English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
Other Matches
maximum temperature درجه حرارت حداکثر
maximum temperature دمای ماکزیمم
maximum safe temperature درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum permissible temperature rise حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
surface to surface missile موشک زمین به زمین
temperature حرارت
temperature درجه گرما
to take one's temperature درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
temperature دما
temperature درجه حرارت
temperature درجه حرارت دما
maximum بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
maximum بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
maximum بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
maximum value جریان بیشینه
maximum value مقدار حداکثر
maximum value مقدار بهره برداری
maximum بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
maximum ماکزیمم
maximum بیشین
maximum بزرگترین وبالاترین رقم
maximum منتهی درجه بزرگترین
maximum بیشترین
maximum بالاترین ماکسیمم
maximum بیشینه
maximum حداکثر
maximum بالاترین مقدار ماکسیمم
cryogenic temperature دمای سرمازایی
curie temperature دمای کوری
temperature rise افزایش دما
rise in temperature افزایش دما
reversal temperature دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
temperature coefficient ضریب دما
critical temperature درجه حرارت بحرانی
critical temperature دمای بحرانی
boyle's temperature دمای بویل
brightness temperature دمای درخشایی
brittle temperature دمای شکنندگی
brittleness temperature دمای شکنندگی
transition temperature دمای فراگذری
softening temperature دمای نرم شدن
room temperature دمای اتاق
drop in temperature کاهش دما
fall in temperature کاهش دما
he has no temperature to day امروز تب ندارد
high temperature دمای بالا
ignition temperature درجه حرارت احتراق
intermediate temperature درجه حرارت متوسط
intermediate temperature درجه حرارت میانی
internal temperature دمای درونی
internal temperature درجه حرارت داخلی
inversion temperature دمای وارونگی
kelvin temperature دمای کلوین
mixture temperature دمای اختلاط
effective temperature دمای موثر
equiviscous temperature دمای همدوسندگی
filament temperature درجه حرارت فیلامان
final temperature درجه حرارت نهایی
optimum temperature دمای بهینه
operating temperature درجه حرارت کار
operating temperature دمای عملیاتی
neel temperature دمای نل
low temperature درجه حرارت پایین
total temperature دمای کل
temperature programmer برنامه ریز دما
actual temperature درجهدمایواقعی
absolute temperature دمای مطلق
temperature scale مقیاس دما
desired temperature حرارتمطلوب
temperature control درجهحرارت
thershold temperature استانه دمای ذرات
temperature saturation اشباع دمایی
temperature sense حس دما
transition temperature دمای تحول
transition temperature دمای تبدیل
variations of temperature اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
virtual temperature دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
temperature variation تغییر دما
temperature stress تنش حرارتی یا دمایی
temperature spots نواحی دماگیر
equiviscous temperature گرمای لزوجت
temperature gauge صفحهدما
temperature limit مرز دما
barrel temperature دمای پاتیل
annealing temperature دمای تابکاری
ambient temperature درجه حرارت محیطی
temperature coefficient ضریب حرارتی
tempering temperature درجه حرارت بازپخت
temperature selector تنظیمکنندهحرارت
temperature scales میزاندما
ambient temperature دمای محیط
temperature correction تصحیح دمایی
temperature function تابع دما
blackbody temperature دمای جسم سیاه
temperature gradient گرادیان دما
temperature gradient تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
maximum demand بار پیک
maximum demand بار حداکثر
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
maximum deflection انحراف حداکثر
maximum deviation انحراف حداکثر
maximum demand تقاضای بیشینه
maximum demand پیک بار
maximum speed حداکثر سرعت
maximum stock حداکثر موجودی انبار
maximum take off weight حداکثر وزن برخاستن
maximum current جریان پیک
maximum capacity فرفیت حداکثر
maximum current جریان حداکثر
maximum output خروجی حداکثر
maximum performance کارایی حداکثر
maximum performance عملکرد حداکثر
maximum available powere توان حداکثر
maximum flexibility خمش پذیری حداکثر
maximum slope حداکثر شیب
maximum slope بیشترین شیب
maximum ratings مقدار حداکثر
maximum range بردنهایی اسلحه
maximum gradeability حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
maximum range حداکثر برد جنگ افزار
maximum natality بیشینه زادو ولد
maximum natality حداکثر زاد و ولد
maximum moment لنگر بیشینه
maximum profit حداکثر سود
maximum price حداکثر بها
maximum liklihood درست نمایی بیشینه
maximum load بار حداکثر
maximum load بار گذاری حداکثر
maximum gain تقویت حداکثر
maximum flood سیل بیشینه
maximum flood طغیان بیشینه
maximum density حداکثر تراکم
maximum frequency فرکانس حداکثر
maximum of intensity حداکثر شدت
maximum detector اشکارساز حداکثر
maximum scale value مقدار درجه بندی حداکثر
maximum duration زمان حداکثر
maximum efficiency حداکثر کارائی
maximum efficiency راندمان حداکثر
maximum efficiency راندمان بیشینه
maximum energy انرژی بیشینه
maximum energy انرژی حداکثر
maximum price بیشینه بها
maximum moment حداکثر لنگر
maximum thermometer گرماسنج حداکثر
to have a maximum limit [of something] [به] حداکثر [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
relative maximum حداکثر نسبی
maximum ratings مقدار نامی حداکثر
relative maximum ماکزیمم نسبی
global maximum حداکثر مطلق
maximum work کار حداکثر
maximum wavelength طول موج حداکثر
intensity maximum حداکثر شدت
intensity maximum پیشینه نور ماکسیمم نور
maximum amplitude دامنه حداکثر
temperature of dew point علامتشبنمدرهوا
rubbery transition temperature دمای تبدیل لاستیکی
rankin temperature scale مقیاس دمای رانکین
reaumur temperature scale اشل دمایی در سیستم غیرمتریک
rankine temperature scale مقیاس دمای رانکین
dry bulb temperature دمای خشک مخزن
magnetic transition temperature درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
rankin temperature scale اشل دمایی رانکین
magnetic transition temperature نقطه کوری
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
compressor inlet temperature دمای گازهای ورودی کمپرسور
centigrade temperature scale مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
temperature control knob دریچهکنترلدما
wet bulb temperature دمای تر مخزن
thermodynamic temperature scale مقیاس دمای ترمودینامیکی
absolute temperature scale مقیاس مطلق
temperature independent paranagnetism پارامغناطیس گرما مستقل
approximate absolute temperature دمای مطلق تقریبی
celsius temperature scale مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
centigrade temperature scale اشل دمایی سانتیگراد
exhaust gas temperature دمای گاز خروجی
standard temperature and pressure شرایط متعارفی
high or low temperature گرمای زیادیاکم
heat deflection temperature دمای انحراف گرمایی
normal temperature and pressure شرایط استاندارد
high temperature steel فولاد با ثبات حرارتی
normal temperature and pressure شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
internal temperature rise افزایش درجه حرارت داخلی
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
high temperature strength استحکام حرارتی
kelvin temperature scale اشل دمایی کلوین
glasy trainsition temperature دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
gamma transition temperature دمای تبدیل شیشهای
standard temperature and pressure شرایط استاندارد
hot temperature zone ناحیه بسیار گرم
normal temperature and pressure شرایط متعارفی
standard temperature and pressure شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
high temperature alloy الیاژ درجه حرارت بالا
maximum sound pressure فشار صوت حداکثر
maximum permissible voltage ولتاژ مجاز حداکثر
maximum security prison زندان فوق امنیتی
maximum water level ترازطبیعی مخزن
maximum power demand مصرف حداکثر
maximum power gain تقویت توان حداکثر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com