English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English Persian
multiple reinforcement تقویت چندگانه
Other Matches
reinforcement توانده
reinforcement جوشن
reinforcement فولادگذاری
reinforcement ارماتور
reinforcement وضع مجدد
reinforcement تجدید قوا
reinforcement مدد
reinforcement تقویت
reinforcement استحکام
reinforcement پاداش
over reinforcement اضافه ارماتورگذاری شده
concurrent reinforcement تقویت همزمان
conjunctive reinforcement تقویت عطفی
continuous reinforcement تقویت پیاپی
mixed reinforcement تقویت مختلط
chained reinforcement تقویت زنجیرهای
bar reinforcement تقویت میله
alternative reinforcement تقویت متناوب
accidental reinforcement تقویت اتفاقی
covert reinforcement تقویت نااشکار
delayed reinforcement تقویت درنگیده
differential reinforcement تقویت افتراقی
schedules of reinforcement برنامههای تقویت
reinforcement schedules برنامههای تقویت
reinforcement of weld تقویت جوش
reinforcement of shear دوخت
reinforcement distribution توزیع ارماتورها
primary reinforcement تقویت نخستین
positive reinforcement تقویت مثبت
negative reinforcement تقویت منفی
longitudinal reinforcement [فولاد گزاری طولی در بتن]
social reinforcement تقویت اجتماعی
spiral reinforcement فولادگذاری مارپیچ
intermittent reinforcement تقویت ناپیاپی
interval reinforcement تقویت فاصلهای
longitudinal reinforcement ارماتور طولی
longitudinal reinforcement فولادگذاری طولی
mesh reinforcement ارماتور مشبک فلزی
verbal reinforcement تقویت کلامی
transverse reinforcement ارماتور عرضی
suspension reinforcement ارماتور معلق
terminal reinforcement تقویت پایانی
orthogonal mesh reinforcement شبکه ارماتور عمود برهم
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
multiple مضاعف چند ردیفه چند لولهای
multiple گوناگون
multiple چند
multiple چندگانه
multiple مضروب
multiple چند برابر
multiple چند فاز چندگانه
multiple مضرب
multiple چندلا گوناگون
multiple متعدد
multiple مضاعف
multiple معماری کامپیوتر موازی که یک ALU و باس داده و چندین واحد کنترل دارد
multiple استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
multiple دستوری با بیش از یک آدرس برای عملوندها
multiple نتیجه و محل دستور بعدی که باید اجرا شود
multiple معماری کامپیوتر که از باس سریع بین CPU و حافظه اصلی و باس کندتر بین CPU و رسانه جانبی استفاده میکند
multiple حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
multiple چندین
multiple ضرب چندتا
multiple regression چندمتغیری
multiple regression رگرسیون چند گانه
multiple regression رگرسیون
multiple key کلید چند راه
multiple landuse استفاده چندگانه زمین
multiple precision دقت چند برابر
multiple regression رگرسیون چند متغیره
multiple length با درازی چندگانه
multiple moment گشتاور چندگانه
multiple offence حمله مرکب
multiple personality شخصیت چندگانه
multiple punch منگنه چندگانه
multiple series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
multiple star ستاره چندگانه
multiple stores فروشگاههای بزرگ فروشگاههای زنجیرهای
multiple integral انتگرال چندگانه [ریاضی]
least common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
least common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
multiple use key استفادهمتعددکلید
multiple-choice وابسته به پرسش چند پاسخی
multiple sclerosis فلج چندگانه
multiple wire چند رشتهای
multiple wire چند سیمه
multiple well system سیستم چند چاهی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
multiple correlation همبستگی چندگانه
multiple ionization یونش مکرر
multiple contact کنتاکت دستهای
multiple contact دسته کنتاکت
multiple connector بست چند گانه
multiple circuit مدار چند طبقه
multiple circuit مدار چندگانه
multiple access دستیابی چندگانه
multiple telegraphy تلگراف چندگانه
multiple capacitor خازن چندگانه
multiple address با نشانی چندگانه
multiple cable کابل چند رشتهای
multiple bond پیوند چندگانه
multiple correlation همبستگی چند متغیری
multiple cut off برش چند متغیری
multiple amplifier تقویت کننده چند طبقه
multiple images تصاویر چندگانه
multiple gun توپ چند لولهای
multiple foul خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
multiple drill تمرین چندکاره یا مختلط
multiple drill تمرین چند یکانی
common multiple مضرب مشترک
multiple therapy درمان تعاونی
coefficient of multiple correlation ضریب همبستگی چندگانه
law of multiple proportions قانون نسبتهای اضعافی
multiple address message پیام چند ادرسه
multiple address instruction دستورالعمل چند ادرسه
multiple choice item پرسش چند گزینهای
multiple grid valve لامپ چند شبکه
multiple access network شبکه با دسترسی چندگانه
smallest common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
multiple absolute prediction پیش بینی چند متغیری مطلق
multiple exposure mode چندحالته
multiple light fitting رابطچندلامپ
lowest common multiple کوچک ترین مضرب مشترک [ریاضی]
index of multiple correlation شاخص همبستگی چندگانه
multiple arc lamp لامپ قوسی با اتصال چند گانه
multiple arch dam سد چند قوسی
multiple contact switch کلید پلهای
lowest common multiple کوچکترین مضرب مشترک
multiple determination coefficient ضریب تعین چند متغیری
multiple differential prediction پیش بینی افتراقی چند متغیری
multiple discriminant function تابع تشخیص چند متغیری
multiple dome dam سد چند گنبدی
multiple pass printing چاپ چند گذری
multiple drum winding سیم پیچ استوانهای چندگانه
multiple job processing پردازش چند کاره
multiple series condenser خازن متغیر چند اتصالی
multiple channel system سیستم چند کاناله
multiple cable joint اتصال کابل چند رشتهای
multiple cable joint مفصل انشعاب
multiple conductor cable کابل چند رشتهای
multiple choice test ازمون چند گزینهای
multiple voltage system روش چند ولتی
multiple user system سیستم چند استفاده کننده
multiple unit valve لامپ مرکب
multiple cable joint موف انشعاب
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
multiple-span beam bridge پلمیلهایچنددهانهای
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
lowest common multiple [LCM] کوچک ترین مضرب مشترک [ک.م.م] [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com