English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
English Persian
matrix isolation spectroscopy طیف بینی مجزا شده درماتریس
Other Matches
spectroscopy بیناب نمایی
spectroscopy بینایی بین طیف بین
spectroscopy طیف نما
spectroscopy طیف بینی
spectroscopy طیف نمایی
rotational spectroscopy طیف بینی چرخشی
correlated spectroscopy طیف بینی هم بسته
absorption spectroscopy طیف بینی جذبی
atomic spectroscopy طیف بینی اتمی
molecular spectroscopy طیف بینی مولکولی
emission spectroscopy طیف بینی نشری
relaxation spectroscopy طیف بینی اسایشی
isolation ایزوله کردن جداسازی
isolation جدایی
isolation تجزیه جداسازی
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
isolation در صورتی که ولتاژ قط ع شود و..
isolation جدا شده
isolation جداسازی
isolation ایزولاسیون
isolation کناره گیری
isolation انزوا
dielectric isolation جداسازی با عایق
isolation diode لامپ دو قطبی خودکار
diode isolation جداسازی دیودی
political isolation انزوای سیاسی
oxide isolation جداسازی اکسیدی
matrix جای پیدایش ماتریس
matrix بچه دان موطن
matrix شبکه
matrix ماترس
matrix رحم
matrix ماتریس [ریاضی]
matrix جدول اعداد
z matrix ماتریس "زد"
matrix ماتریس
y matrix ماتریس ایگرگ
matrix جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrix قالب
matrix روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix زهدان
matrix الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrix آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix زمینه ملاط
matrix الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
singular matrix ماتریس تکین
triangular matrix ماتریس مثلثی
unit matrix ماتریس واحد
unit matrix ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
semidefinite matrix ماتریس نیمه معین
singular matrix ماتریش ویژه
transpose matrix ماتریس برگردان
symmetric matrix ماتریس متقارن
square matrix ماتریس مربعی
square matrix ماتریس مربع
singular matrix ماتریس منفرد
matrix multiplication ضرب ماتریس [ریاضی]
singular matrix ماتریس ویژه
singular matrix ماتریس غیر عادی
identity matrix ماتریس همانی [ریاضی]
transpose matrix ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
nail matrix جایگاهناخن
the transpose of a matrix ترانهاده یک ماتریس [ریاضی]
adjoint matrix ماتریس الحاقی [ریاضی]
adjunct matrix ماتریس الحاقی [ریاضی]
Jacobi matrix ماتریس ژاکوبی [ریاضی]
triangular matrix ماتریس مثلثی [ریاضی]
unit matrix ماتریس همانی [ریاضی]
square matrix ماتریس مربعی [ریاضی]
invertible matrix ماتریس وارون [ریاضی]
belief value matrix شبکه باورها و ارزشها
impedance matrix ماتریس امپدانس
impedance matrix ماتریس مقاومت فاهری
incidence matrix ماتریس تلاقی
inverse matrix ماتریس عکس
lattice matrix ماتریس
leontief matrix ماتریس لئونتیف
leontief matrix اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
matrix algebra جبر ماتریس
matrix mechnics مکانیک ماتریسی
matrix notation نمایش ماتریسی
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
identity matrix ماتریس واحد
black matrix صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
boolean matrix ماتریس بولی
correlation matrix ماتریس همبستگی
diagonal matrix ماتریس قطری
diagonal matrix ماتریسی که همه اجزای ان به جز اجزای قطر اصلی صفر باشد
core matrix ماتریس چنبرهای
dot matrix ماتریس نقطهای
dot matrix روش شکل دادن به حروف با استفاده ازنقاط درون ماتریسهای مستط یلی
factor matrix ماتریس عاملی
matrix or matrices زهدان
payoff matrix ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
invert matrix ماتریس معکوس
nonsingular matrix ماتریس غیر منفرد
nonsingular matrix ماتریس ناویژه
null matrix ماتریس تهی
nonsingular matrix ماتریس عادی
nonsingular matrix ماتریس ناتکین
null matrix ماتریس صفر
order of matrix مرتبه ماتریس
minor of matrix کهاد ماتریس
matrix storage انباره ماتریسی
matrix or matrices تخمدان
matrix or matrices شکم
residual matrix ماتریس مازاد
matrix or matrices قالب
matrix or matrices رحم
matrix or matrices قرارگاه گوهر
matrix or matrices کالبد
matrix printer چاپگر ماتریسی
matrix or matrices بچه دان
wire matrix printer یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
dot matrix printers چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers چاپگر یا ماتریس نقطهای
upper triangular matrix ماتریس بالا مثلثی [ریاضی]
dot matrix printer چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printer چاپگر یا ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory حافظه ماتریس مغناطیسی
multivariable multimethod matrix ماتریس چند متغیری- چندروشی
impluse response matrix ماتریس انتقال ضربه
dot matrix character کاراکتر ماتریس نقطهای
primary diagonal [matrix] قطر اصلی [ریاضی]
the main diagonal of a matrix قطر اصلی یک ماتریس [ریاضی]
lower triangular matrix ماتریس پایین مثلثی [ریاضی]
principal diagonal [matrix] قطر اصلی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com