English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
medium frequency بسامد متوسط
medium frequency فرکانس میانه
Search result with all words
medium frequency motor موتور با فرکانس میانی
Other Matches
medium واسطه
medium وسیله
medium رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
medium متوسط
medium مقدار متوسط
medium رسانه
medium ملا "
medium متوسط معتدل
medium میانجی واسطه
medium محیط کشت
medium واسط
medium معدل
medium واسطه دلال
medium وسیله انجام کار
medium رسانهای که امکان ذخیره و نمایش داده میدهد مثل دیسک مغناطیسی یا VDU
medium هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
medium مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium میانه
medium میانی
medium محیط
medium مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
medium حد وسط
medium وسط یا میانگین
medium lampholder سرپیچ معمولی
data medium رسانه داده ها
medium steak استیک متوسط سرخ یا پخته شده
polarization of a medium قطبش محیط
medium voltage ولتاژ متوسط
medium scale نقشه مقیاس متوسط
medium scale در مقیاس متوسط
medium range وسیله یا جنگ افزار برد متوسط
medium range با شعاع عمل متوسط
medium of exchange وسیله مبادله
medium of exchange وسیله داد وستد
medium gravle شن متوسط
medium curing قیرهای محلول کندگیر
medium cloud ابرهای متوسط
medium pacer توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
end of medium انتهای رسانه
medium-dry شرابنهچندانشیرین RO
medium speed بیت در ثانیه
virgin medium رسانه بکر
virgin medium واسطه دست نخورده
circulating medium وسیله انتقال قدرت خرید
transfer medium رسانه انتقال
data medium داده رسان
dispersion medium محیط پاشندگی
dispersive medium محیط پخش
empty medium رسانه تهی
medium artillery توپخانه متوسط
medium term میان مدت
medium wave موج متوسط
a medium sized car یک اتومبیل متوسط
medium scale integration مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium format SLR (6 x 6) شکلمتوسطSLR
iron at medium setting درجهمیانیدراتو
medium term planning برنامه ریزی میان مدت
secondary storage medium رسانه انباره ثانوی
medium pace bowler توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
medium term loan وام میان مدت
medium term forecast پیش بینی میان مدت
medium scale intergration مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale integration مدار مجتمع با دو قطعه
medium energy particle ذره میان انرژی
medium carbon steel فولادباکربن متوسط
medium energy particle ذره با انرژی متوسط
track [on a sound recording medium] تیتر آهنگ
medium range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
Short medium and long wave موج کوتاه ومتوسط و بلند
medium tension distribution line خطسیرپخشفشارمتوسط
track [on a sound recording medium] تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
tumble dry at medium to high temperature بادرجهمتوسطبهبالاوخشکبهمبزنید
Unimog [a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks] یونیماک [حمل و نقل]
frequency تواتر
frequency تعداد پریودها پریودیسیته وفور
frequency فراوانی تردد
frequency تکرار
frequency فرکانس تناوب
frequency فراوانی
frequency کثرت وقوع
frequency فرکانس
frequency زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency بسامد
frequency تعداد سیکل ها یا دوره زمانی از حالت موج با قاعده که در هر ثانیه تکرار می شوند
frequency فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
frequency انتساب یک عدد از سیگنالهای مختلف به فرکانسهای مختلف یا سیگنالهای زیادی روی یک کانال ارسال شوند
frequency تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
input frequency فرکانس اولیه
frequency of oscillations فرکانس نوسان
quenching frequency فرکانس نوسان
impluse frequency فرکانس ضربان
frequency of resonance فرکانس رزونانس
input frequency فرکانس ورودی
frequency of vibration تکرار ارتعاش
frequency parameter پارامتر فرکانس
