Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
near leg pickup and leg block
زیر یک خم و تبدیل ان به کنده افلاک پیشرو
Other Matches
pickup
بلندکردن
pickup
دستگاه برقی ناقل صدای گرامافون
pickup
ترقی
pickup
انتخاب رشد
pickup
برداشتن
pickup
انداختن چوب و نخ بعقب برای بیرون اوردن ماهی از اب
pickup
بهبودی یافتن
pickup
سوارکردن گرفتن
pickup
هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
pickup
پیکاپ
pickup
تجدید فعالیت چیدن
phonograph pickup
پیکاپ گرامافون
magnetic pickup
پیکاپ مغناطیسی
pickup artist
مشتاق زن
bass pickup
پیکاپباس
midrange pickup
انگشتزنباسرعتمیانی
pickup artist
مرد زن پرست
pickup artist
مردلاس زن
pickup selector
انتخابگرزه
pickup artist
زن دنبال کن
pickup truck
وانتپیکان
leg pickup
کنده کشی
phono pickup
پیکاپ گرامافون
reluctance pickup
پیکاپ مغناطیسی
crystal pickup
پیکاپ بلورین
piezoelectric pickup
پیکاپ بلورین
pickup tube
دوربین تلویزیونی
treble pickup
زهسهبرابر
pickup zone
منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
pickup reel
نوار گردان خالی برای قرار دادن نوار در آن از طرف پر آن
pickup point
نقطه سوار شدن یا سوارکردن
pickup message
پیامی که هواپیما با کابل اززمین برمی دارد
pickup man
اسب سوار کمکی به گاوسواربرای پیاده شدن او
pickup field
محوطه سوار شدن درهواپیما
pickup field
زمین باز بدون مانعی که هواپیما میتواند در ان فروداید
crystal pickup
پیک اپ کریستالی
pickup cylinder
سیلندرلندشو
variable reluctance pickup
پیکاپ مغناطیسی
near leg pickup and turnover
نوعی کنده رو
near leg pickup and turnover
گرفتن یک پا وپس گردن و پیچاندن
head control and ankle pickup
بزکش
block
فراکسیون
block
مسدودکردن
block
بندال
on the block
<idiom>
فروخته شده
block
توده قلنبه
self block
خودبندی
block out
جاسازی
v block
گونیای جناقی
the block
مردن بوسیله گردن زنی
block
مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block
منطقه
block
مانع
block
قرقره
block
کنده
block
پارازیت
block
سد قالب
block
سد کردن
block
مانع شدن
block
پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block
قطعه زمین
block
وقفه
block
بنداوردن
block
انسداد
block
سد
block
جعبه قرقره
block
اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block
بلوک
block
کنده مانع ورادع
block
قطعه
block
بستن مسدود کردن
block
مانع شدن از بازداشتن
block
قالب کردن
block
توده
block
یک دستگاه ساختمان
block
قالب ریختن
block
تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block
توقف رویدادن چیزی
block
بلاک
block
بلوک ساختن
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block
سد کردن خطا
block
قرقره طناب خور
block
دفاع
block
دفاع در مقابل ابشار
block
بلوک سیمانی
block
سدکردن غیرمجاز حریف
spike over the block
ابشار از بالای دفاع
pully block
قرقره مرکب
input block
واحد ورودی
hat block
قالب کلاه
radium block
بلوک شعاعی
radius block
بلوک شعاعی
snatch block
قرقره پران
punch down block
وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
snatch block
قرقره فلزی چفت دار
shoulder block
سد کردن حریف با ضربه شانه
plummer block
کنده شفت
one man block
تک دفاع
nerve block
وقفه عصبی
nested block
بلوک تو در تو
offensive block
دفاع تهاجمی
power block
سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
leg block and under over
فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
pierce the block
شکافتن دفاع
pierce the block
ابشار محکم غیرقابل دفاع
keel block
تیر حمالی که به کشش کارمیکند
input block
بلاک ورودی
plummer block
کنده محور
block vote
رایفردیبهگروهی
block capitals
حروفبزرگسادهوبدونهیچگونهنشانوتزئینی
tail block
قلاب عقب هواپیما
travelling block
بستانتقال
tension block
کششقرقره
pulley block
کلیدسایهروشن
pin block
بخشسوزنی
hoisting block
گیرهجرثقیل
earth block
پلاکزمینی
crown block
قرقرهراس
breeze-block
آجرسیمانی
tower block
ساختمانبرجمانند
chip off the old block
<idiom>
(هرچی گذاشته اون برداشته)رفتار مشابه به والدین داشتن
to walk around the block
دور بلوک خیابان راه رفتن
key-block
سنگ تاج
cluster-block
چندین طبقه آپارتمان
breeze-block
خاکه زغال نیمه سوز
block-plan
نقشه اولیه ساختمان
block-house
دژ چوبی
block-cornice
قرنیز بلوکی
block-capital
سرستون بالشتکی
to block
[to block up]
[to clog]
[to clog up]
something
جلوی جریان
[ریزش]
چیزی را گرفتن
knock one's block off
<idiom>
خیلی سخت به کسی صدمه زدن
anchorage block
بستلنگرگاه
chock-a-block
به هم چپیده
chock-a-block
مملو
to block a ball
نگهداشتن توپ در بازی
title block
قسمت عنوان نامه
title block
قسمت مربوط به درج اطلاعات
three man block
دفاع سه نفره
tail block
قرقره طناب دار
tackle block
دستگاه قرقره جرثقیل
swivel block
قرقره گردان
swage block
قالب سوراخ سوراخ
storage block
بلوک ذخیره
stone block
قالبسنگ
starting block
تخته استارت
to block a hat
قالب کردن یک کلاه
to block a passage
مسدود کردن یک راه
to block out an inage
طرح کردن یک فکر
chock-a-block
کیپ
chock-a-block
پر
chock-a-block
بالا کشیده
chock-a-block
کاملا افراشته
chock-a-block
خفت
chock-a-block
کاملا کشیده
block and tackle
قرقره و زنجیر
block and tackle
طناب و قرقره
wood block
قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
two man block
دفاع دونفره
to block out an inage
دراوردن یک تصویردرذهن
starting block
سکوی شروع
block structure
ساخت کندهای
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block letter
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
block length
طول کندهای طول بلاک
block length
درازای بلوک طول بلوک
block length
درازای کنده
block house
موضع مستحکم
block heel
نعلبند پاشنه اسب
block header
سر بلوک
block graphics
نگاره سازی بلوک
block gap
gap interrecord شکاف بین بلاک
block gap
شکاف بین کندهای
block diagram
نمودار بلوکی نمودار کلی
block lining
پوشش با بلوک سیمانی
block lining
پوشش بلوکی
block mark
نشان کنده
block storing
انبار کردن بارهای قوال
block storing
کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
block sort
جورسازی کندهای
block sort
مرتب کردن بلاکی
block size
اندازه بلاک
block size
اندازه کندهای
block size
اندازه کنده
block shipment
ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
block ship
سد کردن دهانه کانال
block protection
حفافت بلوک
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
block operation
عملیات بلوک
block move
جابجایی بلوک
block move
انتقال بلوک
block diagram
بلوک دیاگرام
block diagram
نمودار کلی
arrow block
بلوک پیکانی
anvil block
سندان مخصوص اهنگری
angle block
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
anchor block
بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
affect block
وقفه عاطفه
road block
مانع روی جاده
road block
راه بند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com