English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (10 milliseconds)
English Persian
maximum of intensity حداکثر شدت
Search result with all words
intensity maximum حداکثر شدت
intensity maximum پیشینه نور ماکسیمم نور
Other Matches
intensity قوت کثرت
intensity اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
intensity شدت
intensity سختی
intensity شدت فزونی
intensity نیرومندی
intensity زیادی
intensity شدت اتش حجم
intensity amplifier تقویت کننده شدت روشنایی
intensity control پیچ رنگ
intensity control کنترل شدت
intensity decrease کاهش شدت
intensity distribution پخش شدت
intensity of luminescence شدت پرتوافکنی
intensity level سطح روشنایی
integrated intensity شدت انتگرال گرفته شده
integrated intensity شدت کل
intensity of current شدت جریان
intensity of current شدت جریان الکتریکی
intensity of gravity شدت با زیادی جاذبه
intensity of gravity گرانی یا جاذبه زیاد
intensity of heat شدت گرما
intensity of illumination شدت روشنایی
intensity of load شدت بار
intensity of radiation شدت تشعشع
magnezation intensity شدت مغناطیس کنندگی
traffic intensity شدت عبور و مرور
stress intensity شدت تنش
stimulus intensity شدت محرک
sound intensity شدت نور
response intensity شدت پاسخ
rainfall intensity شدت بارندگی
radiation intensity شدت تابش
radiation intensity شدت تشعشع اتمی
luminous intensity شدت روشنایی
intensity of magnetization شدت مغناطیس گری
intensity of magnetization شدت مغناطیس کنندگی
intensity of noise شدت پارازیت
intensity of sound شدت صوت
magnetic intensity شدت میدان مغناطیسی
labor intensity کارطلبی
light intensity شدت نور
luminous intensity شدت نورانیت
radiant intensity شدت تابش
acoustic intensity شدت اکوستیکی
current intensity شدت جریان
acoustic intensity شدت صوتی
dual intensity تاکید علائم خاص
field intensity شدت میدان مغناطیسی
field intensity شدت میدان
flux intensity شدت میدان مغناطیسی
average intensity شدت جریان متوسط
labor intensity کاربری
magnetic field intensity شدت میدان مغناطیسی
magnetic flux intensity شدت فلوی مغناطیسی
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
instantaneous acoustic intensity شدت صوت لحظهای
intensity of rain fall شدت بارندگی که بامیلیمتردرساعت مشخص میشود
intensity of the magnetic field شدت میدان مغناطیسی
intensity of electric field شدت میدان الکتریکی
instantaneous luminous intensity شدت نور لحظهای
intensity distribution curve منحنی پخش شدت
intensity distribution curve منحنی پخش نور
intensity electric field شدت میدان الکتریکی
electric field intensity شدت میدان الکتریکی
field intensity measurement دستگاه اندازه گیری شدت میدان
high intensity magnetic field میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
maximum value مقدار حداکثر
maximum بیشین
maximum حداکثر
maximum value جریان بیشینه
maximum بالاترین ماکسیمم
maximum منتهی درجه بزرگترین
maximum بزرگترین وبالاترین رقم
maximum value مقدار بهره برداری
maximum بیشینه
maximum ماکزیمم
maximum بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
maximum بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
maximum بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
maximum بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
maximum بالاترین مقدار ماکسیمم
maximum بیشترین
maximum output خروجی حداکثر
maximum performance عملکرد حداکثر
maximum performance کارایی حداکثر
maximum load بار حداکثر
maximum temperature درجه حرارت حداکثر
maximum price بیشینه بها
maximum price حداکثر بها
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
to have a maximum limit [of something] [به] حداکثر [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
maximum natality بیشینه زادو ولد
maximum natality حداکثر زاد و ولد
maximum moment لنگر بیشینه
maximum moment حداکثر لنگر
maximum load بار گذاری حداکثر
maximum liklihood درست نمایی بیشینه
maximum profit حداکثر سود
maximum range حداکثر برد جنگ افزار
relative maximum ماکزیمم نسبی
maximum work کار حداکثر
maximum wavelength طول موج حداکثر
maximum thermometer گرماسنج حداکثر
maximum temperature دمای ماکزیمم
