English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (9 milliseconds)
English Persian
missile launch rail ریل فراگیرنده موشک
Other Matches
launch a missile موشک پرتاب کردن
launch جا انداختن کالا در بازار
launch شروع یا اجرای یک برنامه
launch مشابه 5747
launch قرار دادن محصول جدید در بازار
launch راه انداختن
launch اغاز کردن
launch out خراجی کردن
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launch به اب انداختن
launch انداختن پرت کردن
launch روانه کردن مامور کردن
launch به اب انداختن کشتی
launch شروع کردن اقدام کردن
launch به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launch شروع کردن حمله
launch پرتاب
launch اجرای حمله شروع عملیات
launch قایق ورزشی و صیادی
ship's launch قایقبزرگموتوریکشتی
to launch into the air پرواز کردن
product launch جا انداختن محصول در بازار
motor launch قایق موتوری کرجی
motor launch موتور لنج
launch time زمان پرواز هوایی هواپیما
launch time زمان حرکت هوایی
launch into politics داخل سیاست شدن
launch an attack شروع حمله
launch an attack حمله کردن
launch a threat تهدید کردن
launch an attack اجرای حمله شروع تک
to launch in to politics داخل سیاست شدن
to launch a torpedo اژدری شلیک کردن
to launch a torpedo اژدری پرتاب کردن
torpedo launch پرتاب اژدر
To launch a ship (boat). کشتی به آب انداختن
to launch a product with much fanfare کالایی را با هیاهو به صحنه نمایش آوردن
launch escape system سیستمفرارلانچ
to launch [start] a campaign مبارزه ای [مسابقه ای] را آغاز کردن
missile موشک باران کردن
missile موشک
missile پرتابه
missile گلوله موشک
missile اسلحه پرتاب کردنی
missile monitor نوعی سیستم توزیع اتش الکترونیکی متحرک پدافندهوایی که در سطح گروه وگردان و اتشبار مورد استفاده میباشد
missile man موشک انداز
tactical missile موشک رزمی
missile crusier رزم ناو موشک انداز
tactical missile موشک جنگی
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
ready missile موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش
production missile موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
missile stowage انبارموشک
missile master دستگاه توزیع اتش کامپیوتری پدافند هوایی
missile launcher موشک انداز
missile destroyer ناوشکن موشک انداز
guded missile موشک هدایت شوند
antimissile missile موشک ضد موشک
aerodynamic missile موشک ایرودینامیکی
ballistic missile موشک
aerodynamic missile موشکی که به طریقه ایرودینامیکی کار میکند
guided missile موشک هدایت شونده
airbreathing missile موشک مکنده هوا
ballistic missile پرتابه
ballistic missile موشک بالیستیکی
antimissile missile پاد پرتابه
cruise missile موشک کروز
cruise missile موشک هدایت شونده کروز
principal types of missile انواععمدهموشک
hard missile base سکوی پرتاب مستحکم ضد ترکش اتمی
air to underwater missile موشک هوا به زیر اب
air to surface missile موشک هوا به زمین
surface-to-air missile سطحموشکهوا
surface-to-subsurface missile موشکسطحبهسطح
guided missile cruiser زره شکن حامل موشک هدایت شونده
hard missile base پایگاه مستحکم موشک
surface to air missile موشک زمین به هوا موشکهای ضد هوایی
anti-aircraft missile گلولهموشکضدهوایی
anti-radar missile گلولهموشکضدرادار
guided missile destroyer ناو شکن موشک انداز
soft missile base سکوی بی حفاظ
soft missile base سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
anti-ship missile گلولهموشکضدناو
anti-tank missile گلولهموشکضدتانک
rocket [missile with thrust propulsion] موشک [پرتابه] [پرتابه با پیشرانش عقب نشینی]
medium range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
intermediate range ballistic missile موشک بالستیک میان برد
rail شینه
rail الت میانی در و پنجره
z rail ریل یا شینه "زد"
per rail با راه اهن
rail ریل
rail وادارمیانی در و پنجره
rail توبیخ
by rail باقطار
rail ریل خط اهن
rail نرده کشیدن توبیخ کردن
rail خط اهن
rail سرکوفت طعنه
rail سرزنش
third rail ریل کنتاکت
by rail با راه اهن
rail دست انداز کمرکش در و پنجره
rail نرده
cross-rail اسکلت چوبی
communion-rail نرده محراب
rail spike میخ یا پیچ ریل
metal rail ریلفلزی
frieze-rail نرده پیشخوان
damper rail ریلدمبر
cross rail نردهمیانی
closure rail ریلفرعی
check-rail ریلتنظیم
transport by rail حمل و نقل بار بوسیله راه آهن
hammer rail ریلچکش
choir-rail [ردیفی از نرده ها یا جداره ی مشبک که جایگاه همسرایان را از شبستان کلیسا جدا می کند.]
