English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
method of equal appearing intervals روش فاصلههای یکسان نما
Other Matches
equal appearing intervals فاصلههای یکسان نما
appearing فاهرشدن
appearing پدیدار شدن
equally appearing difference تفاوتهای یکسان نما
He acquired kudos by appearing on television. او [مرد] با ظاهر شدن در تلویزیون جلال [شهرت] به دست آورد.
successive intervals فاصلههای متوالی
Once in a while. At long intervals. دیر به دیر
at long intervals دیر دیر
at long intervals بفواصل زیاد
at short intervals بفواصل کم
At regular intervals . درفا صله های معین
at short intervals زود زود
sunny with cloudy intervals <idiom> پراکنده و تا اندازه ای آفتابی [هواشناسی]
cloudy with sunny intervals <idiom> پراکنده و تا اندازه ای آفتابی [هواشناسی]
At odd times . At irregular intervals . وقت وبی وقت
equal همگن
equal کفو
equal دقیقاگ معادل
equal مشابه بودن
is equal to or less than مساوییاکوچکتراز
is equal to مساویبا
One plus one is [equal] two. یک بعلاوه یک برابر [است با] دو.
let ab be equal to cd فرض کنیم ab با cd برابرباشد
equal برابر
equal هم ارز
equal : هم اندازه
equal برابر مساوی
equal هم پایه
equal همرتبه شبیه
is not equal to مساوینیستبا
equal هم تراز کردن
equal : برابر شدن با مساوی بودن
equal همانند
equal یکسان
equal time فیلمتبلیغاتینامزدهایانتخاباتکهازتلویزیونیارادیوپخششود
is equal to or greater than مساوییابزرگتراز
equal sign علامت تساوی
other things being equal اگر برای چیزهای دیگر نباشد
equal sign علامت برابری
On an equal footing. بر پایه مساوی
to be up to the task [to be equal to something] <idiom> از پس کاری برآمدن
is approximately equal to تقرییابرابراستبا
equal angle آهن نبشی
other things being equal اگر شرایط دیگررابرابربگیریم
equal angles اهن نبشی
equal gate دریچه برابری
equal cost lines خطوط هزینه برابر
equal status persons افراد همپایه
principle of equal advantage اصل مزیت برابر
equal sacrifice theory مالیات بایدمتناسب با قدرت پرداخت افرادباشد
equal sacrifice theory برطبق این نظریه
equal sacrifice theory نظریه برابری فداکاری
Equal Opportunities Commission سازماننافربراجرایقانون
line of equal shear خط همبرش
On Thursday it will be variably cloudy [cloudy with sunny intervals] . پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
method مسلک
r method روش ارسال پیامی که در ان ایستگاه گیرنده بایستی رسیدبدهد
method طرز
method ایین شیوه
method سبک
method اسلوب
method راه طریقه
method شیوه
method روش
method طریقه
method متد
by [with] this method با این روش
mean error method روش خطای متوسط
least squares method روش کمترین مجذورات
machining method روش براده برداری
method of limits روش کرانی
limits method روش کرانی
method of measurment متد اندازه گیری
objective method روش عینی
lecture method روش سخنرانی
method of least squares روش کمترین مجذورات
phonic method روش اوایی
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
method of operation عملکرد
measuring method اسلوب سنجش
persuasive method ترغیبی
method of operation روش کار
method of operation طرز کار
method of measurment طریقه اندازه گیری
minimal changes method روش کمترین تغییرات
method of measurment روش سنجش
obstruction method روش ایجاد مانع
offset method روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
method of drawing up طرز تنظیم
method of constants روش محرکهای ثابت
penetration method روش نفوذی
measuring method طریقه اندازه گیری
persuasive method روش تشویقی
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
step through method تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
prestressing method روش پیش فشردگی
separation method روش جداسازی
sight method روش دیداری
simplex method روش سادک
simplex method روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
socratic method روش سقراطی
standard method روش استانده
subtraction method روش تفاضلی
synthetic method روش ترکیبی
tog method روش دیدبانی در خط توپ هدف
tog method روش دیدبانی محوری
reproduction method روش بازسازی
variational method روش تغییر
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
Your method is different from mine . روش شما با من فرق می کند
selection method روش گزینش
prestressing method شیوه پیش تنیدگی
pretension method روش پیش کشیدگی
production method روش تولید
project method روش اموزش طرحی
ration method سبک واگذاری جیره
ration method روش تغذیه پرسنل
recalculation method روش محاسبه عدد
reconstruction method روش بازسازی
research method روش تحقیق
research method روش پژوهش
research method شیوه پژوهش
scientific method روش علمی
seismic method روش زلزله نگاری
Method to my madness <idiom> هدفی که شخصی دارد هر چند دیوانه وار به نظر برسد
montessori method روش مونته سوری
conventinal method روش سنتی
forming method روش تغییر شکل
fractionation method روش کسری
freehand method روش ترسیم ازاد
bottom up method ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
border method روش نواری
gradation method روش گام به گام
biographical method روش زندگینامهای
graphic method روش نگارهای
halving method روش دو نیمه سازی
heuristic method روش اکتشافی
bifactor method روش دو عاملی
bessel method پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
flow method روش جریان
exosomatic method روش برون تنی
equivalents method روش هم ارزسازی
clock method روش شمارش هدفها به طریقه ساعتی روش شمارش در جهت عقربه ساعت
clinical method روش بالینی
centroid method روش مرکزیابی
deductive method روش قیاسی
deductive method روش استنتاجی
diary method روش خاطره نگاری
cathartic method روش پالایشی
calcining method روش تصفیه
calcining method روش تدلیس
economic method روش اقتصادی
economizing method روش صرفه جویی
equilibrium method روش تعادل
experimental method روش ازمایشی
historical method روش تاریخی
inductive method روش استقراء
inductive method روش استقرایی
infinity method روش موازی کردن دو خط تارموی دوربین تنظیم دوربین در بینهایت
insertion method روش درج
anecdotal method روش واقعه نگاری
allowance method روش ایجاد ذخیره
method of adjustment روش تعدیل
instructional method روش اموزشی
adjustment method روش تعدیل
access method روش دستیابی
lagrange's method multiplieres ofundetermind
lagrange's method روش لاگرانژی ضریبهای نامعین
lagrangian method روش تعیین سرعت جریان اب
lagrangian method متد لاگرانژ
deflection method روش انحراف عقربه
idiographic method روش فردنگر
arithmetic method روش حسابی
illumination method روش روشنایی
illumination method سبک روشنایی
anticipation method روش پیش بینی
induction method روش القائی
induction method روش اندوکتیو
induction method طرز القاء
association method روش تداعی
successive reproductions method روش بازسازیهای متوالی
two stage least squares method برای تخمین پارامترها در اقتصادسنجی
basic access method روش دستیابی اصلی
back sight method روش نشانه روی متقابله روش روانه کردن متقابله
axial feed method روش تغذیه محوری
square root method روش جذرگیری
brute force method روش رفع مشکل که بستگی به قدرت کامپیوتر داردو نه به برنامه نویسی مناسب
split half method روش دو نیمه کردن
co twin control method روش کنترل با دو قلوها
coach and pupil method روش مربی و شاگرد دراموزش
coach and pupil method روش استفاده ازکمک مربی
telecommunications access method روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
test retest method روش بازازمایی
angle offset method روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
bulk load method روش استفاده از بارگیری قوال
back azimuth method گرای معکوس در اخراج اشعه
back azimuth method گرای وارونه
virtual work method روش کار مجازی
bulk load method روش بارگیری با بارقوال
appraisal method of depreciation روش تعیین هزینه استهلاک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com