English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English Persian
medical badge علامت رسته پزشکی
medical badge علامت بهداری
Other Matches
badge نشان
badge کارت شناسایی
badge شناسنامه
badge امضاء و علامت برجسته و مشخص
badge علامت
badge مدال
merit badge نشانه هنر
diver badge نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
expert badge نشان تیرانداز ممتاز
shoulder badge strap"shoulder: syn
film badge علامت تشعشعات اتمی
ground badge علامت بهترین درجه دار یاسرباز
campaign badge نشان جنگی
badge reader نشانه خوان
badge reader ماشینی که داده را از یک نشانه مشخصات می خواند
aviation badge نشان خلبانی هوانیروز
film badge برگ شناسایی فیلم
expert badge نشان مهارت در تیراندازی
shoulder badge سردوشی
qualification badge نشان مهارت در تیراندازی
aviation badge ارم خلبانی
take medical a به پزشک مراجعه کنید باطبیب مشورت نمایید
medical بهداشتی
medical پزشکی
medical پزشکی طبی
medical طبی
medical معالجه
medical دانشکده پزشکی سرپزشک
medical بهداری
medical service خدمات پزشکی
medical recovery تخلیه پزشکی
medical records پروندههای بهداری
medical regulator تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
medical recovery اخراجات پزشکی
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
medical psychology روانشناسی پزشکی
medical service قسمت بهداری
medical services خدمات پزشکی
medical treatment معالجه
to take medical advice با پزشک مشورت کردن
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
because of [for] medical reasons بخاطر دلایل پزشکی
medical monitor دستگاه پایش [پزشکی]
medical programs برنامههای پزشکی
medical examiner پزشک قانونی
medical examiner طبیب قانونی
medical evacuation تخلیه بیماران
medical evacuation تخلیه پزشکی
medical evacuation تخلیه بهداری
medical college دانشکده طبی
medical college دانشکده پزشکی
medical department اداره بهداری
medical department قسمت بهداری
medical fitness امادگی پزشکی
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
medical profession طبابت
medical profession پزشکی
medical officer پزشک
medical officer سر پزشک
medical man جراح
medical man پزشک
medical jurisprudence پزشکی قانونی
medical jurisprudence طب قانونی
medical terminology اصطلاحات پزشکی یا طبی
medical response dog سگ سرویس
medical response dog سگ دستیار
emergency medical tag کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
He is an authority on medical science . درعلم پزشکی صاحب نظر است
medical fitness for marriage قابلیت صحی برای ازدواج
emergency medical treatment room اتاق عمل اورژانس
The regulations prescribe that all employees must undergo a medical examination. آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com