English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (3 milliseconds)
English Persian
mediums محیط کشت
mediums میانجی واسطه
mediums وسیله
mediums متوسط معتدل
mediums رسانه
mediums واسطه
mediums متوسط
mediums مقدار متوسط
mediums معدل
mediums واسطه دلال
mediums وسیله انجام کار
mediums حد وسط
mediums میانه
mediums ملا "
mediums محیط
mediums میانی
mediums مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
mediums رسانهای که امکان ذخیره و نمایش داده میدهد مثل دیسک مغناطیسی یا VDU
mediums هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
mediums مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
mediums وسط یا میانگین
mediums واسط
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com