English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
membership group گروه عضویت
Search result with all words
group membership عضویت گروهی
Other Matches
membership عضویت
he was received to membership بعضویت پذیرفته شد
maintenance of membership هرکس حق اشتغال به کار دارد لیکن اگر عضو اتحادیهای باشدباید در صورت عضویت ان تازمان تعیین شده باقی بماندوالا شغلش را از دست خواهدداد
maintenance of membership حمایت از عضویت
membership character ویژگی عضویت
membership of the parliament عضویت پارلمان
membership of the parliament وکالت مجلس
membership of legislative assembly عضویت مجلس مقننه
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group جمع اوری چندین چیز با هم
out group برون گروه
t group گروه حساسیت اموزی
t group گروه T
in group گروه خودی
we group گروه خودی
group شیعه
group دسته
group گروه
group گروه رزمی
group انجمن
group جمعیت گروه بندی کردن
group دسته دسته کردن
group جمع شدن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group ناوگروه
group دسته بندی کردن
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group حزب
infinite group گروه نامتناهی
leaving group گروه ترک کننده
local group گروه محلی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
group mark نشان گروه
marginal group گروه حاشیهای
group identification همانند سازی گروهی
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
group frequency بسامد گروهی
group factors عاملهای گروهی
norm group گروه هنجار
minority group گروه اقلیت
natural group گروه طبیعی
group printing چاپ گروهی
group of targets گروه هدفها
group of targets گروه اماجها
group norms هنجارهای گروهی
group mark علامت گروه
group interview مصاحبه گروهی
group index اندیس گروه
group pressure فشار گروهی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group velocity سرعت گروهی
group theory نظریه گروهی
group theory نظریه گروهها
group test ازمون گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
group structure ساخت گروهی
group separator جداساز گروه
group selector سلکتور گروهی
group index شاخص گروه
open group گروه باز
business group شرکت سهامی [شرکت]
splinter group گروهجداییطلب
noun group گروهکلمات
interest group علایقگروهی
group practice گروهپزشکی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group گروه قیدی
within group variance پراکنش درون گروهی
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
user group گروه کاربران
user group گروه استفاده کننده
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
selected group گروه گزیده
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group گروه مرجع
product group کالاهی مشابه
primary group گروه نخستین
point group گروه نقطهای
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group گروه جانبی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
task group گروه ماموریت زمینی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group گروه تقارن
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group گروه معیاریابی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
phosphoryl group گروه فسفریل
aiming group عوامل مثلث گیری
peer group گروه همسالان
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
battle group گروه نبرد
beach group گروه خدمات ساحلی
between group variance پراکنش میان گروهی
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
bridged group گروه پل شده
bridging group گروه پل شده
carbonyl group گروه کربونیل
carboxylic group کروه کربوکسیلی
closed group گروه بسته
coacting group گروه همکار
command group گروه فرماندهی
commutative group گروه جابجاپذیر
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
control group گروه گواه
coordinated group گروه کوئوردینانسی
attack group گروه تک به ساحل
group therapy گروه درمانی
aiming group دستگاه مثلث گیری
air group گروه هوایی
air group گروه هوایی یک ناو
pressure group گروه فشار
alkyl group گروه الکیل
alkyl group گروه الکیلی
amino group گروه امینی
acidic group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
acid group گروه اسیدی
acid group گروه اسید
armor group گروه زرهی
armor group گروه زره تانک
army group گروه ارتش
artillery group گروه توپخانه
attack group گروه تک
abelian group گروه ابلی
criterion group گروه ملاک
dead group زاویه بیروح
group dynamics پویش گروهی
age group گروه سالخور
gas group گروه گاز
functional group گروه عاملی
blood group گروه خونی
formal group گروه رسمی
blood group تعیین کردن
group acceptance پذیرش گروهی
feeding group قسمت خوراک دهنده
feeding group گروه تغذیه کننده
age group گروه سنی
group analysis تحلیل گروه
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive محرکه گروهی
group discussion بحث گروهی
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group casting ریخته گری گروهی
group casting ریخته گری
group captain سرهنگ هوایی
group atmosphere جو گروهی
experimental group گروه ازمایشی
detail group قسمت بیگاری
dead group زمین بیروح
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
detail group دسته ماموربیگاری
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
encounter group گروه رویارویی
entry group گروه واجد شرایط
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
entering group گروه وارد شونده
blood group گروه خون
end group گروه انتهایی
activated methylene group گروه متیلن فعال شده
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
age group competition مسابقه برحسب گروه سنی
commutative group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
Why dont you join our group. ? چرا به جمع ما نمی آیی ؟
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
opposition parliamentary group گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
air transport group گروه ترابری هوایی
close covering group ناو گروه مامور پوشش نزدیک
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
date time group گروه تاریخ و زمان
date time group گروه ساعت و زمان
local group of galaxies کهکشانهای گروه محلی
lattice point group گروه نقطهای شبکه
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
encounter group therapy درمان با گروه رویارویی
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com