English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (11 milliseconds)
English Persian
multiple capacitor خازن چندگانه
Other Matches
capacitor وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
most capacitor خازن ماس
capacitor تا دو هفته نیرو فراهم کند.
capacitor وسیلهای از که فرفیت یک ماده برای ذخیره سازی داده استفاده میکند
capacitor عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
capacitor فرف
capacitor خازن [فیزیک] [مهندسی]
capacitor باطری
capacitor انباره
capacitor ذخیره کننده برق خازن
capacitor خازن
capacitor motor موتور خازنی
capacitor loudspeaker بلندگوی خازنی
fixed capacitor خازن ثابت
capacitor storage حافظه خازنی
capacitor store انباره خازنی
ceramic capacitor خازن سفالی
gang capacitor خازن واریابل
filter capacitor خازن صافی
electrolytic capacitor خازن الکترولیت
electrolytic capacitor خازن الکترولیتی
electrolytic capacitor خازن الکتریکی
dual capacitor خازن دوبل
discharger of a capacitor تخلیه خازن
coupling capacitor خازن اتصال
coupling capacitor خازن جفت ساز
plate of a capacitor جوشن خازن
comperssion capacitor خازن متراکم
grid capacitor خازن شبکه
gang capacitor چندکاره
shunt capacitor خازن موازی
input capacitor خازن ورودی
input capacitor خازن اولیه
mica capacitor خازن میکایی
mica capacitor خازن میکا
paper capacitor خازن کاغذی
plate capacitor خازن صفحهای
series capacitor خازن سری
shunt capacitor خازن شنت خازن موازی شده فرعی
suppression capacitor خازن پارازیت گیر
trimmer capacitor خازن نیم متغیر
variable capacitor خازن گردان
variable capacitor خازن متغیر
vernier capacitor خازن ورنیهای
ideal capacitor خازن ایده ال
tubular capacitor خازن لولهای
blocking capacitor نوعی خازن
capacitance of a capacitor برق پذیری خازن
capacitance of a capacitor فرفیت خازن
calibration capacitor خازن کالیبراسیون
bypass capacitor خازن شنتی
air capacitor خازن هوایی
heavy current capacitor خازن جریان قوی
anti interference capacitor خازن ضد تداخل
gas filled capacitor خازن گازی
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
capacitor intel filter شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
grid blocking capacitor خازن شبکه
high potential capacitor خازن فشار قوی
low loss capacitor خازن با تلفات دی الکتریک کم
high tension capacitor خازن فشار قوی
high voltage capacitor خازن فشار قوی
capacitor start induction motor موتور متناوب که رتور ان توسط ولتاژ القاء شده از سیم پیچ میدان تحریک میشود
high tension electrolytic capacitor خازن الکترولیت فشار قوی
multiple معماری کامپیوتر موازی که یک ALU و باس داده و چندین واحد کنترل دارد
multiple مضاعف چند ردیفه چند لولهای
multiple مضروب
multiple چندلا گوناگون
multiple مضرب
multiple چند فاز چندگانه
multiple چند برابر
multiple چندگانه
multiple ضرب چندتا
multiple چند
multiple گوناگون
multiple چندین
multiple نتیجه و محل دستور بعدی که باید اجرا شود
multiple دستوری با بیش از یک آدرس برای عملوندها
multiple استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
multiple مضاعف
multiple معماری کامپیوتر که از باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و باس کندتر بین CPU و رسانه جانبی استفاده میکند
multiple حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
multiple متعدد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
multiple regression رگرسیون
multiple regression چندمتغیری
multiple ionization یونش مکرر
multiple reinforcement تقویت چندگانه
multiple series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
multiple length با درازی چندگانه
multiple punch منگنه چندگانه
multiple precision دقت چند برابر
multiple regression رگرسیون چند گانه
multiple personality شخصیت چندگانه
multiple offence حمله مرکب
multiple moment گشتاور چندگانه
multiple key کلید چند راه
multiple landuse استفاده چندگانه زمین
multiple star ستاره چندگانه
multiple stores فروشگاههای بزرگ فروشگاههای زنجیرهای
least common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple integral انتگرال چندگانه [ریاضی]
least common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
multiple use key استفادهمتعددکلید
multiple sclerosis فلج چندگانه
multiple access دستیابی چندگانه
multiple-choice وابسته به پرسش چند پاسخی
multiple wire چند رشتهای
multiple wire چند سیمه
multiple well system سیستم چند چاهی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
multiple telegraphy تلگراف چندگانه
multiple images تصاویر چندگانه
multiple contact کنتاکت دستهای
multiple regression رگرسیون چند متغیره
multiple contact دسته کنتاکت
multiple connector بست چند گانه
multiple circuit مدار چند طبقه
multiple circuit مدار چندگانه
multiple amplifier تقویت کننده چند طبقه
multiple address با نشانی چندگانه
multiple cable کابل چند رشتهای
multiple bond پیوند چندگانه
multiple correlation همبستگی چند متغیری
multiple cut off برش چند متغیری
multiple correlation همبستگی چندگانه
multiple gun توپ چند لولهای
multiple foul خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
multiple therapy درمان تعاونی
multiple drill تمرین چندکاره یا مختلط
common multiple مضرب مشترک
multiple drill تمرین چند یکانی
multiple light fitting رابطچندلامپ
multiple exposure mode چندحالته
lowest common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple access network شبکه با دسترسی چندگانه
multiple address instruction دستورالعمل چند ادرسه
multiple address message پیام چند ادرسه
multiple absolute prediction پیش بینی چند متغیری مطلق
multiple arch dam سد چند قوسی
coefficient of multiple correlation ضریب همبستگی چندگانه
index of multiple correlation شاخص همبستگی چندگانه
law of multiple proportions قانون نسبتهای اضعافی
smallest common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
lowest common multiple کوچکترین مضرب مشترک
multiple grid valve لامپ چند شبکه
multiple unit valve لامپ مرکب
multiple arc lamp لامپ قوسی با اتصال چند گانه
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
multiple contact switch کلید پلهای
multiple job processing پردازش چند کاره
multiple dome dam سد چند گنبدی
multiple determination coefficient ضریب تعین چند متغیری
multiple differential prediction پیش بینی افتراقی چند متغیری
multiple discriminant function تابع تشخیص چند متغیری
multiple pass printing چاپ چند گذری
multiple drum winding سیم پیچ استوانهای چندگانه
multiple user system سیستم چند استفاده کننده
multiple voltage system روش چند ولتی
multiple cable joint موف انشعاب
multiple choice test ازمون چند گزینهای
multiple choice item پرسش چند گزینهای
multiple channel system سیستم چند کاناله
multiple cable joint اتصال کابل چند رشتهای
multiple cable joint مفصل انشعاب
multiple conductor cable کابل چند رشتهای
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
multiple-span beam bridge پلمیلهایچنددهانهای
lowest common multiple [LCM] کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com