maximum take off weight حداکثر وزن برخاستن
maximum stock حداکثر موجودی انبار
maximum speed حداکثر سرعت
maximum slope حداکثر شیب
maximum slope بیشترین شیب
maximum scale value مقدار درجه بندی حداکثر
maximum ratings مقدار نامی حداکثر
maximum ratings مقدار حداکثر
maximum range بردنهایی اسلحه
relative maximum حداکثر نسبی
maximum flood سیل بیشینه
maximum flood طغیان بیشینه
maximum available powere توان حداکثر
maximum efficiency راندمان حداکثر
maximum deflection انحراف حداکثر
maximum density حداکثر تراکم
maximum flexibility خمش پذیری حداکثر
maximum deviation انحراف حداکثر
maximum energy انرژی حداکثر
maximum demand تقاضای بیشینه
maximum efficiency راندمان بیشینه
maximum demand پیک بار
maximum demand بار پیک
maximum energy انرژی بیشینه
maximum frequency فرکانس حداکثر
maximum current جریان حداکثر
maximum current جریان پیک
global maximum حداکثر مطلق
maximum amplitude دامنه حداکثر
maximum gradeability حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
maximum demand بار حداکثر
maximum detector اشکارساز حداکثر
maximum capacity فرفیت حداکثر
maximum duration زمان حداکثر
maximum efficiency حداکثر کارائی
maximum gain تقویت حداکثر
maximum demand meter تقاضاسنج
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
maximum demand pointer عقربه مصرف حداکثر
maximum demand meter حداکثر مقدار سنج
maximum demand indicator کنتور بار پیک
maximum sound pressure فشار صوت حداکثر
maximum security prison زندان فوق امنیتی
design maximum weight حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
maximum allowable concentration حداکثر غلظت مجاز
maximum and minimum thermometer گرماسنج حداقل و حداکثر
maximum asymmetric three phase current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
maximum water level تراز بیشینه طرح شده مخزن
maximum circuit breaker کلید جریان زیاد
maximum control current جریان کنترل حداکثر
maximum water level ترازطبیعی مخزن
maximum water level بیشینه تراز
maximum current relay رله جریان زیاد
maximum undistorted output بیشینه صدای غیر مغشوش
actual maximum flowline ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
maximum scattering angle زاویه پراکندگی حداکثر
maximum safe temperature درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum flood discharge بده بیشینه طغیان
maximum operating voltage ولتاژ کار حداکثر
maximum flood discharge بده حداکثرطغیان
maximum r.m.s. on state current جریان رفت موثر حداکثر
maximum current rating جریان نامی حداکثر
maximum modulating frequency فرکانس حداکثر مدولاسیون
maximum load rating قابلیت بارگیری نامی حداکثر
maximum in power gain تقویت قدرت حداکثر
maximum light transmission انتقال نور حداکثر
maximum limited stress تنش حداکثر
maximum liklihood method روش حداکثر احتمال
maximum landing weight حداکثر وزن فرود
maximum output voltage ولتاژ خروجی حداکثر
maximum permissible load بار مجاز حداکثر
maximum reverse r.m.s. voltage ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum recording attachment دستگاه ضبط کننده حداکثر
maximum direction finding جهت یابی حداکثر
maximum prr ermissible مجاز حداکثر
maximum probility detection تعیین احتمال حداکثر
maximum powerpoint voltage ولتاژ در نقطه توان حداکثر
maximum input frequency فرکانس ورودی حداکثر
maximum power operation کار با توان حداکثر
maximum power gain تقویت توان حداکثر
maximum power demand مصرف حداکثر
maximum permissible voltage ولتاژ مجاز حداکثر
maximum likelihood method روش حداکثر درست نمایی
to have [or bear] a maximum [minimum] load of something حداکثر [حداقل] باری را پذیرفتن
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
maximum current circuit breaker کلید قطع کننده جریان حداکثر
maximum forward r.m.s. on state current جریان رفت موثر حداکثر
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
maximum power point current جریان در نقطه توان حداکثر
maximum permissible temperature rise حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
maximum junction to case thermal impedan مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com