English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (4 milliseconds)
English Persian
naked boys پیاز حضرتی
naked boys سورنجان
Other Matches
boys سوارکار مسابقه اسبدوانی
boys خانه شاگرد
boys پسر
boys پسر بچه
old boys دانش آموز پیشین
Boys will be boys. پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
naked برهنه
naked <adj.> عاری
naked of عاری از
naked عریان
naked عادی
naked بی مدرک
naked لخت
paper boys روزنامه رسان
Teddy boys ژیگول
paper boys روزنامه فروش
bully boys آدم خشن و زورگو
Teddy boys ملبس به جامه های عجیب و غریب
the boys were excused شاگردان مرخص شدند
None of the boys ( children ) came . هیچ کدام از بچه هانیامدند
stable-boys کارگر اصطبل
naked strangle فشارازجانبگلو
naked lady سورنجان
naked lady پیاز حضرتی
naked reverse حمله با مانور سدکنندگان به یک سمت و توپدار به سمت دیگر
stark naked بکلی برهنه
stark naked عور
stark naked لخت
there is no room fo rlazy boys جا برای بچههای تنبل نداریم
Stark naked . In the nude . لخت وبرهنه
To undress . to strip one self naked . لخت شدن
She entered the room as naked as the day she was born . لخت وعور وارد اتاق شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com