English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
mast high پرچم افراشته
mast high تمام افراشته
Search result with all words
half mast high نیمه افراشته
Other Matches
mast دیرک بادکل مجهز کردن
mast دکل
mast دیرک
mast افراشتن پرچم به دکل ناو
mast دکل قایق بادبانی
mast دکل یکپارچه
mast تیر
nt mast دکلجانبیرویعرشه
crosstree mast دکل صلیبی
aerial mast دکل انتن
tubular mast دکل لولهای
radio mast بخشرادیو
half mast نیم افراشتگی پرچم
radar mast دکلرادار
mast sleeve روکشدکل
mast foot پایه چوبی یا فلزی که دکل بر روی آن قرار دارد.
half-mast نیمه افراشتگی
half-mast پرچم نیمه افراشته
half-mast نیمه افراشتن
half mast نیم افراشتن پرچم
the mast has raked کج شدگی
the mast has raked مایل کردن
pole mast دیرک یک پارچه
pole mast دکل یک تیکه
pine mast سیب صنوبر جوزکلاغ
lattice mast دکل مشبک
lower mast دکل پایین
main mast دکل اصلی
mission mast دکل سوم کشتی
mast head نوک دکل کشتی
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
request mast از طریق سلسله مراتب
the mast has raked مایل شدن
the mast has raked کج شدن
goalpost mast دکل دو پایه
pine mast میوه کاج
mast frame قاب چهارگوش
half mast نیم افراشتگی
half mast نیم افراشتن
half mast نیم افراشته
tower mast برجدکل
fore-royal mast دکلاصلیکشتی
made or built up mast دگل چند تیکه
high value گران قیمت
high (1 9 to 36) بلند
high بالا
on high در اسمان
you were then that high ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
on high در بالا
on high به اسمان
high value قیمتی
very high ارتفاع خیلی بالا
about as high تقریبا` همان اندازه بلند
high-up فردیباقدرتونفوذفراوان
high بلند پایه
high باصدای بلند
high خشن متکبر
high بوگرفته
high اندکی فاسد
high خیلی بزرگ
high تند زیاد باصدای زیر
high متکبرانه
high متعال رشید
high جای مرتفع
high عالی
high زیاد
high وافر گران گزاف
high مرتفع
high بلند
high فراز
high خشمگینانه
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high ت
high ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high واچرخه
high عظیم
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high سخت گران
high بزرگ
high برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high وسیله گران یا با کارایی بالا
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high زبان سطح بالا
high روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high sea دریای ازاد
high resistance پرمقاومت
high seas ابهای برون مرزی
high seas دریاهای ازاد
high seas دریای ازاد
high spirited متکبر
high grade خیلی پیشرفته پرقدرت
high spirited دارای روح خودسری وجسارت
high status بلندپایه
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high sticking خطا با ضربه چوب لاکراس
high grade قوی
high storage انباره بالا
high strung بسیار حساس
high strung عصبانی
high strung کوک
high temperature دمای بالا
high tender مزایده
high tender به مزایده گذاشتن
high spirited جسور
high spin پر اسپین
high seas ابهای بین المللی
high handed خودخواهانه
high handed امرانه
high grown دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high grown بلند قد
high grown بلند بالا
high seas دریاهای باز
high seasoned پرادویه
high souled با جرات
high souled با همت
high speed سریع السیر
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high speed دنده سریع
high spin پرچرخش
high spin چرخش زیاد
high tension فشار قوی
high light تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high interest بهره گران
high oblique عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high impedance امپدانس بالا
high hurle مانع بلند
high octane دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high order رتبه بالا
high pass پاس بلند
high pheasant تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high polymer بسپار سنگین
high polymer بسپار بزرگ
high port حالت دست فنگ
high port حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential فشار قوی
high jack دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high jumper پرنده پرش ارتفاع
high land زمین کوهستانی
high lights نکات مهم
high lights موضوعات مهم مطالب مهم
high limit حد نهایی
high line پل رابط اصلی
high line پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high mind با مناعت دارای احساسات بلند
high minded بامناعت
high minded بزرگ منش
high minded مغرور
high money پول گران
high moral روحیه عالی
high moral روحیه قوی
high light نکات برجسته یا جالب
high power تفنگ شکاری بزرگ
high hurdles مسابقه کوتاه دو بامانع
high relief نقوش برجسته
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high relief نقش تمام برجسته
high resistance پر مقاومت
high resolution وضوح بالا
high road شاهراه
high hat کلاه بلند
high road جاده عمده
high pressure قوی
high interest بهره سنگین
high handed مکارانه
high run حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high ranking عالی رتبه
high proof برنده
high proof تند
high horse پر افاده
high horse مغرور
high precison دقت زیاد
high precison دقت بالا
high pressure دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high hat افاده کردن
high pressure فشار زیاد
high priced گران بها
high priced پر قیمت
high priced پر بها
high priest کشیش اعظم
high priest کاهن اعظم
high proof سنگین
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high-pitched والا
high card کارتبالا
high altar مهمترینمحرابکلیسا
high and mighty ازخودراضی - ازخودمتشکر
High Commission کنسولگری - دفتریکهبهاعضایعالیرتبهخودجاومکانمیدهد
High Court دادگاهویژهجرائممهم
high heels کفشپاشنهبلند
high point نقطهاوج
high season فصلتوریست
high spot جذابترین لذتبخشترین
high street خیاباناصلیشهر
high-rise وابسته به ساختمان چند اشکوبه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com