Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
English
Persian
noise immunity
مصونیت از اختلال
Other Matches
immunity
مصونیت
immunity
به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
immunity
ایمنی
immunity
جواز
immunity
بخشودگی معافیت
immunity
ازادی
diplomatic immunity
مصونیت دیپلماتیک
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
judicial immunity
مصونیت قضایی
noise
که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
noise
منبع تغذیه
noise
استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noise
نویز
noise
سروصدا
noise
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
what noise is that?
این چه صدایی است
noise
سر و صدا
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
اختلال
noise
خش
noise
صدا راه انداختن پارازیت
noise
طنین
noise
قیل وقال
noise
صدا
noise
سر وصدا
noise
شلوغ
noise
شایعه و تهمت
noise
همهمه
noise
عامل مخل
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise
نوفه
noise
انتشار دادن
noise
سر و صدا
noise
اوا
noise
پارازیت
quantization noise
اختلال تدریج
noise suppressor
صدا خفه کن
schottky noise
همهمه شوتکی
noise suppression
جلوگیری ازپارازیت
noise suppression
پارازیت گیری
noise silencer
خاموشگر همهمه
noise potential
پتانسیل نویز
noise pollution
الودگی صدا
noise pollution
نوف الایی
noise margin
تفاوت خش
noise level
سطح پارازیت
shot noise
اثر ساچمهای
they make much noise
زیاد شلوق می کنند
they make much noise
خیلی صدا می کنند
picture noise
پارازیت روی تمام صفحه نمایش
The noise kept me awake .
سروصدا نگذاشت بخوابم
The noise died down.
سروصدا ها خوابید
big noise
آدم مهمدریکارگان
white noise
نویز سفید
white noise
نوفه سفید
to make a noise
منتشر شدن
to make a noise
پهن شدن
to make a noise
شلوق کردن
to make a noise
صدا کردن
to make noise
سر و صدا کردن
ambient noise
نوعی صدای زیرابی
indistinct noise
صدای اهسته و نامعلوم
impluse noise
نویز ضربه جریان
i am unused to that noise
من به ان صدا اشنا نیستم
humming noise
اغتشاش صوتی
he makes most noise
میکند
he makes most noise
او از همه بیشتر صدا یا
grid noise
پارازیت شبکه
grid noise
نویز شبکه
galactic noise
تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
background noise
اختلال پس زمینه
background noise
صدای پس زمینه
background noise
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
background noise
پارازیت
background noise
اصوات مزاحم
background noise
همهمه
ambient noise
صدای اطراف
induced noise
پارازیت القاء شده
induced noise
نویزجریان قوی
input noise
پارازیت ورودی
intensity of noise
شدت پارازیت
magnetic noise
نویز مغناطیسی
line noise
پارازیت خط
make a noise
سر و صدا کردن
line noise
اختلال
make a noise
شلوغ کردن
noise transmitter
فرستنده پارازیت
noise filter
صافی همهمه
noise limiter
همهمه کاه
noise generator
خش زا
input noise
پارازیت اولیه
noise level
میزان خش
input noise voltage
ولتاژ پارازیت اولیه
singal to noise ratio
نسبت سیگنال به اغتشاش
to make a noise in the world
مشهور شدن
signal to noise ratio
نسبت پیام به همهمه
The noise distracts my attention .
سروصد ا حواسم را پرت می کند
Dont make so much noise.
اینقدر سروصدانکن
magnetic fluctuation noise
اثر برکهاوزن
noise reducing antenna system
انتن ضد همهمه
His invevtion made a noise in the world.
اختراعش دردنیا سروصدائی براه انداخت
He is a bih shot ( noise ) in this town .
جزو کله گنده های شهر است
I hear a strange noise ( voice , sound ) .
صدای غریبی به گوشم می رسد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com