English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
night raven مرغ حق
night raven مرغ شب خوان
Other Matches
raven مشکی
raven غارت کردن
raven حرص زدن
raven قاپیدن
raven صید
raven شکار طعمه شکاری
raven چپاول
raven غراب کلاغ زنگی
raven کلاغ سیاه
raven باولع بعلیدن
raven's progressive matrices test ازمون ماتریسهای مدرج ریون
raven's controlled projection test ازمون فرافکنی کنترل شده ریون
at night شب هنگام
last night شب گذشته
d. and night شب و روز
d. and night شبانه روز
To take a night off . یک شب از کار مرخصی گرفتن
he went by night شبانه رفت
his almost night تقریباشب است
last night دیشب
first night شب اول
first night شب افتتاح
his almost night نزدیک شب است
first night گشایش شب
the night before last پریشب
at night در شب
all night همه شب
all night در تمام شب
to night امشب
night شب
night غروب
night شب هنگام برنامه شبانه
night تاریکی
night order دستور شبانه
night walker کسیکه در خواب راه میرود
night walker یکجورکرم بزرگ
night watch پاس شب
night watch پاسبان شب گزمه
queen of night نام الهه ماه وشکار
queen of night زن شکارکن
night season شب هنگام
night stick چوب باتون
queen of night سیم نقره
night piece دورنمای شب
night partol عسس
night order دستورات شبانه
the deep of night دل شب
night robe لباس خواب
night season هنگام شب
night soil برازی مستراح
night stick باتون
night suit جامه خواب
night table پاتختی
night soil سواد
night tide هنگام شب
night tide جزرو مدشبانه
night vase فرف ادار
night vase قاروره
night vase شاشدان
night vision دید شب
night vision دید در شب
night vision دیدبانی در شب دید شبانه دیدبانی شبانه
night soil کثافات مبال
night shirt پیراهن خواب مردانه یاپسرانه
night walker فاشق شبگرد
the night is yet young تازه سرشب است
the third watch of the night پاس سوم شب
On Sunday night. شب یکشنبه
Can you stay over night? می توانی شب را با ما (نزد ما ) بمانی ؟
Where do you want to go this time of night ? این وقت شب کجا می خواهی بروی ؟
I went hungry last night . دیشب گرسنه ماندم
Could you put us up for the night ? ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
day and night <idiom> شب وروز پشت سرهم
fly-by-night <idiom> نامطمئن (کار،شفل)
What is the price per night? قیمت برای یک شب چقدر است؟
I was up all night in my bed. من تمام شب را در تخت خوابم بیدار بودم.
accommodation for the night خوابگاه برای یک شب
night migrant شب کوچنده [پرنده شناسی]
He vanished into the night. در سیاهی شب نا پدید گشت
Good night. شب بخیر
we made a night of it چه شب خوشی گذراندیم چه شبی کردیم
what a night we made of it چه شبی کردیم چه شبی گذراندیم
one-night stand نمایش یک شبه
one-night stand برنامهی یک باره
one-night stand تک برنامه
one-night stand رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
one-night stands نمایش یک شبه
one-night stands برنامهی یک باره
one-night stands تک برنامه
one-night stands رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
bonfire night شبپنجمنوامبرکهدرآنجشنوآتشبازیبرپامیکنند
night porter پذیرششبهتل
night shift شیفتشب شبکار
opening night شباولیناجراییکقطعههنری
stag night مهمانیمردانهکهفردایروزعروسیبرگزارمیشود
I had a dream last night. دیشب خواب دیدم
Good night شامگاهان نیکو
night time هنگام شب
good night شب بخیر
guest night شب مهمانی
he did not est all night درتمام شب ارام نگرفت
he did not est all night همه شب نیارمید
he outwatched the night شب بپایان رسیدو او همچنان بیداربود
i was up late last night دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
i was up late last night بودم
in noon of night در نیمه شب
live out the night شب را بسر بردن
live out the night شب را صبح کردن
my wakeful night شب بیخوابی یا بیداری من
night bilndness شبکوری
night bilndness روز بینی
night bilndness روزکوری
night bilndness شب بینی
night bird مرغ شب بیدار
good night شب شما خوش
fly by night شخص کوتاه عمر
fly by night طالب سود انی
night-time هنگام شب
night watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchmen توپزن پایان مسابقه کریکت
fly-by-night ادم شبرو
fly-by-night شب گریز
night owl ادم شب زنده دار
night owls ادم شب زنده دار
night waking شب زنده داری
night school اموزشگاه شبانه
night schools اموزشگاه شبانه
before mid night قبل از نیمه شب
night attack شبیخون
night assault شبیخون
night and day شب و روز
night and day شبانه روز
night black سیاه
night operations عملیات شبانه
night interception رهگیری شبانه
night hag خفتک سکاچه
night hag کابوس
night hag بختک
night gown خواب جامه
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
night glass دوربین شب
night flying شب پرواز کن
night interception کمین شبانه
night interception استراق سمع شبانه
night landing فرود شبانه
night of ignorance شام جهل
night of ignorance شام نادانی
night moans نالههای شب تا صبح
night long از سر شب تا بامداد
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
night light روشنایی شب
night light شمع کوچک که شب هنگام دراطاق بیماران برافروزند چراغ شب
night landing پیاده شدن درساحل در شب
night flying در شب
night hag فرنجک
night clothes لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
night clothes جامه خواب
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
night effect تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
night chair صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night cellar زیر زمینی که در انجاپیاله فروشی کنندو مردم پست بدانجاروند
night cap گشتی رزمی هوایی شبانه
night eyed روز کور
night brawler شب دعوا کن
night flying پرواز
night eyed شب بین
night blind شبکور
night stool صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night blindness شب کوری
night boat قایق اماده
Everyone retired early that night. در آن شب همه زود رفتند بخوابند .
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
What ist the price per night? اجاره آن هر شب چقدر است؟
To travel night and day . شب وروز مسافرت کردن
I couldnt get to sleep last night. دیشب خوابم نمی برد
i hsd a bad night دیشب خوب نخوابیدم
i passed an uneasy night دیشب
i passed an uneasy night ناراحت بودم
The officer on night duty. افسر کشیک شب
The night is stI'll young. تازه اول شب است
i passed an uneasy night شب بدی گذراندم
Far into the night . Into the early hours. تا دم دمهای صبح
he did not rest all night long همه شب نیارمید
To sThe night is stI'll young . تازه سرشب است
operational pattern of marks by night نقشیازعلائممشخصبرایشب
Last night I called [rang] my mom. دیشب به مادرم زنگ زدم.
He works day and night (round the clock). روز وشب کارمی کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com