English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
moulding board تختهای که خمیر را روی ان قالب میکنند
Other Matches
moulding ریخته گری
moulding گچ بری
moulding قالب گیری
moulding ابزاربند
moulding قالب سیم
moulding قالب
brick moulding دستگاه خشتزنی
brick moulding ماشین قالب زنی
moulding press منگنه
bumper moulding زهسپر
moulding clay خاک قالب گیری
moulding plane رنده ابزار
moulding templet کشو
bed moulding گچبری بالای کتیبه
moulding templet ابزار کشویی
beak-moulding [ابزار مغزی آویزان]
bracket moulding [بستی به شکل دوخم]
edge-moulding گچ بری لبه
brick moulding خشتمالی
drip moulding شیارآبچکان
lattic-moulding [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
hollow moulding [گچ بری مقعر در ته ستون]
injection moulding روش قالب گیری تزریقی
weather moulding سنگی که اب باران راردمیکند
crown moulding گچ بری تاجی شکل
weather moulding ابریز
cable moulding فتیله نیمگرد یا گرد
hatched moulding گچ بری که عبارت است ازدورشته خطهای متوازی که همدیگر راقطع کر
body guard moulding قالبحفافتیبدنه
body side moulding زرهدورماشین
flush bead moulding [تزئینات گچ بری دوتایی]
go by the board از ناو پرت شدن
above board به طور آشکار
by the board از طرف پهلوی ناو
to go on board سوارکشتی شدن
to board out بیرون ازخانه خود غذاخوردن
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
over the board بازی شطرنج حضوری
on board <idiom> وسیله نقلیه کوچک ویا هواپیما ویا کشتی سوار شدن
above board بی حیله
i/o board تخته مداری که ورودی وخروجیهای داده ها بین کامپیوتر و دستگاههای جانبی را کنترل میکند
To get on board. سوار کشتی شدن
i got it over board انرادرکشتی اوردم
with whom do you board پیش کی غذا میخورید و منزل میکنید
across the board سرجمع
across the board شامل تمام طبقات
across the board یکسره
board میزشوریادادگاه
board تخته
board هیئت کمیسیون
board هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
board کمیته تخته کار صفحه چارت
board تخته حاوی نقشه
board منزل کردن
board سوار
board شدن
board تابلو
board تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
board هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board غذای روی میز
board سوارشدن بکنارکشتی امدن
board تخته پوش کردن
board پانسیون شدن
board میز غذا
board هیات
board هیئت ژوری
board اغذیه
board تابلوی امتیازات
board جلد کردن تخته
board مقوا
board تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها
board کشتی
board تخته مدار چاپ شده که به سیستم وصل میشود تا کارایی آن را افزایش دهد
board تخته جانبی که به تخته اصلی سیتم وصل میشود
board BCP که شامل مسیرهای هدایت برای سیگنالهای کامپیوتری است . برای آدرس و داده و باس کنترل
board وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود
board صفحه مدار
board برد
board روکش کردن
board صفحه یامیز شطرنج
board سکوی شیرجه
board وسیله نصب مسط ح که روی آن قط عات الکترونیکی نصب و متصل اند
tea board سینی
side board میز قفسه دار
side board میز کناری
side board میز پا دیواری
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
story board مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد
on board regulation تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
switch board تابلوی برق
switch board صفحه تقسیم برق
terminal board تخته اتصال سیم
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
sliding board سرسره
status board تابلوی نشان دهنده وضعیت
takeoff board تخته پرش طول
status board تابلو وضعیت
status board تابلوی وضعیت
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
open board صحنه خلوت شطرنج
system board برد سیستم
straw board مقوای ضخیم
string board تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
spring board تخته شیرجه
splash board سپر پاشنه قایق
switch board صفحه کلید برق یاتلفن
shoe board علامتی به شکل نعل اسب درشرطبندیها
sliding board سراشیبی
side board میز دم دستی
shoulder board پیش فنگ
press board مقوای فشرده
plotting board صفحه مخصوص محاسبات سمت و بردتیراندازی طرح تیر یا نقشه مسیر حرکت
plotting board پلاتینگ برد
playing the board بازی فی نفسه
playing the board بازی بر صفحه
pit board تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
paste board کارت
paste board مقوا
particle board تخته خرده چوب
particle board نوتخته
panel board تابلوی برق
paddle board تخته شنا
pack board وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
programmer board برد برنامه ریز
range board میز تنظیم مسافت
populated board یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
selection board هیات گزینش
seguin board تخته سگن
sea board خط ساحلی
sea board دریاکنار
sea board کناردریا
sea board کناره دریا
scale board تخته نازک
scaffold board تخته زیر پا
scaffold board تخته چوب بست
running board تخته رکاب اتومبیل
runing board رکاب
reserve on board مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
ouija board لوح احضار
terminal board محوراتصال سیمها
to board a flight سوار هواپیما شدن [برای پرواز به مقصدی]
for full board برای تختخواب و تمام وعده های غذا
for half board برای تختخواب، صبحانه و یک وعده غذای اصلی
for half board برای نیم پانسیون
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
To board a plane. سوار هواپیما شدن
sandwich board آگهیتبلیغاتیکهبهشانهمیاندازند
ironing board میزاتو
half board هتلیکهفقطصبحانهوعصرانهدرآنسروشود
full board هتلیکهدرآنهمهوعدههایغذائیسرومیشود
draining board آبچکانفرفشوئی
chopping board تختهسبزیو گوشت
board meeting جلسهمالکیاهیئتمدیرهیکشرکت
board and lodging غذاییبرایخوردنومکانیبرایخوابیدن
tote board تختهحملونقل
managing board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board and lodging خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
eaves-board لب بام
clap-board [تخته ی رو کوبی یا روکار ساختمان]
barge-board [تخته بالای سنتوری زیر سرپوش]
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
governing board کمیته حاکمه
board of managers کمیته مباشر [شرکت سهامی]
board of management کمیته مباشر [شرکت سهامی]
management board کمیته مباشر [شرکت سهامی]
skirting board تختهپارچهای
route board تختهتعیینمسیر
board games بازی روی تخته
board game بازی روی تخته
weather board تخته سرازیری که دم دراطاق می گذارند
weather board تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
wash board تختهای که برای ازاله اطاقها بکارمیبرند
wash board تخته رختشویی
wall board تخته برای چوبکاری دیوار
valley board اب رو درهای
unpopulated board تخته مداری که مولفههای ان باید توسط خریدار تهیه شوند
tread board کف پله
top board میز نخست شطرنج
to fall over board ازکشتی پرت شدن
tilting board صفحه کج شونده
three ply board تخته سه لا
thin board لا
terminal board تخته ترمینال
bread-board تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-board تختهی نان بری
pressing board تختهفشرده
placard board تختهپلاکارد
louvre-board سکویروزنهدار
lighting board تختهروشنایی
front board مقوایجلویی
for full board برای تمام پانسیون
board insulation عایقتختهای
backing board تختهپشتیبان
back board جلدپشتی
alighting board تختهتراز
emery board سوهان ناخن
diving board دایو
diving board تخته پرش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com