Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
mature system
سیستم کامل
Other Matches
mature
بالغ
mature
حال شده
mature
موعدرسیده
mature
واجب الادا تکمیل کردن
mature
بالغ شدن
mature
حال شدن
mature
واجب الادا شدن
mature
حال
mature
رشید
mature
رشد کردن
mature
کامل سررسیده شده
mature
بحدبلوغ رساندن
mature
بحد رشدرساندن
mature
کامل کردن
mature
بالیده
mature
کامل شدن
mature
به حد کمال رسیدن
mature
به موعد چیزی رسیدن
of mature age
بالغ
mature student
دانشآموزبزرگسال محصلاکابر
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
of mature years
سالخورده
mature economy
اقتصاد رشد یافته
mature economy
تکامل یافته
mature obligation
تعهد حال
mature soil
خاک تکامل یافته
mentally mature
رشید
the bill will mature tomorrow
سررسید ان قبض فردا است
the bill will mature to morrow
سر رسید پرداخت ان قبض فردا است
pre mature blast
انفخار زودرس
pre mature failure
گسیختگی زودرس
linear system
[system of linear equations]
دستگاه معادلات خطی
[ریاضی]
system
سامانه
system
نظم منظومه
system
نظام
c.g.s. system
دستگاه سگث
an system
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
i.f.f. system
دستگاه تشخیص
system
هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system
سازگان
system
قاعده رویه
cw system
سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
system
طرز اسلوب
system
سیستم
the system of
رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
the system of
the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
system
همست
system
همستاد روش
system
طریقه
system
سلسله رشته
system
دستگاه
system
جهاز
value system
نظام ارزشها
p system
سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
منظومه
system
مجموعه سازمان
system
ترتیب
system
روش اصول
system
نظام سیستم
system
تشکیلات
system
سازمان
system
سلسله
system
اسلوب
system
نظم ترتیب
system
طرز روش
system
رشته دستگاه
system
اصول وجود
on line system
سیستم درون خطی
power system
شبکه نیرو
oblique system
سیستم مایل
open system
نظام باز
power system
سیستم قدرت سیستم انرژی
practical system
دستگاه یکانهای عملی
one component system
سیستم یک جزیی
polyphase system
دستگاه چندفاز
open system
سازگان باز
organ system
دستگاه
orthorhomobic system
دستگاه راست گوشه
rhombic system
دستگاه راست گوشه
parallel system
شبکه موازی
open system
سیستم باز
payroll system
سیستم پرداخت حقوق
phonetic system
سیستم صوتی
physiocratic system
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
planetary system
سیستم خورشیدی
operating system/
سیستم عامل دو
planning system
نظام برنامه ریزی
point system
شرط بندی براساس امتیاز
planetary system
شمسی
price system
نظام قیمت
price system
نظام قیمتی
road system
شبکه راهسازی
rotation system
توزیع تناوبی
russian system
سیستم روسی در دفاع گرونفلد
second signal system
دستگاه علامتی دوم
secure system
سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
serfdom system
نظام رعیتی
serfdom system
نظام سرفی
sewage system
شبکه فاضلاب
sewerage system
شبکه فاضلاب
smyslov system
سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
social system
نظام اجتماعی
software system
سیستم نرم افزاری
system's design
مدل سیستم طرزساخت سیستم
spoils system
سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
supervisory system
سیستم نافر
road system
شبکه راهها
rhombohedral system
دستگاه لوزوجهی
price system
نسبت و رابطه قیمتها با هم
ptolemaic system
هئیت بطلیموسی
quantized system
دستگاه کوانتایی
quota system
نظام سهمیه بندی
quota system
سیستم سهمیهای
ragozin system
سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
railroad system
سیستم راه اهن
railway system
شبکه راه اهن
railway system
سیستم راه اهن
rationing system
نظام جیره بندی
rationing system
نظام سهمیه بندی
recoil system
سیستم دافع
recoil system
دستگاه دافع توپ
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
redox system
سیستم اکسایش- کاهش
respiratory system
دستگاه تنفسی
swiss system
سیستم سویس
household system
نظام خانوادگی
three wire system
دستگاه سه سیمی
limbic system
دستگاه کناری
london system
سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
lymphatic system
دستگاه لنفاوی
magnet system
سیستم اهنربایی
magnetic system
سیستم مغناطیسی
makagonov system
سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
management system
سیستم مدیریت
management system
سیستم اداره
market system
نظام بازار
maroczy system
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
inquiry system
سیستم پرسش- پاسخ
total system
سیستم کامل
isolated system
سیستم منزوی
irrigation system
شبکه ابیاری
interphone system
سیستم تلفنی
household system
نظام تولیدخانوادگی
hydraulic system
سیستم هیدرولیک
ignition system
سیستم احتراق موتور
illuminating system
سیستم روشنایی
incentive system
نظام تشویقی
indeterminate system
سیستمی که وضعیت منط قی
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
induction system
سیستم مکش
information system
سیستم اطلاعاتی
information system
سیستم اطلاعات
integrate system
سیستم مجتمع
interactive system
سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system
سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
measuring system
سیستم سنجش
merit system
نظام شایستگی نگر
microcomputer system
سیستم ریزکامپیوتری
multiplex system
سیستم چند سیمه
multiplex system
سیستم چندگانه
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessing system
سیستم چند پردازی
multiprocessing system
سیستم پردازش چند گانه
multiprogramming system
سیستم عملکرد چند برنامهای
multiprogramming system
سیستم برنامه سازی چندگانه
multiuser system
سیستم چند استفاده کننده سیستم چند کاربر
neurovegetative system
دستگاه اعصاب نباتی
non quantized system
دستگاه ناکوانتایی
non quantized system
دستگاه کلاسیک
number system
سیستم عدد نویسی
number system
سیستم عددی
numeral system
سیستم عددی
multiple well system
سیستم چند چاهی
multilink system
سیستمی که بیش از یک اتصال بین دو نقط ه دارد
multicomputer system
سیستم چند کامپیوتری
miniature system
خرده نظام
mixed system
نظام مختلط
mksa system
دستگاه مکثا
mnemonic system
نظام یادیار
modern system
نظام نوین
modern system
نظام جدید
modular system
سیستم پیمانهای
modulation system
سیستم مدولاسیون
monetary system
سیستم پولی
monitor system
سیستم مبصر
monoclinic system
دستگاه تک شیب
monocyclic system
دستگاه تکدور
monoprogramming system
سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
multicomponent system
سیستم چند جزیی
numeration system
سیستم شمارشی
swiss system
نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
system security
حفافت سیستم
tetragonal system
دستگاه چهار گوشهای
text system
سیستم متن
the nervous system
سلسله پیهای نباتی
the vascular system
سلسله اوندهاومجراها
three phase system
سیستم سه فاز
three phase system
شبکه سه فاز تاسیسات سه فاز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com