English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (7 milliseconds)
English Persian
national salute احترام به پرچم ملی
national salute شلیک 12 توپ به احترام پرچم ملی
Other Matches
take the salute سلام گرفتن
to take the salute سلام گرفتن
take the salute سان دیدن
salute تعظیم
salute سلام
salute احترام نظامی
salute سرلام کردن
salute سلام دادن
salute تهنیت گفتن
salute درود
salute احترام گذاشتن
salute سلام کردن یا دست دادن دو کشتی گیر در اغازمبارزه
To take the salute. جواب سلام ( نظامی ) رادادن
salute احترام نظامی توپ سلام یا توپ سلام انداختن
hand salute سلام نظامی دادن سلام نظامی
hand salute احترام با دست
gun salute سلام با تیراندازی توپخانه ادای احترام با شلیک توپ
gun salute تیر سلام
fire salute توپ سلام انداختن
color salute سلام پرچم احترام به پرچم
color salute سلام به پرچم
rifle salute پیش فنگ
rifle salute احترام با تفنگ سلام با تفنگ
to fire salute توپ سلام انداختن
parting salute سلام نظامی با توپ و غیره برای عزیمت اشخاص سلام بدرقه
to salute an officer افسری را سلام دادن
to salute with a smile با لبخند تلقی کردن
personal salute تیر سلام برای افراد
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
To stand at the salute. بحالت سلام ایستادن (سلام نظامی )
national ملی
national تبعه
national وابسته به قوم یاملتی
national قومی
national در سطح ملی
national شهروند
national output تولید ملی
national objectives هدفهای ملی
national loan وام ملی
national income درامد ملی
national investment سرمایه گذاری ملی
national infrastructure سازمان بندی داخلی نیروهای هر ملت در عملیات چند ملیتی
national highway راه اصلی
national demand تقاضای ملی
national dividend سود سهام ملی
national economy اقتصاد ملی
national ensign پرچم ملی که روی کشتی نصب میشود
national expenditures هزینههای ملی
national expenditures مخارج ملی
national finance مالیه ملی
national flag پرچم ملی
national guard گارد ملی
national highway شاهراه
national product تولید ملی
national plan برنامه ملی
national planning برنامه ریزی ملی
national spending مخارج ملی
national state دولت ملی
national strategy استراتژی ملی
national strategy مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
national supply عرضه ملی
national wealth ثروت ملی
national service خدمت نظام وظیفه
national mourning سوگواری ملی
national sovereignty حاکمیت ملی
national policy خط مشی ملی
national policy سیاست ملی
national pride شعوبیه
national programs برنامههای ملی
national reserve اندوختگاه ملی
national reserve پاستگاه ملی
national round مسابقه تیراندازی زنان با 84تیر از مسافت 06 متری و42 تیر از05 متری با تیر وکمان
national saving پس انداز ملی
national security امنیت ملی
national government ائتلافدولت
local national سکنه محلی
national anthems سرود ملی
national component هر کدام از نیروهای مسلح مربوط به هر ملت در عملیات چند کشوری
national command یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
national park باغ ملی
national capital سرمایه ملی
national budget بودجه ملی
national bank بانک ملی
national parks باغ ملی
national asset دارائی ملی
national assembly مجلس ملی
national accounting حسابداری ملی
national insurance بیمه ملی
national insurance بیمه اجتماعی
local national اهل محل
national consumption مصرف ملی
national convention مجمع ملی
national anthem سرود ملی
national debt قرض ملی
national defence دفاع ملی
national defence پدافند ملی
foreign national ملیت خارجی
national defense دفاع ملی
foreign national تبعه خارجی
national defense دفاع در سطح ملی
national debt بدهی ملی
national debt قرضه ملی
national culture فرهنگ ملی
national service خدمت ملی
drawen on the national bank عهده بانک ملی
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
net national income درامد خالص ملی
National Health Service سیستمتفمینسلامتعمومی
net national product محصول خالص ملی
real national income درامد ملی واقعی
real national income درامد ملی به قیمت ثابت
gross national product محصول ناخالص ملی
national broadcasting network شبکهجهانیپخشبرنامه
gross national product تولیدناویژه قیمت تولید یک کالا دربازار خاص فرف یک سال مالی
gross national product تولید ناخالص ملی
front de liberation national جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
front de liberation national فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
ministry of national defence وزارت پدافند ملی
ministry of national economy وزارت اقتصاد ملی
national balance sheet ترازنامه ملی
national net income درامد خالص ملی
national money income درامد ملی پولی
national consulative assembly مجلس شورای ملی
national income determination تعیین درامد ملی
national income analysis تحلیل درامد ملی
the national consultative assembly مجلس شورای ملی
national debt burden بار قرضه ملی
national economic budget بودجه اقتصادی ملی
ministry of national defence وزارت دفاع ملی
men's national round مسابقه مردان در سطح ملی با 84 تیر از 08 متری و 42تیر از 06 متری با تیر وکمان
gross national expenditure هزینه ناخالص ملی
gross national income درامد ناخالص ملی
gross national quality کیفیت ناخالص ملی
member of the national team عضو تیم ملی
american national standards institute سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
real gross national product تولید ناخالص ملی واقعی
national educational computing conferenc جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
national crime information center شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
potential gross national product تولید ناخالص ملی بالقوه
To squander tyhe national wealth. ثروت ملی را آتش زدن (برباد دادن )
american national red cross نشان صلیب سرخ امریکا
National Center for Supercomputing Applications سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
nominal gross national product محصول ناخالص ملی اسمی
national computer graphics association انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
american national standards institute موسسه ملی استانداردهای امریکا
congress party (indian national congress حزب کنگره- کنگره ملی هندبزرگترین حزب سیاسی هندوستان که در اواخر قرن 91 تاسیس شد و در حال حاضر با ارائه یک طرح سوسیالیستی برای جامعه بالاترین تعداد کرسی را درمجمع ملی هند داراست
national [state, federal state] <adj.> دولتی
national [state, federal state] <adj.> حکومتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com