English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
medical records پروندههای بهداری
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
Other Matches
records available امار دردست
records available اطلاعات موجود
records اسناد
records سوابق
records پرونده ها
records بایگانی
track records آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
records depository بایگانی راکد
plant records امار تجهیزات کارگاه
pay records پرونده لیست حقوق
office of records بایگانی یا دفتراسناد و مدارک
office of records دفتر بایگانی
cost records مدارک قیمت تمام شده مدارک تعیین ارزش
records depository بایگانی عمومی
dead records بایگانی راکد
track records سابقه
service records سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
service records پروندههای خدمتی
pay records اسنادحقوقی
aircraft records اسناد هواپیما
track records پیشینه
variable length records رکوردهای با طول متغیر
fixed size records رکوردهای با اندازه ثابت
take medical a به پزشک مراجعه کنید باطبیب مشورت نمایید
medical پزشکی طبی
medical بهداشتی
medical بهداری
medical پزشکی
medical معالجه
medical دانشکده پزشکی سرپزشک
medical طبی
medical college دانشکده پزشکی
medical college دانشکده طبی
medical jurisprudence طب قانونی
medical department اداره بهداری
medical badge علامت بهداری
medical treatment معالجه
medical badge علامت رسته پزشکی
medical assemblage مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
medical terminology اصطلاحات پزشکی یا طبی
medical monitor دستگاه پایش [پزشکی]
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
to take medical advice با پزشک مشورت کردن
because of [for] medical reasons بخاطر دلایل پزشکی
medical services خدمات پزشکی
medical service قسمت بهداری
medical officer پزشک
medical officer سر پزشک
medical man جراح
medical man پزشک
medical jurisprudence پزشکی قانونی
medical evacuation تخلیه پزشکی
medical examiner طبیب قانونی
medical examiner پزشک قانونی
medical fitness امادگی پزشکی
medical profession پزشکی
medical evacuation تخلیه بیماران
medical service خدمات پزشکی
medical regulator تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
medical recovery تخلیه پزشکی
medical recovery اخراجات پزشکی
medical department قسمت بهداری
medical evacuation تخلیه بهداری
medical psychology روانشناسی پزشکی
medical programs برنامههای پزشکی
medical profession طبابت
medical response dog سگ سرویس
medical response dog سگ دستیار
emergency medical tag کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
He is an authority on medical science . درعلم پزشکی صاحب نظر است
medical fitness for marriage قابلیت صحی برای ازدواج
emergency medical treatment room اتاق عمل اورژانس
The regulations prescribe that all employees must undergo a medical examination. آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com