instantaneous frequency مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
infrasonic frequency فرکانس مادون صوت
inermediate frequency بسامد واسطه
impluse frequency فرکانس پولز
impluse frequency فرکانس پالس
image frequency فرکانس تصویر
idle frequency فرکانس بی باری
hum frequency فرکانس اغتشاشات صوتی
high frequency فرکانس بالا
high frequency فرکانس رادیویی بین 3 تا 03مگاهرتز مورد استفاده درمخابرات هوا به دریا
industrial frequency فرکانس صنعتی
high frequency بسامد بالا
high frequency پربسامد
high frequency دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
group frequency بسامد گروهی
fundamental frequency بسامد اصلی
frequency plan طرح فرکانس
frequency relay رله سلکتیو
frequency synthesizer ترکیب یا تلفیق کننده فرکانس
frequency standard استاندارد فرکانس
frequency resistering ثبت و ضبط فرکانس
frequency stabilizer پایدارکننده فرکانس
frequency stabilization پایدار نمودن فرکانس
frequency stability پایداری فرکانس
frequency respone پاسخ فرکانس
frequency spectrum طیف فرکانس
frequency sweep انحراف یا شیفت فرکانس
frequency shift انحراف یا شیفت فرکانس
frequency response واکنش بسامدی
frequency separation جداسازی فرکانس
frequency table جدول بسامد
frequency tolerance میزان تغییر مجاز فرکانس
frequency transformer مبدل یا ترانسفورماتورفرکانس
frequency variation تغییر یا نوسان فرکانس
frequency polygon نمودار چند ضلعی بسامد
frequency range حیطه فرکانس نامی
frequency range محدوده فرکانس نامی
frequency recorder ثبات فرکانس
frequency recorder ضباط فرکانس
frequency region حیطه فرکانس
frequency region ناحیه فرکانس
frequency spectrum بیناب فرکانس
frequency regulator رگولاتور فرکانس
frequency tuning تنظیم فرکانس
frequency triplication تریپلاژ فرکانس
frequency tripler دستگاه سه برابرکننده فرکانس
frequency response خم دامنه- بسامد
intermediate frequency فرکانس میانه
theoretical frequency بسامد نظری
telephone frequency فرکانس صحبت
telephone frequency بسامه تلفنی
telegraphic frequency فرکانس تلگرافی
sound frequency بسامد صوتی
resting frequency بسامد سکوت
resonant frequency بسامد همنوا
relative frequency بسامد نسبی
radian frequency فرکانس زاویهای
radio frequency قطعه الکترومغناطیسی با محدوده فرکانس بین کیلوهرتز و گیگا هرتز
radio frequency فرکانس بالا
radio frequency فرکانس رادیویی
thershold frequency بسامد استانه
threshold frequency بسامد استانه
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
word frequency بسامد واژگانی
wave frequency بسامد موج
voice frequency بسامد صدایی
video frequency فرکانس ویدئو
video frequency بسامد ویدئو
vibrational frequency بسامد ارتعاش
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
very high frequency فرکانس خیلی زیاد
ultrahigh frequency ابرفرکانس
ultrahigh frequency فرکانس فوق العاده زیاد
ultrahigh frequency بسامد ماوراء زیاد
picture frequency فرکانس تصویر
picture frequency بسامد تصویر
low frequency فرکانس پایین
low frequency فرکانس کم
low frequency کم بسامد
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
low frequency بسامد کم
line frequency فرکانس خط
line frequency فرکانس شبکه
limiting frequency بسامد حدی
lift frequency تعداددفعات حمل بار
lift frequency تناوب حمل و نقل
law of frequency قانون بسامد
nominal frequency فرکانس نامی
natural frequency فرکانس طبیعی
natural frequency بسامد طبیعی
modulation frequency فرکانس مدولاسیون
modulation frequency بسامد تلفیق
sonic frequency بسامد صوتی
observed frequency بسامد مشاهده شده
measuring frequency فرکانس سنجش
maximum frequency فرکانس حداکثر
marginal frequency بسامد کناری
mains frequency فرکانس شبکه
intermediate frequency فرکانس میانی
frequency of calls تراکم مکالمه
frequency change تغییر بسامد
frequency constant ثابت فرکانس
frequency controller رگولاتور یا نافم فرکانس
frequency conversion تبدیل فرکانس
frequency transformation تبدیل فرکانس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com