Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (9 milliseconds)
English
Persian
named port of destination
بندر مقصد مشخص
Other Matches
named place of destination
مقصد مشخص
named point of destination
نقطه مشخص در مقصد
destination port
بندر مقصد
destination port
بندر تحویل کالا
port of destination
بندر مقصد
named port of shipment
بندر مشخص برای حمل
named
<adj.>
<past-p.>
نامبرده شده
named
<adj.>
<past-p.>
اظهار شده
above named
نام برده شده
named here under
نامبرده زیرین
named here under
نام برده درزیر
herein named
نامبرده دراین نامه
above named
مذکور درفوق
named
<adj.>
<past-p.>
ذکر شده
named
نام برده
named
<adj.>
<past-p.>
بیان شده
named
<adj.>
<past-p.>
گفته شده
named
مشخص
destination
را قرار می دهید
destination
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
destination
تقدیر
destination
سرنوشت
immediate destination
مقصد بعدی
destination
مقصد
immediate destination
اولین مقصد
destination
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
he is rightly named
بمناسبت یادرست اورانام گذارده اند
code-named
رمزشده
named vessel
کشتی مشخص
destination carrier
کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
final destination
مقصد نهایی
destination file
فایل مقصد
destination inspection
بازدید در مقصد
To reach ones destination.
بمقصد رسیدن
moveable by destination
منقول در حکم غیر منقول
named departure point
نقطه مشخص برای حرکت
named airport of departure
فرودگاه معین برای حرکت
freight payable at destination
هزینه حمل در مقصد پرداخت میشود
named place of delivery at frontier
تحویل در مرز مشخص
A load askew does not reach its destination .
<proverb>
بار کج به منزل نمى رسد .
port
دریچه تبدیل برنامه
port
مدخل
last port
شیپور خاموشی
way port
بندر سر راه
out port
ساحلی مورد استفاده سر پل
out port
بندرخارج از محوطه
out port
بندر دور از مقصد
port
ترابردن
i/o port
مدخل ورودی و خروجی
last port
شیپور عزا
port
باب
port
شراب شیرین بارگیری کردن
port
دهانه
port
در رو مخرج
port
دورازه
port
روزنه
port
بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
port
دریچه
port
وسیلهای که بین پورت ورودی /خروجی و چندین وسیله جانبی قرار دارد. و به کامپیوتر امکان دستیابی به تمام آنها را میدهد
port
یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
port
مجرای عبورروغن
port
درگاه
port
ببندر اوردن حمل کردن
port
بردن
port
دماغه
port
مجرا
port
شیار هادی دهانه
port
دروازه
port
روزنه دید حمایل نگهداشتن تفنگ حمایل فنگ
port
حمل کردن مزغل تیراندازی
port
سمت چپ ناو
port
ریل اطراف ناو
port
به آن وصل است را انتخاب کند
port
مداری که داده موازی در کامپیوتر به سریال تبدیل میکند تا امکان دستیابی سریال فراهم کند
port
بندر گاه
port
مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
port
پورت خروجی کامپیوتر با اتصال استاندارد که چاپگر به آن وصل است تا حروف داده را دریافت کند.
