English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
mortar board کپه ملاط
mortar board کپه ساروج
mortar board کلاه چتر گوش دانشکده
Other Matches
mortar شفته
mortar ساروج کردن
mortar هاون داروسازی خمپاره
mortar هاون
mortar ملات
mortar خمپاره
mortar خمپاره انداز
mortar شن اهک
mortar باخمپاره زدن
mortar ملاط
refractory mortar ملاط نسوز
prepare mortar تهیه ملات
lime mortar ملاط اهک
lime mortar ملات اهک
prepare mortar ساختن ملات
rendering mortar ملاط کاهگل
mortar mill مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
mortar mixing ملات سازی
trass mortar ملات تراس
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
mortar tub تشت ملات سازی یا استانبولی
base mortar قبضه مبنا
base mortar خمپاره مبنا
plastic mortar ملات خمیری
modern mortar خمپارهامروزی
lime mortar ملات اهکی
hydraulic mortar ملات اب بند
clay mortar ملات گل
clay mortar ملاط رستی
clay mortar ملاط از خاک رس
counter mortar ضد خمپاره
cement mortar ملاط سیمان
cement mortar ملات سیمانی
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
skin with mortar رومالی کردن با ملات
skin with mortar اندود کردن با ملات
gypsum mortar ملاط گچ
gypsum mortar ملاط گچ و خاک
intrusion mortar ملاط پرکننده درزها
turn the mortar مخلوط کردن ملات
hydraulic mortar ملات ابی
water proofed mortar ملات ابی
water proofed mortar اهک سیاه
water proofed mortar ملات اب بند
lime cement mortar ملات باتارد ملات حرامزاده
lime cement mortar ملات سه گرگه
lime cement mortar ملات کندگیر
seventeenth-century mortar خمپارهقرن71
cement mortar coating پوشش سیمانی
lime cement mortar ملاط اهک و سیمان
To get on board. سوار کشتی شدن
with whom do you board پیش کی غذا میخورید و منزل میکنید
board تخته پوش کردن
go by the board از ناو پرت شدن
to board out بیرون ازخانه خود غذاخوردن
by the board از طرف پهلوی ناو
to go on board سوارکشتی شدن
above board به طور آشکار
i got it over board انرادرکشتی اوردم
i/o board تخته مداری که ورودی وخروجیهای داده ها بین کامپیوتر و دستگاههای جانبی را کنترل میکند
on board <idiom> وسیله نقلیه کوچک ویا هواپیما ویا کشتی سوار شدن
across the board یکسره
board غذای روی میز
board سوار
board تابلو
board تخته
across the board سرجمع
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
board شدن
board تابلوی امتیازات
board صفحه یامیز شطرنج
board سکوی شیرجه
board روکش کردن
board جلد کردن تخته
board تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
board میز غذا
board اغذیه
board میزشوریادادگاه
board هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
board سوارشدن بکنارکشتی امدن
board پانسیون شدن
board منزل کردن
board هیات
board هیئت ژوری
board هیئت کمیسیون
board کمیته تخته کار صفحه چارت
board تخته حاوی نقشه
board مقوا
across the board شامل تمام طبقات
board وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
above board بی حیله
board برد
board صفحه مدار
board وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
board BCP که شامل مسیرهای هدایت برای سیگنالهای کامپیوتری است . برای آدرس و داده و باس کنترل
board تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board کشتی
over the board بازی شطرنج حضوری
board تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
splash board سپر پاشنه قایق
spring board تخته شیرجه
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
shoe board علامتی به شکل نعل اسب درشرطبندیها
status board تابلوی وضعیت
status board تابلوی نشان دهنده وضعیت
status board تابلو وضعیت
story board مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
pack board وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
sliding board سرسره
paddle board تخته شنا
side board میز کناری
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
side board میز پا دیواری
open board صحنه خلوت شطرنج
sliding board سراشیبی
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
ouija board لوح احضار
shoulder board پیش فنگ
side board میز قفسه دار
side board میز دم دستی
selection board هیات گزینش
seguin board تخته سگن
populated board یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
plotting board صفحه مخصوص محاسبات سمت و بردتیراندازی طرح تیر یا نقشه مسیر حرکت
plotting board پلاتینگ برد
panel board تابلوی برق
particle board نوتخته
particle board تخته خرده چوب
paste board مقوا
playing the board بازی فی نفسه
playing the board بازی بر صفحه
paste board کارت
pit board تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
press board مقوای فشرده
programmer board برد برنامه ریز
range board میز تنظیم مسافت
sea board خط ساحلی
sea board دریاکنار
sea board کناردریا
sea board کناره دریا
scale board تخته نازک
scaffold board تخته زیر پا
scaffold board تخته چوب بست
running board تخته رکاب اتومبیل
runing board رکاب
reserve on board مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
straw board مقوای ضخیم
ironing board میزاتو
sandwich board آگهیتبلیغاتیکهبهشانهمیاندازند
To board a plane. سوار هواپیما شدن
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
for full board برای تمام پانسیون
for half board برای نیم پانسیون
for half board برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
for full board برای تختخواب و تمام وعده های غذا
half board هتلیکهفقطصبحانهوعصرانهدرآنسروشود
full board هتلیکهدرآنهمهوعدههایغذائیسرومیشود
placard board تختهپلاکارد
pressing board تختهفشرده
route board تختهتعیینمسیر
skirting board تختهپارچهای
tote board تختهحملونقل
board and lodging غذاییبرایخوردنومکانیبرایخوابیدن
board meeting جلسهمالکیاهیئتمدیرهیکشرکت
chopping board تختهسبزیو گوشت
to board a flight سوار هواپیما شدن [برای پرواز به مقصدی]
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
barge-board [تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
clap-board [تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
eaves-board لب بام
board and lodging خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
governing board کمیته حاکمه
managing board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
management board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of management کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of managers کمیته مباشر [شرکت سهامی]
louvre-board سکویروزنهدار
lighting board تختهروشنایی
thin board لا
three ply board تخته سه لا
tilting board صفحه کج شونده
to fall over board ازکشتی پرت شدن
top board میز نخست شطرنج
tread board کف پله
unpopulated board تخته مداری که مولفههای ان باید توسط خریدار تهیه شوند
valley board اب رو درهای
terminal board تخته ترمینال
terminal board تخته کلم
switch board صفحه کلید برق یاتلفن
switch board صفحه تقسیم برق
switch board تابلوی برق
system board برد سیستم
takeoff board تخته پرش طول
tea board سینی
terminal board تخته اتصال سیم
terminal board محوراتصال سیمها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com