Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English
Persian
maximum temperature
درجه حرارت حداکثر
maximum temperature
دمای ماکزیمم
Search result with all words
maximum permissible temperature rise
حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
maximum safe temperature
درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum surface temperature
درجه حرارت سطحی حداکثر
Other Matches
temperature
درجه گرما
to take one's temperature
درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
temperature
درجه حرارت دما
temperature
دما
temperature
درجه حرارت
temperature
حرارت
maximum
بیشترین حجم داده که قابل ذخیره سازی است
maximum
بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
maximum
بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
maximum
بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
maximum
ماکزیمم
maximum value
جریان بیشینه
maximum value
مقدار حداکثر
maximum value
مقدار بهره برداری
maximum
بیشترین
maximum
بیشین
maximum
بزرگترین وبالاترین رقم
maximum
منتهی درجه بزرگترین
maximum
بالاترین ماکسیمم
maximum
بیشینه
maximum
حداکثر
maximum
بالاترین مقدار ماکسیمم
temperature gradient
گرادیان دما
temperature gradient
تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
intermediate temperature
درجه حرارت متوسط
intermediate temperature
درجه حرارت میانی
internal temperature
دمای درونی
internal temperature
درجه حرارت داخلی
temperature function
تابع دما
ignition temperature
درجه حرارت احتراق
temperature programmer
برنامه ریز دما
temperature saturation
اشباع دمایی
temperature scale
مقیاس دما
temperature sense
حس دما
high temperature
دمای بالا
temperature spots
نواحی دماگیر
temperature stress
تنش حرارتی یا دمایی
he has no temperature to day
امروز تب ندارد
inversion temperature
دمای وارونگی
kelvin temperature
دمای کلوین
mixture temperature
دمای اختلاط
neel temperature
دمای نل
operating temperature
دمای عملیاتی
operating temperature
درجه حرارت کار
optimum temperature
دمای بهینه
reversal temperature
دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
rise in temperature
افزایش دما
temperature rise
افزایش دما
room temperature
دمای اتاق
softening temperature
دمای نرم شدن
temperature coefficient
ضریب دما
temperature coefficient
ضریب حرارتی
low temperature
درجه حرارت پایین
temperature correction
تصحیح دمایی
temperature limit
مرز دما
absolute temperature
دمای مطلق
blackbody temperature
دمای جسم سیاه
boyle's temperature
دمای بویل
brightness temperature
دمای درخشایی
brittle temperature
دمای شکنندگی
brittleness temperature
دمای شکنندگی
temperature control
درجهحرارت
desired temperature
حرارتمطلوب
actual temperature
درجهدمایواقعی
barrel temperature
دمای پاتیل
temperature gauge
صفحهدما
annealing temperature
دمای تابکاری
temperature selector
تنظیمکنندهحرارت
temperature scales
میزاندما
ambient temperature
دمای محیط
ambient temperature
درجه حرارت محیطی
virtual temperature
دمایی که ذرهای از هوا داراخواهد بود اگر فاقد بخار اب باشد
variations of temperature
اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
transition temperature
دمای تحول
effective temperature
دمای موثر
equiviscous temperature
گرمای لزوجت
equiviscous temperature
دمای همدوسندگی
total temperature
دمای کل
filament temperature
درجه حرارت فیلامان
final temperature
درجه حرارت نهایی
thershold temperature
استانه دمای ذرات
tempering temperature
درجه حرارت بازپخت
temperature variation
تغییر دما
fall in temperature
کاهش دما
drop in temperature
کاهش دما
critical temperature
درجه حرارت بحرانی
cryogenic temperature
دمای سرمازایی
curie temperature
دمای کوری
transition temperature
دمای تبدیل
critical temperature
دمای بحرانی
transition temperature
دمای فراگذری
maximum performance
کارایی حداکثر
maximum price
بیشینه بها
maximum performance
عملکرد حداکثر
maximum output
خروجی حداکثر
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
maximum of intensity
حداکثر شدت
maximum natality
بیشینه زادو ولد
maximum natality
حداکثر زاد و ولد
maximum moment
لنگر بیشینه
maximum moment
حداکثر لنگر
maximum load
بار گذاری حداکثر
maximum liklihood
درست نمایی بیشینه
maximum load
بار حداکثر
maximum price
حداکثر بها
