English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (8 milliseconds)
English Persian
mission critical برنامه نرم افزاری ه بدون آن شرکت شما کار نمی:ند
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
Other Matches
mission ماموریت
mission هیات اعزامی هیات تبلیغی
mission ماموریت جنگی هیئت سیاسی خدمت میسیون
mission هیات
mission رسالت
mission بماموریت فرستادن
mission وابسته به ماموریت
mission ماموریت هیئت اعزامی یا تبلیغی
specified mission ماموریت تصریحی
immediate mission ماموریت فوری هوایی
immediate mission تک فوری هوایی
mission request درخواست اجرای ماموریت هوایی
search mission ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
primary mission ماموریت اصلی
political mission ماموریت سیاسی
political mission هیئت سیاسی
mission type متضمن ماموریت
mission type حاوی ماموریت
mission time مدت ماموریت
mission ready اماده پرواز
mission ready اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
diplomatic mission هیئت سیاسی
end of mission ماموریت تمام
financial mission هئیت مامورین مالی
fire mission ماموریت اتش
head of the mission رئیس هیات اعزامی
implied mission ماموریت استنتاجی
mission , oriented لازم برای انجام ماموریت ضروری برای انجام ماموریت
mission essential حیاتی از نظر انجام ماموریت
mission essential ضروری برای انجام ماموریت
mission load اماد عملیاتی
mission load بار مبنای عملیاتی
mission mast دکل سوم کشتی
mission objectives هدفهای ماموریت
mission ready هواپیمای اماده برای پرواز
surface mission ماموریت دفاع زمینی
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
air mission ماموریت هوایی
call mission درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
action mission ship ناو اماده
action mission ship guardship ,dutyship : syn
aircraft mission equipment وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
close support mission ماموریت پشتیبانی نزدیک
critical حساس
critical مهم
critical حیاتی بحرانی
critical شاخص
critical منتقدانه
critical وخیم نکوهشی
critical انتقادی
critical value ارزش بحرانی
self critical انتقاد کننده از خود
critical بحرانی
critical واقع درمرحله انتقال
critical وخیم انتقادی قابل تامل
critical خطرناک
critical وخیم
critical position پوزیسیون حساس
critical pressure فشار بحرانی
critical ratio بهر شاخص
critical region منطقه بحرانی
critical region ناحیه بحرانی
critical pollution الودگی بحرانی
critical point نقطه فرود در پرش با اسکی
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
critical point نقطه بحرانی
critical period دوره شاخص
critical period دوره بحرانی
critical region ناحیه شاخص
critical resistance مقدار مقاومت بحرانی
critical resistance مقاومت بحرانی
Critical Regonalism منطقه ی بحرانی
critical velocity سرعت بحرانی
critical valve مقدار بحرانی
critical values مقادیر شاخص
critical temperature درجه حرارت بحرانی
critical temperature دمای بحرانی
critical speed سرعت بحرانی
critical point نقطه بحرانی
critical activity فعالیت بحرانی
critical density چگالی بحرانی
critical depth عمق بحرانی
critical engine موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
critical error خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
critical facility تاسیسات حساس
critical facility تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
critical flow جریان بحرانی
critical frequency فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
critical frequency فرکانس مرزی
critical frequency فرکانس بحرانی
critical deformation تغییر شکل بحرانی
critical date مدت زمان بحرانی
critical damping میرائی بحرانی
critical damping میرائی اپریودیک
critical altitude ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
critical altitude ارتفاع بحرانی
critical amplification تقویت بحرانی
critical angle زاویه بحرانی
critical area ناحیه بحرانی
critical assembly ترتیب بحرانی
critical concentration میزان تمرکز بحرانی
critical coupling تزویج بحرانی
critical coupling کوپلاژ بحرانی پیوست بحرانی
critical current شدت بحرانی
critical damping خفیدگی بحرانی
critical height ارتفاع بحرانی
critical height بلندی بحرانی
critical intelligence اطلاعات حیاتی
critical isotherm منحنی هم دمای بحرانی
critical path مسیر بحرانی
critical item اقلام حیاتی اقلام مهم
critical limit حد بحرانی
critical magnitude اندازه بحرانی
critical mass توده مهم
critical mass توده حساس
critical mass جرم بحرانی
critical materials تجهیزات مهم
critical path مسیربحرانی
critical isotherm هم دمای بحرانی
critical intelligence اطلاعات مهم
critical materials اقلام حیاتی و مهم
critical item اماد حساس
critical path method روش مسیر بحرانی
thermal critical point نقطه ی بحرانی حرارتی
critical path method سی پی ام
critical backing pressure فشار حد خلاء بحرانی
critical build up resistance مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
critical flicker frequency بسامد شاخص در سوسو زدن
critical closing speed سرعت بحرانی پایین
thermal critical point نقطه توقف
critical anode distance فاصله بحرانی اندی
critical angle of attack زاویه حمله
thermal critical point نقطه تبدیل حرارتی
critical path analysis استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
critical path analysis منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
critical angle of attack زاویه حمله بحرانی
critical path analysis تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند تابه اهداف خود برسند و نیز PERT
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
critical cooling rate میزان سرد کنندگی بحرانی
critical infinte cylinder قطر بحرانی استوانه
critical heat flux چگالی جریان شبکه
critical grid voltage ولتاژ بحرانی شبکه
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
critical grid current شدت بحرانی شبکه
critical grid bias ولتاژ بایاس بحرانی شبکه
critical voltage parabola شلجمی مقدار ولت قطع
critical wave legth طول موج بحرانی
critical incidents technique شیوه رویدادهای شاخص
critical molecular mass جرم مولکولی بحرانی
critical grid current جریان بحرانی شبکه
critical heat flux شارحرارتی بحرانی
critical degree of polymerization درجه بحرانی بسپارش
critical mach number عدد ماخی که در ان جریانهای شتابدار اطراف یک جسم دربعضی نقاط رفته رفته به سرعتهای مافوق صوت میرسند
critical raynold's number عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
critical path analysis تحلیل مسیر بحرانی
Things are coming to a critical juncture . کارها دارد بجاهای با ریک می کشد
critical heat flux ratio نسبت شار حرارتی بحرانی
These talks are crucial [critical] to the future of the peace process. این مذاکرات برای آینده روند صلح بسیار مهم [حیاتی] هستند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com