Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
English
Persian
multi platform
که روی سخت افزارهای مختلف اجرا میشود
Other Matches
platform
سکو
platform
سکوی شیرجه
platform
تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
platform
نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platform
نوع استاندارد سخت افزار که محدوده مشخص از کامپیوترها را می سازد
platform
پایه
platform
پایگاه
platform nu
شمارهسکو
platform 3
سکوی شماره 3
where is the platform 3?
سکوی شماره 3 کجاست؟
platform
رسانگر حامل گیرنده
platform
کف راه جایگاه خطابه
platform
صحن
platform
مرام
platform
خط مشی
platform
سخن رانی کردن
platform
درجای بلند قرار دادن
platform
سطحه
platform
سکوی ایستگاه راه آهن
platform
پایه نصب
bath platform
سکویحمام
camera platform
سکویدوربین
platform shelter
سایبانسکو
jack-up platform
سکویبالابر
load platform
سکویبار
platform entrance
سکویورود
platform ladder
نردبانسکویی
passenger platform
سکویمسافرین
starting platform
سکوی شروع
platform car
واگن بی لبه
platform independence
استقلال پایهای
platform load
بار اماده برای بارریزی هوایی
platform load
بار سکودار
platform load
بار کف دار
pouring platform
سطح ریزش
space platform
ایستگاه فضایی
stairs with a platform
پلکان با پاگرد
fixed platform
سکویثابت
platform trolley
چرخدستیسکویی
production platform
سکویتولیدات
flight platform
سکوی پرواز
connectivity platform
برنامه اتصال
compass platform
bridge
baffle platform
کف ارام کننده
airdrop platform
سکوی بارریزی هوایی
aerial platform
سکوی مخصوص پرتاب بار با چتر
aerial platform
سکوی مخصوص بارریزی هوایی
stepped platform
صفحه پله دار
space platform
پایگاه فضایی
station platform
سکویایستگاه
weighing platform
صفحهوزنه
oil platform
سکوینفتی
military platform
سکوی نظامی
lifting platform
صفحه بالابر
launching platform
launcher
hardware platform
پایگاه سخت افزار
platform pallet truck
چرخمسطحسکویی
Is this the right platform for the train to London?
آیا این سکوی قطار لندن است؟
camera platform lock
محلقفلدوربینبهپایه
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
air delivery platform
پالت مخصوص بارریزی هوایی
gate operating platform
سکوی مانور دریچه ها
semi-submersible platform
سکوینیمهشناور
multi
دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi-
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi-
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi-
دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
What platform does the train from York arrive at?
قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
What platform does the train to York leave from?
قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
multi-millionaire
بسیار پولدار
multi user
چند کاربری
multi level
چند سطحی
multi mate
مالتی میت
multi meter
سنجه چند کاره
multi way switch
کلید تبدیل
multi way switch
کلید چند راهه
multi way machine
دستگاه چند راهه
multi disk
مربوط به چندین نوع دیسک
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
multi-millionaires
بسیار پولدار
multi-millionaires
بسیار ثروتمند
multi pass
چند گذری
multi address
با چند نشانی
multi-storey
چندطبقه
multi-coloured
چندرنگه
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
multi channel
چند کاناله
multi contact
چند قطبی
multi disk
وسیلهای که از اندازههای مختلف و قالبهای دیسک می خواند
multi disk
سیستمی که دیسک درایوهای نصب شده با اندازههای مختلف دارد
multi valued
چند ارز
multi stage
چند مرحلهای
multi ply
چند لا
multi purpose
چند منظوره
multi programming
سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
multi tasking
اجرای چندین کار
multi tasking
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان
multi stage
چند طبقه
multi segment magnetron
ماگنترون با اند چند تیغهای
multi span bridge
پل چند دهانه
multi circuit switch
کلید سری
multi color recorder
نگارنده چند رنگ
multi conductor cable
کابل چند رشتهای
multi conductor cable
کابل افشان
multi speed motor
موتور چند سرعتی
multi-purpose ladder
نردبانچندمنظوره
multi-ply plywood
تختهچندخط
multi layer weld
جوشکاری چند لایه
multi bus system
معماری کامپیوتر که باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و یک باس کند تر بین CPU و سایر وسایل جانبی دارد
multi-ply yarn
نخ چند لا
multi-chain necklaces
گردن بند چند زنجیره
multi rate meter
کنتور با چند نرخ مختلف
multi prupose project
طرح چند منظوره
multi purpose machine
ماشین چند کاره
multi purpose vehicle
وسیله نقلیه برای اهداف گوناگون
A multi-storey building.
ساختمان چندین طبقه
multi scan monitor
مشابه 6632
multi blade grap
قلاب چند تیغه
multi board computer
کامپیوتری که چندین تخته مدار مجتمع دارد که به یک تخته اصلی وصل هستند
multi chamber klin
کوره چند محفظهای
multi contact plug
دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
multi variate analysis
تحلیل چند متغیره
multi level planning
برنامه ریزی چند سطحی
multi terminal system
سیستمی که چندین ترمینال به یک CPU وصل شده اند
multi stage scaffolding
داربست چند طبقه
multi statement line
خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
multi part stationery
کاغذ متمادی با چند ورق با هم یا همراه کاربن یا بدون کاربن
multi window editor
برنامه ایجاد و ویرایش تعدادی برنامه کاربردی مستقل هر یک در یک پنجره مستقل در صفحه نمایش در یک زمان
multi strand machine
دستگاه چند رشتهای
multi line spectrum
طیف چند خطی
multi user system
سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
multi tone horn
بوق با اصوات مختلف
multi stage sampling
نمونه گیری چند مرحلهای
multi stage production
تولید چند مرحلهای
multi electrode valve
لامپ چند قطبی
multi stage amplifier
تقویت کننده چند طبقه
multi stage amplifier
امپلی فایر چند طبقه
multi stage experiment
ازمایش چند مرحلهای
multi stage press
پرس چند طبقه
multi flame burner
اجاق چند شعله
multi layer coil
سیم پیچی چند لایه
multi grid tube
لامپ چند شبکه
multi jet blowpipe
بوری چند شعله
multi strike printer ribbon
ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
multi span deap beam
تیر تیغه چند دهانه
multi-storey car park
پارکینگ چند طبقه
multi-storey car park
پارکینگ طبقاتی
multi spindle drilling machine
ماشین مته با چند هرزگرد
multi section type rotary switch
سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
perveance of a multi electrode valve(tub
پروه انس لامپ چند قطبی
Unimog
[a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks]
یونیماک
[حمل و نقل]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com