Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English
Persian
natural fiber
الیاف طبیعی
[مثل پشم، پنبه و ابریشم]
Other Matches
fiber
بافت
fiber
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fiber
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber
رشته
fiber
تار
fiber
نخ
fiber
بافت لیف
fiber
فیبر
fiber
لیف
fiber cleat
مقره فیبری
fiber stress
تنش تاری
hard fiber
فیبر سخت
hardwood fiber
فیبر از چوب جنگلی
vegetable fiber
الیاف گیاهی
vulcanized fiber
الیاف وولکانیده
optical fiber
فیبر نوری
optical fiber
رشته اپتیکی
vegetable fiber
الیاف سلولزی
[مثل پنبه و کنف]
fiber optics
الیاف نوری
protein fiber
الیاف پروتئینی
[مانند ابریشم و پشم]
fiber conduit
لوله حفاظ فیبری
fiber optics
علم فایبراپتیک
jute fiber
[الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
dark fiber
فیبر نوری که سیگنالی ندارد. مربوط به کابل فیبرنوری که نصب شده است ولی هنوز استفاده نشده است
fiber optics
فیبر نوری
laminated fiber sheet
ورق فیبر متورق
laminated fiber sheet
پر
man-made fiber
الیاف شیمیایی
man-made fiber
الیاف مصنوعی
fiber cored cable
کابل با مغز فیبری
natural
فطری
natural right
حق طبیعی
natural
حرکت در عنوان
natural
دیوانه عادی
natural
احمق
natural
مسلم استعداد ذاتی
natural
بدیهی
natural
جبلی
natural
ذاتی فطری
natural
نهادی
natural
سرشتی
natural
نمایش ارقام دهدهی به صورت الگوبیتی
natural
زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
natural
طبیعی
natural
قهری
natural
ذاتی
natural philosopher
حکیم مادی
natural phenomena
حوادث طبیعی تجلیات طبیعت
natural philosophy
پزشکی
natural philosophy
طبابت
natural philosopher
فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
natural philosophy
کار کن مسهل
natural philosophy
دارو
natural logarithm
لگاریتم نپری
natural philosophy
درمان
natural philosophy
طب
natural phenomena
اثار طبیعی
natural persons
اشخاص طبیعی
natural number
عدد طبیعی
natural obstacle
مانع طبیعی
natural number
عددطبیعی
natural or born f.
خل مادرزاد
natural order
نظم طبیعی
natural monopoly
انحصار طبیعی
natural person
شخص طبیعی
natural magnet
مغناطیس طبیعی
natural person
شخص حقیقی
natural products
مواد طبیعی
natural vibration
نوسان ازاد
natural year
سال طبیعی
natural childbirth
زایمان طبیعی
natural arch
کمانطبیعی
natural sponge
اسفنجطبیعی
Let it take its natural cours.
بگذارید کار جریان طبیعی اش را طی کند
natural color
رنگ طبیعی
natural silk
ابریشم طبیعی
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
natural vibration
نوسان طبیعی
natural ventilation
تهویه طبیعی
natural sources
منابع طبیعی
natural purification
پالایش طبیعی
natural puzzolane
سیمان طبیعی یا پوزلان
natural recalculation
محاسبه مجدد طبیعی
natural recharge
تغذیه طبیعی
natural reserves
ذخائر طبیعی
natural resin
صمغ طبیعی
natural wavelength
طول موج طبیعی
natural silk
ابریشم طبیعی
natural slate
سنگ لوح
natural color
رنگ ذاتی جسم
natural selection
فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
natural asphalt
اسفالت طبیعی
natural asphalt
قیر طبیعی
natural bed
بستر طبیعی
natural bridge
پل طبیعی
natural capacity
فرفیت طبیعی
natural child
بچه نامشروع
natural child
طفل حرامزاده
natural competition
رقابت طبیعی
natural disaster
بلایای طبیعی
natural disaster
حوادث طبیعی بد
natural easement
حق ارتفاق طبیعی
natural economy
اقتصاد طبیعی
natural agents
عوامل طبیعی
natural abundace
فراوانی طبیعی
natural rubber
کائوچو
natural selection
انتخاب طبیعی
natural history
تاریخ طبیعی
natural gas
گاز طبیعی
natural sciences
علوم طبیعی
natural resources
منابع طبیعی
natural rubber
لاستیک طبیعی
natural economy
اقتصاد غیرپولی
natural english
گردش فرفرهای گوی بیلیارددر همان سمت اصلی پس ازبرخورد با گوی دیگر
natural excitation
تحریک طبیعی
natural form
وضع بدن هنگام تیراندازی
natural foundation
پی طبیعی
natural historian
تاریخ نویس
natural frequency
بسامد طبیعی
natural frequency
فرکانس طبیعی
natural habitat
بوم طبیعی
natural guardianship
ولایت قهری
natural guardian
ولی قهری
natural group
گروه طبیعی
natural ground
زمین طبیعی
natural erosion
فرسایش طبیعی
natural horizon
horizon visible
natural logarithm
لگاریتم طبیعی
natural law
حقوق طبیعی
natural language
زبان طبیعی
natural endowments
موهبت طبیعی
natural endowments
بخششهای طبیعت
natural erosion
فرسایش نابهنجار
natural erosion
فرسایش طبیعی که گاهی با پدیده خاک زائی در حالت تعادل است
natural endowment
موهبت طبیعی
natural ground level
تراز زمین طبیعی
natural rate hypothesis
هیچ تمایلی برای تورم در جهت افزایش یا کاهش وجود ندارد
natural language processing
پردازش زبان طبیعی
natural rock asphalt
سنگ قیر
to die a natural death
در اثر مرگ طبیعی مردن
natural dispostion of the heart
فطرت
natural rate hypothesis
فرضیهای که بر اساس ان یک حداقل نرخ بیکاری وجود دارد که چنانچه میزان بیکاری از این حد کمتر شود در این صورت تورم با شتاب بیشتری افزایش می یابد . در این نرخ طبیعی بیکاری
natural rate hypothesis
فرضیه نرخ طبیعی
natural unemployment rate
نرخ بیکاری طبیعی
natural rate of interest
نرخ بهره طبیعی
natural water table
سطح ایستابی طبیعی
price as natural ice
یخ ساختگی بهمان بهای یخ طبیعی فروخته میشد
fuel: natural uranium
سوختاورانیمطبیعی
moderator: natural water
شاخصآبطبیعی
liquified natural gas
گاز مایع طبیعی
natural gas firing
سوخت گاز طبیعی
Observation of natural phenomena .
ملاحظه پدیده های طبیعی
natural rate of growth
نرخ رشد طبیعی
I am a great believer in using natural things for cleaning.
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com