بازار کساد
credit market بازار اعتباری
cornering the market خرید کلی و یکجای کالاهای بازار
cornering the market قبضه نمودن بازار
commodity market بازار کالای مصرفی
commodity market بازار مواد اولیه
commodity market بازار کالا
capital market بازار سرمایه
buyers market بازار خرید
stock market بورس کالاهای مختلف
stock market بورس سهام وارز
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
Common Market بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
Common Market جامعه اقتصادی اروپا
Common Market بازار مشترک
free market بازار ازاد
open market بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
open market بازار باز
open market بازار ازاد
Common Market بلژیک
Common Market فرانسه لوکزامبورگ و هلند
market economies اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
flea market سمساری
money market بازار پول
market place بازار
market research بررسی بازار
market research تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
market research بازارپژوهی
market research تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
market economy اقتصاد بازار
market economy اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies اقتصاد بازار
market places بازار
gold market بازار طلا
market freedom ازادی تجاری
market freedom ازادی بازار
market forces عوامل موثردر بازار
market demand تقاضای بازار
futures market بازار خرید و فروش سلف
market forces نیروهای بازار
market failure شکست بازار نارسائی بازار
home market بازار داخلی
home market بازار داخل کشور
idols of the market اوهام ناشی از سخن وامیزش
market failure ناتوانی بازار
labor market بازار کار
loan market بازار وام
market equilibrium تعادل بازار
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
market appraisal سنجش بازار
market channels مجاری توزیع
market functions وفائف بازار
fair market هفته بازار
exchange market بازار داد و ستد
exchange market بازار اسعار
imperfect market بازار ناقص
market share سهم بازار
fair market بازار مکاره
falling market بازار رو به زوال
market imperfection ناقص بودن بازار
market imperfection نقص بازار
domestic market بازار داخلی
foreign market بازار خارج
easty market بازاراست تا
market directed economy اقتصاد مبتنی بر بازار
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
market grades and grading طبقه بندی بازار
market rate of interest نرخ بهره بازار
aggregate market demand تقاضای کل بازار
mass market product محصول پر فروش
free market economy اقتصاد بازار ازاد
open market operation عملیات دولت در بازار ازاد خرید و فروشهایی که دولت از طریق خزانه داری کل میکند
open market operations عملیات بازار ازاد
open market price قیمت بازار ازاد
open market rate نرخ بازار ازاد
foreign exchange market بازار ارز
the islamic inspector of the market محتسب
black market operations عملیات بازار سیاه
market clearing price قیمت تعادل در بازار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com