English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English Persian
mathematical programming برنامه نویسی ریاضی
Other Matches
mathematical ریاضی
mathematical مربوط به ریاضیات
mathematical نمایش سیستم با ایده ها و فرمولهای ریاضی
mathematical کسینوس و سینوس و..
mathematical لگاریتم
mathematical مثل ریشه دوم
mathematical وابسته به ریاضیات
mathematical توابع کتابخانهای که حاوی توابع ریاضی استاندارد هستند
mathematical psychology روانشناسی ریاضی
mathematical probability احتمال ریاضی
mathematical model مدل ریاضی
mathematical model الگوی ریاضی
mathematical mode مدل ریاضی
mathematical logic منطق ریاضی
mathematical induction استقراء ریاضی
mathematical identity اتحاد ریاضی
mathematical functions توابع ریاضی
mathematical expectation امید ریاضی
mathematical economics اقتصاد ریاضی
mathematical symbols علائم ریاضی
mathematical school مکتب ریاضی
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
mathematical term عبارت [ریاضی]
mathematical logic منطق ریاضی [ریاضی]
mathematical instrument اسباب نگاره کشی
mathematical term جمله [ریاضی]
mathematical notation نشانه گذاری ریاضی [ریاضی]
mathematical software نرم افزار ریاضی
mathematical statistics امار ریاضی
physico mathematical فیزیکی و ریاضی
iranian mathematical sociaty انجمن ریاضیات ایران
mathematical learning theory نظریه ریاضی یادگیری
journal of the iranian mathematical soci ماهنامه انجمن ریاضی ایران
programming برنامه نویسی کامپیوتر
programming برنامه نویسی
programming GOLORP
programming نوشتن برنامه برای کمپیوترها
programming نوشتن داده در وسیله PROM
programming نرم افزاری که به کاربر امکان نوشتن مجموعه دستورات مشخص برای کاری را میدهد که بعداگ به قالبی ترجمه میشود که توسط کامپیوتر قابل فهم است
programming قوانینی که برنامه باید به آنها تبدیل شود تا کد سازگار ایجاد شود
programming برنامه ریزی
programming librarian بایگان برنامه نویسی
programming language زبان برنامه نویسی
programming aids کمک برنامه نویسی
programming aids ادوات برنامه نویسی
optimum programming برنامه نویسی بهینه
optimm programming برنامه نویسی بهینه
programming linguistics زبان شناسی برنامه نویسی
programming methods روشهای برنامه ریزی
top down programming برنامه سازی از بالا به پایین
systems programming برنامه نویسی سیستم
system programming برنامه نویسی سیستم
symbolic programming برنامه نویسی سمبلیک
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
structured programming برنامه نویسی ساخت یافته
quantitative programming برنامه ریزی کمی
quadratic programming تابع هدف درجه دوم است
quadratic programming برنامه ریزی غیرخطی
programming team تیم برنامه نویسی
programming statement حکم برنامه نویسی
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
nonlinear programming برنامه ریزی غیر خطی
non numeric programming برنامه ریزی غیر عددی
integer programming برنامه سازی صحیح
discrete programming برنامه سازی گسسته
dynamic programming برنامه ریزی پویا
dynamic programming برنامه سازی پویا
elegant programming نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
functional programming برنامه نویسی تابعی
goal programming برنامه ریزی ارمانی
dynamic programming برنامه نویسی پویا
logic programming برنامه نویسی منطقی
linear programming برنامه نویسی خطی
linear programming برنامه ریزی خطی
linear programming برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
integer programming برنامه ریزی عدد صحیح
interactive programming برنامه سازی فعل و انفعالی
defensive programming برنامه نویسی تدافعی
conversational programming برنامه سازی محاورهای
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
application programming برنامه نویسی کاربردی
bottom up programming ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
automatic programming برنامه نویسی اتوماتیک
modular programming برنامه نویسی پیمانهای
modular programming برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
computer programming برنامه نویسی کامپیوتری
multi programming سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
concurrent programming برنامه نویسی همزمان
conventional programming برنامه نویسی قراردادی
object oriented programming برنامه نویسی مقصود گرا
turning programming language زبان برنامه نویسی تورینگ
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
planning programming budgetting نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
ego loss programming تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
planning programming budgetting system
certificate in computer programming CCP
low level programming language زبان برنامه نویسی سطح پایین
input output programming system سیستم برنامه سازی ورودی- خروجی
object oriented programming language زبان برنامه نویسی موضوعی
special purpose programming language زبان برنامه نویسی تک منظوره
high level programming language زبان برنامه نویسی سطح بالا
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
mail application programming interface مجموعه استانداردها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com