Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (8 milliseconds)
English
Persian
nail matrix
جایگاهناخن
Other Matches
on the nail
فی المجلس
nail
گرفتن
nail
زدن کوبیدن
nail
قاپیدن
nail
با میخ الصاق کردن بدام انداختن
nail
با میخ کوبیدن
nail
میخ میخ سرپهن
nail
چنگ
nail
چنگال
nail
میخ
nail
سروقت
nail
به موقع
on the nail
نقدا"
nail
میخ زدن
nail
از انتشارچیزی جلوگیری کردن
nail
دستگیر کردن
nail
حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
nail
به موقع پرداختن
nail
سم
nail
ناخن
nail
گل میخ
to nail down
میخکوب کردن
nail down
<idiom>
مطمئن بودن
to nail down
میخ دار کردن
shingle nail
میخ توفال
stub nail
میخ نعل پاره
tooth and nail
بطور وحشیانه
tooth and nail
با جرات باتهور
tooth and nail
نومیدانه
frost nail
میخ یخ شکن
nail shaper
حالتدهندهناخن
hang nail
ریشه ناخن
hang nail
ناخنک
hob nail
میخ سرپهن
nail bit
مته سوزنی
nail biting
ناخن خایی
nail extractor
پرچبر
nail knot
گره بین نخ فرعی و اصلی ماهیگیری
nail puller
میخکش
nail sickness
پوسیدگی چوب
nail brush
ناخن پاک کن
nail brush
برس ناخن
nail files
سوهان ناخن
nail polish
مانیکور
nail polish
رنگ و جلای ناخن
nail brushes
برس ناخن
nail polish
لاک
body of nail
وسعتناخن
dating nail
پرچزماندار
nail bed
جایگاهناخن
nail cleaner
ناخنتمیزکن
nail clippers
ناخنگیر
nail groove
تمیزکردنشیارناخن
nail hole
حفرهناخن
root of nail
ریشهناخن
nail varnish
لاکناخن
He always pays on the nail.
آدم خوش حسابی است
tooth and nail
<idiom>
خشم آلود وغضبناک
nail brushes
ناخن پاک کن
nail files
ناخن تراش
an iron nail
میخ اهنی
an iron nail
میخ اهن
finger nail
ناخن
core nail
سوزن هسته
door nail
گلمیخ در
folding nail file
سوهانناخنتاشو
fight tooth and nail
<idiom>
باچنگ ودندان جنگیدن
hit the nail on the head
<idiom>
یافتن انتخاب صحیح
nail whitener pencil
مدادسفیدکنندهناخن
ornamental door nail
گلمیخ
hit the nail on the head
<idiom>
تو خال زدن
fight tooth and nail
<idiom>
با چنگ و دندان جنگیدن
hit the nail on the head
<idiom>
درست حدس زدن
matrix
زمینه ملاط
matrix
شبکه
matrix
جدول اعداد
matrix
زهدان
matrix
ماتریس
matrix
جابجایی سط ر و ستون در آرایه
matrix
رحم
y matrix
ماتریس ایگرگ
matrix
بچه دان موطن
matrix
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrix
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrix
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrix
قالب
matrix
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
matrix
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix
جای پیدایش ماتریس
matrix
ماتریس
[ریاضی]
matrix
ماترس
z matrix
ماتریس "زد"
triangular matrix
ماتریس مثلثی
[ریاضی]
matrix multiplication
ضرب ماتریس
[ریاضی]
nonsingular matrix
ماتریس عادی
Jacobi matrix
ماتریس ژاکوبی
[ریاضی]
adjunct matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
unit matrix
ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
unit matrix
ماتریس واحد
adjoint matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
invertible matrix
ماتریس وارون
[ریاضی]
square matrix
ماتریس مربعی
[ریاضی]
identity matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
semidefinite matrix
ماتریس نیمه معین
unit matrix
ماتریس همانی
[ریاضی]
the transpose of a matrix
ترانهاده یک ماتریس
[ریاضی]
triangular matrix
ماتریس مثلثی
transpose matrix
ماتریس که جای سطر و ستون ان عوض شده باشد
matrix mechnics
مکانیک ماتریسی
matrix notation
نمایش ماتریسی
matrix or matrices
زهدان
matrix or matrices
رحم
matrix or matrices
شکم
matrix or matrices
تخمدان
matrix or matrices
بچه دان
matrix or matrices
قالب
matrix or matrices
قرارگاه گوهر
matrix or matrices
کالبد
matrix printer
چاپگر ماتریسی
matrix storage
انباره ماتریسی
minor of matrix
کهاد ماتریس
matrix algebra
جبر ماتریس
transpose matrix
ماتریس برگردان
leontief matrix
اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
dot matrix
روش شکل دادن به حروف با استفاده ازنقاط درون ماتریسهای مستط یلی
dot matrix
ماتریس نقطهای
identity matrix
ماتریس واحد
identity matrix
ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
impedance matrix
ماتریس امپدانس
impedance matrix
ماتریس مقاومت فاهری
incidence matrix
ماتریس تلاقی
inverse matrix
ماتریس عکس
invert matrix
ماتریس معکوس
lattice matrix
ماتریس
factor matrix
ماتریس عاملی
leontief matrix
ماتریس لئونتیف
boolean matrix
ماتریس بولی
order of matrix
مرتبه ماتریس
payoff matrix
ماتریس بازدهی در تئوری بازیها
residual matrix
ماتریس مازاد
belief value matrix
شبکه باورها و ارزشها
singular matrix
ماتریس ویژه
singular matrix
ماتریش ویژه
singular matrix
ماتریس منفرد
singular matrix
ماتریس غیر عادی
singular matrix
ماتریس تکین
symmetric matrix
ماتریس متقارن
square matrix
ماتریس مربع
square matrix
ماتریس مربعی
black matrix
صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
nonsingular matrix
ماتریس غیر منفرد
core matrix
ماتریس چنبرهای
diagonal matrix
ماتریس قطری
nonsingular matrix
ماتریس ناتکین
correlation matrix
ماتریس همبستگی
null matrix
ماتریس تهی
null matrix
ماتریس صفر
diagonal matrix
ماتریسی که همه اجزای ان به جز اجزای قطر اصلی صفر باشد
nonsingular matrix
ماتریس ناویژه
impluse response matrix
ماتریس انتقال ضربه
dot matrix printer
چاپگر با ماتریس نقطهای
multivariable multimethod matrix
ماتریس چند متغیری- چندروشی
wire matrix printer
یک چاپگر برخوردی که علائم ماتریس نقطهای را در هربار علامت با فشردن انتهای سیم معینی بر روی نوارمرکبی و کاغذ چاپ میکند چاپگر ماتریسی سیمی
dot matrix printer
چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix printers
چاپگر با ماتریس نقطهای
dot matrix printers
چاپگر یا ماتریس نقطهای
dot matrix character
کاراکتر ماتریس نقطهای
magnetic matrix memory
حافظه ماتریس مغناطیسی
matrix isolation spectroscopy
طیف بینی مجزا شده درماتریس
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
primary diagonal
[matrix]
قطر اصلی
[ریاضی]
the main diagonal of a matrix
قطر اصلی یک ماتریس
[ریاضی]
principal diagonal
[matrix]
قطر اصلی
[ریاضی]
upper triangular matrix
ماتریس بالا مثلثی
[ریاضی]
lower triangular matrix
ماتریس پایین مثلثی
[ریاضی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com