English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
musical boxes جعبه ساز
Other Matches
musical دارای اهنگ
musical موزیکال
musical موسقی دار
musical instrument ساز
musical language زبان موسیقی
musical box جعبه ساز
musical ability توانش موسیقی
musical chairs <idiom> هر روز شخصی را سریککار گذاشتن
musical chairs نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
musical instrument الت موسیقی
musical instruments ساز
musical instruments الت موسیقی
A musical tone . مقام ( درموسیقی )
musical advisers مشاورموزیکالی
musical instrument digital interface واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
seashore musical ability tests آزمون های استعداد موسیقی سیشور
boxes سرپناه
boxes درقاب یاچهار چوب گذاشتن
boxes مقر پاسبانان یا نگهبانان
boxes احاطه کردن
boxes منطقه پنالتی
boxes هر کدام از شش قسمت زمین بیس بال ناشیگری در گرفتن توپ
boxes مربع روی ورقه محاسبه
boxes چاله
boxes جعبه مقوایی
boxes وسیلهای که تابعی را بدون اینکه کاربر آن بداند چگونه انجام میدهد
boxes جعبه کاغذی یا چوبی یا پلاستیکی
boxes بوکس بازی کردن سیلی زدن
boxes :مشت زدن
boxes درجعبه محصورکردن
boxes شکل حاصل از حرکت چهارهواپیما بصورت لوزی
boxes :
boxes جعبه
boxes قوطی
boxes صندوق
boxes اطاقک جای ویژه
boxes لژ
boxes توگوشی سیلی
boxes بوکس
penalty boxes محوطهی پنالتی
call boxes تلفن صحرایی
post-boxes صندوق پست
call boxes کیوسک تلفن
call boxes کابین تلفن
call boxes اتاقک تلفن
the boxes were nested جعبه ها یکی در توی دیگری قرار گرفته بودند
check boxes جعبههای مقابله
window-boxes قاب پنجره
check boxes چهارگوشهای انتخاب
black boxes جعبه سیاه
signal boxes توقف گاه متصدی علائم
pillar boxes صندوق پستی ستونی شکل
junction boxes جعبه ترمینال
junction boxes جعبه تقسیم
money-boxes غلک
money-boxes صندوق اعانه
tool boxes جعبه ابزار
fuse boxes جعبه فیوز
tinder boxes فندک
tinder boxes قودادن
ballot boxes صندوق ارا
junction boxes جعبه اتصال
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان
sentry boxes اتاقک نگهبانی
jack-in-the-boxes علی ورجه
jack-in-the-boxes نوعی اتش بازی
jack-in-the-boxes جعبهای که چون در انرامیگشایند ادمکی از ان خارج شود
telephone boxes کیوسک تلفن
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
boxes are made of wood جعبه ها از چوب ساخته میشوند
Handle the boxes with care. جعبه ها رابا احتیاط جابجا کنید
boxes are made of wood جعبه ها را از چوب میسازند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com