English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
English Persian
music therapy موسیقی درمانی
Other Matches
music موزیک
will therapy اراده درمانی
therapy مداوا تداوی
therapy معالجه
therapy درمان
music در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است
music خنیا رامشگری
music اهنگ
music موسیقی
social therapy درمان اجتماعی
supportive therapy درمان حمایتی
to a ones voice to music صدای خودراباسازجفت کرد
to face the music دلیرانه با چیزی روبرو شدن
work therapy کاردرمانی
x ray therapy درمان با اشعه مجهول
chamber music موسیقی مجلسی
music stands میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
sheet music نتهای موسیقی که روی صفحات جدا از هم چاپ شده است
soul music موسیقی مذهبی سیاهپوستان
soul music سول
music rest خروجموزیک
sex therapy درمان اختلالات جنسی
semantic therapy معنا درمانی
role therapy نقش درمانی
physical therapy ورزش درمانی
placebo therapy درمان با دارونما
play therapy بازی درمانی
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
quadrangular therapy درمان دو زوجی
radium therapy معالجه بارادیوم
range of music حدود یا میدان علم موسیقی
reality therapy واقعیت درمانی
recreation therapy سرگرمی درمانی
relationship therapy درمان ارتباطی
relaxation therapy ارمش درمانی
religious therapy دین درمانی
piped music موسیقیکهبابلندگودرمکانهایعممیپخششود
rock music موسیقیRock
face the music <idiom> پذیرش نسخه
background music موزیک متن
ambient music موسیقی پس زمینه
background music موسیقی پس زمینه
music track تیتر آهنگ
music track تیتر موسیقی [روی محیط ضبط صوت]
endodontic therapy عصب کشی [روت کانال] [دندان پزشکی]
endodontic therapy روت کانال تراپی [دندان پزشکی]
endodontic therapy درمان ریشه [دندان پزشکی]
ambient music موزیک متن
background music موسیقی متن
music to one's ears <idiom> صدایی که شخص دوست دارد بشنود
to let music wash over somebody به موسیقی متن گوش دادن [اصطلاح روزمره]
make music موسیقی ساختن
play music موسیقی ساختن
make music موزیک ساختن
play music موزیک ساختن
make music آهنگ ساختن
play music آهنگ ساختن
ambient music موسیقی متن
shock therapy درمان با ضربه برقی
aversion therapy درمان اجتنابی
behavior therapy رفتار درمانی
computer music موسیقی کامپیوتری
convulsive therapy تشنج درمانی
cooperative therapy درمان تعاونی
multiple therapy درمان تعاونی
corrective therapy درمان اصلاحی
depth therapy درمان عمقی
direct therapy درمان رهنمودی
conjoint therapy درمان زوجی
ear for music گوش
ear for music موسیقی
art therapy هنر درمانی
analytic therapy درمان تحلیلی
an airy music ساز یا موزیک با روح
speech therapy گفتار درمانی
group therapy گروه درمانی
occupational therapy درمان بوسیله اشتغال بکار کاردرمانی
occupational therapy کاردرمانی
music hall اطاق ساز ورقص
music hall سالن موسیقی
music halls اطاق ساز ورقص
music halls سالن موسیقی
devotion to music دلبستگی به موسیقی
active therapy درمان فعال
adjunctive therapy درمان جنبی
adjuvent therapy درمان تکمیلی
electroconvulsive therapy درمان با تشنج برقی
electronic music موسیقی الکترونیکی
electroshock therapy درمان با ضربه برقی
implosive therapy درمان با غرقه سازی تجسمی
indiental music ساز و اوازی که با نمایشی همراه باشد
music mistress بانویی که موزیک یاد میدهد معلمه موسیقی
indiental music موزیک همراه
indoklon therapy درمان با استنشاق اندوکلون
music chip مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
instructor of music مشاق موسیقی
music box جعبه محتوی ساز کوکی
milieu therapy محیط درمانی
interpretive therapy درمان تفسیری
martial music مزیک جنگی یا نظامی
music of the spheres اهنگ جنبش سیارات
music of the spheres اهنگ حرکات افلاک
marriage therapy درمان زناشویی
existential therapy درمان وجودی
physical therapy تن درمانی
insight therapy بینش درمانی
family therapy خانواده درمانی
music synthesizer ایجادکننده موسیقی
gestalt therapy گشتالت درمانی
music stool کرسی پیانو زنان
root canal therapy عصب کشی [روت کانال] [دندان پزشکی]
root canal therapy درمان ریشه [دندان پزشکی]
college of [music, technology,...] دانشگاه فناوری
root canal therapy روت کانال تراپی [دندان پزشکی]
insulin shock therapy درمان با ضربه انسولین
encounter group therapy درمان با گروه رویارویی
To compose music (potery) . آهنگ ( شعر ) ساختن
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
to set a poem to music اهنگ برای شعری ساختن
to perform a piece of music قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
to perform a piece of music ساز زدن
dual sex therapy درمان دو جنسیتی
client centered therapy درمان متمرکز بر درمان جو
carbon dioxide therapy درمان با انیدرید کربنیک
Beautiful music ( weather ) . موسیقی ( هوای ) قشنگ
insulin coma therapy درمان با اغماء انسولینی
electric convulsive therapy درمان با تشنج برقی
To accpt the consequences . to face the music . پای لرزش نشستن ( عواقب کاری را پذیرفتن )
high fidelity music reproducing system سیستم بازیابی موسیقی باکیفیت عالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com