maximum profit
حداکثر سود
maximum range
حداکثر برد جنگ افزار
relative maximum
ماکزیمم نسبی
maximum thermometer
گرماسنج حداکثر
to have a maximum limit
[of something]
[به]
حداکثر
[چیزی یا مقداری]
اعتبار داشتن
[اقتصاد]
maximum take off weight
حداکثر وزن برخاستن
maximum work
کار حداکثر
maximum stock
حداکثر موجودی انبار
maximum speed
حداکثر سرعت
maximum slope
حداکثر شیب
maximum slope
بیشترین شیب
maximum scale value
مقدار درجه بندی حداکثر
maximum ratings
مقدار نامی حداکثر
maximum ratings
مقدار حداکثر
maximum range
بردنهایی اسلحه
relative maximum
حداکثر نسبی
maximum current
جریان پیک
intensity maximum
حداکثر شدت
maximum duration
زمان حداکثر
maximum efficiency
حداکثر کارائی
maximum efficiency
راندمان حداکثر
maximum efficiency
راندمان بیشینه
maximum energy
انرژی بیشینه
maximum energy
انرژی حداکثر
maximum flexibility
خمش پذیری حداکثر
maximum flood
طغیان بیشینه
maximum flood
سیل بیشینه
maximum detector
اشکارساز حداکثر
maximum density
حداکثر تراکم
maximum current
جریان حداکثر
maximum deflection
انحراف حداکثر
maximum deviation
انحراف حداکثر
maximum demand
تقاضای بیشینه
maximum amplitude
دامنه حداکثر
maximum demand
پیک بار
maximum demand
بار پیک
maximum demand
بار حداکثر
maximum available powere
توان حداکثر
intensity maximum
پیشینه نور ماکسیمم نور
maximum wavelength
طول موج حداکثر
global maximum
حداکثر مطلق
maximum frequency
فرکانس حداکثر
maximum capacity
فرفیت حداکثر
maximum gradeability
حداکثر شیب قابل عبور به وسیله خودرو
maximum gain
تقویت حداکثر
temperature of dew point
علامتشبنمدرهوا
approximate absolute temperature
دمای مطلق تقریبی
temperature control knob
دریچهکنترلدما
magnetic transition temperature
درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
celsius temperature scale
مقیاس دمای سلسیوس مثیاس دمای سانتی گراد
centigrade temperature scale
اشل دمایی سانتیگراد
centigrade temperature scale
مقیاس دمای سانتی گراد مقیاس دمای سلیسوس
absolute temperature scale
مقیاس دمای مطلق
rubbery transition temperature
دمای تبدیل لاستیکی
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
reaumur temperature scale
اشل دمایی در سیستم غیرمتریک
rankine temperature scale
مقیاس دمای رانکین
rankin temperature scale
اشل دمایی رانکین
rankin temperature scale
مقیاس دمای رانکین
absolute temperature scale
مقیاس مطلق
dry bulb temperature
دمای خشک مخزن
standard temperature and pressure
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
standard temperature and pressure
شرایط متعارفی
normal temperature and pressure
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
magnetic transition temperature
نقطه کوری
kelvin temperature scale
اشل دمایی کلوین
glass transition temperature
دمای تبدیل شیشهای
gamma transition temperature
دمای تبدیل شیشهای
exhaust gas temperature
دمای گاز خروجی
thermodynamic temperature scale
مقیاس دمای ترمودینامیکی
high temperature strength
استحکام حرارتی
hot temperature zone
ناحیه بسیار گرم
high temperature alloy
الیاژ درجه حرارت بالا
high or low temperature
گرمای زیادیاکم
glasy trainsition temperature
دمای تبدیل شیشهای
normal temperature and pressure
شرایط متعارفی
temperature independent paranagnetism
پارامغناطیس گرما مستقل
heat deflection temperature
دمای انحراف گرمایی
constant temperature pressure
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
compressor inlet temperature
دمای گازهای ورودی کمپرسور
wet bulb temperature
دمای تر مخزن
internal temperature rise
افزایش درجه حرارت داخلی
high temperature steel
فولاد با ثبات حرارتی
maximum demand meter
تقاضاسنج
maximum asymmetric three phase
current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
maximum security prison
زندان فوق امنیتی
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
actual maximum flowline
ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
maximum flood discharge
بده حداکثرطغیان
maximum allowable concentration
حداکثر غلظت مجاز
maximum and minimum thermometer
گرماسنج حداقل و حداکثر
maximum circuit breaker
کلید جریان زیاد
maximum likelihood method
روش حداکثر درست نمایی
maximum powerpoint voltage
ولتاژ در نقطه توان حداکثر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com