English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (4 milliseconds)
English Persian
media circus تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
Other Matches
circus چالگاه
circus سیرک
circus catch گرفتن توپ با حرکات ژیمناستیکی گرقتن توپ ضربه خورده با روشی عجیب
media هر ماده فیزیکی که برای ذخیره داده به کار می رود
media واسطه ها وسیله ها
media پوشش میانی سرخرگ
media خطا در رسانه ذخیره سازی که داده را خراب میکند
media کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
media رسانه ها واسطه ها
media وسایل
media رسانه ها
media رسانههای گروهی
media طرق
media زیر لایه در لایه اتصال داده از مدل شبکه OSI که دستیابی به رسانه ارسال را ممکن می سازد
media مواد مغناطیسی برای ذخیره سیگنالها مثل دیسک و نوار و.
media دستوراتی که به هر برنامه امکان کنترل چند رسانهای می دهند مثل کارت صدا و قطعه ویدیو
otitis media [OM] عفونت گوش میانی [پزشکی]
media specialist متخصص رسانه ها
removeable media وسیله برداشتنی
media hype تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
output media رسانه خروجی
Media Player برنامه ویندوز که به کاربر امکان نصب سخت افزار چندرسانهای از قبیل صدا و تصویر متحرک و فایلهای ویدیو
media eraser رسانه پاک کن
media conversion تبدیل رسانه ها
mass media رسانههای همگانی
mass media وسایل ارتباط جمعی
mass media رسانههای گروهی
diluting media ماده رقیق کننده
input media رسانه ورودی
magnetic media رسانه مغناطیسی
magnetic media ابزارمیانی مغناطیسی
removable storage media رسانههای ذخیره سازی قابل انتقال
He is seriously claiming [trying to tell us] that the problems are all the fault of the media. او [مرد] به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
device media control language نوعی زبان که توسط مدیرپایگاه داده استفاده میشودتا شرح فیزیمی پایگاه داده راروی یک دستگاه ذخیره دیسک ایجاد کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com