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
chancel-rail نرده مشبک [کلیسا]
picture rail قابعکس
top rail ریلبالایی
sliding rail ریلمتحرک
sill rail ریلپایه
side rail ریلکناری
safety rail سپرامنیتی
running rail ریلسیار
rub rail ریلساینده
rail track مسیرریل
rail track خطآهن
rail section بخشریل
rail joint اتصالریل
lock rail ریلقفلشده
altar-rail [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
chair-rail [قرنیز دور تا دور دیوار شبیه پایه ستون]
towel rail میلهحوله
balance rail ریلتوازن
free on rail تحویل در راه اهن
hand rail جانپناه
hand rail دست انداز نرده
hug the rail غلطیدن یا بلندشدن گوی کنارلبه خارجی میز بیلیارد درنتیجه پیچش گوی
crane rail مسیر حرکت پاتیل جرثقیل مسیر بالابر
conductor rail ریل هادی شمش هادی
conductor rail شینه هادی
catch a rail برخورد تخته موج سواری باموج و سرنگونی
manning the rail گماردن پرسنل به دور ناو یاوسیله برای انجام تشریفات
bullhead rail ریل سردوبل
bottom rail پاسار
guard rail جان پناه
hand rail دستگیره نرده
hand rail جان پناه
hand rail نرده
free on rail قراردادی که در ان فروشنده کالا را درایستگاه راه اهن کشور مبداء به خریدار تحویل میدهد
free on rail تحویل کالا روی قطار
grab a rail خارج شدن از موج با گرفتن میله تخته موج
grooved rail ریل شیاردار
guard rail نرده هائیکه در دوطرف پل جهت عابرین ساخته میشود
guard rail نرده دست انداز راه پله
fishplate rail ریل پشت بندی
guide rail ریل راهنما
guide rail شینه راهنما
fishplate rail ریل وصلهای
post and rail مانع در پرش اسب 4 تیر افقی و 2 تیر عمودی
railroad rail ریل راه اهن
rail tanker واگن مخزن دار
guard-rail نرده
rail switch دوراهی
rail loading سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
rail capacity حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
rail capacity فرفیت راه اهن
ship's rail راه اهن منتهی به کشتی
to rail a place گرداگردجائی نرده یامحجرکشیدن
hand rail دست انداز
guard-rail ریل نگهدار حائل ریل
rail bond پل ریل
contact rail ریل کنتاکت
film guide rail ریلراهنمایفیلم
strategic concentration by rail نشرمسکوکات فلزی
strategic concentration by rail سیستم پولی فلزی
top rail of sash حمایلریلی
skidding door rail ریل زیر در کشویی
double curtain rail میلهدوتاییپرده
single rail logic منطق تک خطی
bottom side rail ریللغزندهزیرین
single curtain rail ریلپردهتکی
pedestrian guard rail جانپناه برای پیاده رو
bonding resistance of rail مقدار مقاومت اتصال به ریل
rail cambering machine دستگاه ریل خم کن
rail borne vehicle وسیله نقلیهای که روی ریل حرکت میکند
double rail logic منطق دو خطی
rail tank car واگن نفت کش
rail shuttle service سرویسانتقالریل
to shift freight traffic from road to rail حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
top and bottom rail of door frame پاسار
sea-to-sea missile موشکبقلبهبقل
surface to surface missile موشک زمین به زمین
air to air missile موشک هوا به هوا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com