port
درب درگاه
port
بندر ورودی
port
فرودگاه هواپیما
port
سوکت و مدار واسط که goystick وارد آن میشود
port
مدار یا اتصال که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسایل خارجی دیگر میدهد
port
اتصال به کامپیوتر که امکان ارسال داده آسنکرون میدهد
port
بندر
port
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
port
مامن مبدا مسافرت
port
لنگرگاه
port
سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
port
بندرگاه
port watch
نگهبان بندر
port watch
پست نگهبانی بندر
put into port
وارد بندر شدن
free port
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
port of exit
مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
port hole
روزنه
port hole
مزغل
port installations
تاسیسات بندری
port of debarkation
بندر مقصد حمل کالا
port of debarkation
بندرپیاده شدن کالا یا نیروها
port of embarkation
بندر عزیمت
port of embarkation
بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
car port
سایبان اتومبیل
port of entry
بندرمحل ورود
port of entry
بندر مقصد
port of entry
مرز ورود کالا یا فرد به کشور
registered port
بندر مشخص
sally port
دروازه بزرگ قلعه
sally port
درب ورودی بزرگ
supply port
درگاه تدارکاتی
terminal port
بندر مقصد
terminal port
بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
treaty port
بندر پیمانی
printer port
قسمتاتصالبهچاپگر
car port
گاراژ بی دیوار ولی سقف دار
port hand
دستسویچپ
port glass
جام شرابقرمزوشیرینپرتقالی
Port-au-Prince
شهر پورت اوپرنس
ejection port
دهانهپرتاب
network port
قسمتکارباشبکهاینترنت
modem port
قسمتقرارگیریمدم
supply port
درگاه تامین
serial port
درگاه ترتیبی
sally port
دریچه
port
[software]
دریچه ای
[مدار و اتصالی]
که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد
[نرم افزار]
[رایانه شناسی]
sally port
دروازه عبور از قلعه
sally port
درب اصلی قلعه یا استحکامات
secondary port
بندر فرعی
secondary port
,
secondary port
subordinatestation : syn
secondary port
station secondary
serial port
مدخل سری
video port
قسمتنمایش
transfer port
دریچهانتقال
keyboard port
قسمتاتصالصفحهکلید
port of call
بندر لنگراندازی
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
exhaust port
مجرای خروجی
exhaust port
دریچه خروجی
freeing port
شکاف یک طرفه
free port
بندر ازاد
gas port
محفظه عبور گاز
gas port
میله تنظیم گاز
gas port
لوله عبور گاز
gun port
مزغل
hard port
فرمان سمت را به سمت مغناطیسی تغییر دهید درعملیات دریایی
controlled port
بندرکنترل شده
controlled port
بندر نظامی کنترل شده
control port
درگاه کنترل
port of call
بندر توقف
admission port
سوپاپ ورودی
admission port
دریچه پذیرش
aerial port
لنگرگاه هوایی
aerial port
باراندازی هوایی
port of call
بندرواقع در مسیر کشتی پاتوق
attention to port
احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
captain of the port
افسر انتظامات بندر
cargo port
دریچه بارگیری ناو
compensating port
مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
hard port
ناو را باچرخش سریع به سمت جلوهدایت کنید
high port
حالت دست فنگ
high port
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
minor port
بندر کوچک
intake port
سوپاپ ورودی
naval port
بندر دریایی
parallel port
درگاه موازی
port arms
پیش فنگ
port arms
فرمان پیش فنگ پیش فنگ کردن
port complex
مجتمع بندری
port complex
لنگرگاه
memory port
درگاه حافظه
midi port
دریچه یا درگاه IDI
main port
refrencestation : syn
intake port
دریچه ورودی
main port
,
main port
port principal
inlet port
دریچه ورودی
main port
بندر اصلی
inlet port
سوپاپ ورودی
home port
پایگاه مادر
home port
پایگاه اصلی
aerial port squadron
گردان بارانداز هوایی
port a punch card
علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
disc drive port
قسمتوروددیسک
port auxiliary service
یگان خدمات بندری
one port radial pump
تلمبه شعاعی یک پرهای
cargo handling at port
جابجایی کالا در بندر
aerial port squadron
گردان عملیات بارانداز هوایی
dual port ram
حافظه تسهیم شده
port hand buoy
بویه سمت چپ
convoy assembly port
بندر محل تجمع کاروان دریایی
convoy assembly port
بندر محل تجمع ستون موتوری
peripheral device port
قسمتاصلیتنظیماتمحیط
check port/starboard
جهت تعقیب رادار به سمت دماغه کشتی یا دم هواپیما
spent fuel port
قسمتسوختمصرفشده
continue port/starboard
چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
yhis port is not yet peopled
این بندر هنوز اباد نشده است
Free pree (trade,port).
مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com