English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (5 milliseconds)
English Persian
nonliner motion حرکت غیرخطی
Other Matches
motion اشاره کردن
motion طرح دادن
motion جنبش
motion تکان
motion حرکت
motion جنب وجوش
motion پیشنهاد
motion پیشنهادکردن
translational motion حرکت انتقالی
to put in motion در جنبش دراوردن
to put in motion بحرکت در اوردن
to put in motion بکار انداختن
to put in motion راه انداختن
to set in motion راه انداختن
to set in motion بجریان انداختن به جنبش اوردن
transitional motion حرکت انتقالی
to make a motion پیشنهاد کردن بر ان شدن
to make a motion اشاره کردن
relative motion حرکت نسبی
retrograde motion حرکت رجعی
rotary motion حرکت دایرهای
rotational motion حرکت چرخشی
sampling in motion نمونه برداری در حال انتقال
set in motion راه انداختن
simple motion حرکت ساده در خط مستقیم یادایره یا مارپیچ
uniform motion حرکت متشابه
upward motion حرکت رو به بالا
To set in motion. بحرکت ؟ رآوردن
to decide on a motion در مورد تقاضایی تصمیم گرفتن
to carry a motion پیشنهادی را اجرا کردن
motion [politic] پیشنهاد
equation of motion معادله حرکت [فیزیک]
slow-motion برپیچسرخورنده
slow motion کند نمایی
vibrational motion حرکت راتعاشی
vortex motion حرکت گردابی
wave motion حرکت موجی
wave motion حرکت موج
wave motion انتشار موج
slow motion کند
slow motion کند جنبی
slow motion حرکت کند
range of motion دامنه حرکت
motion picture سینما
disrotatory motion چرخش ناهمسو
drift motion حرکت سوقی
equations of motion معادلات حرکت
forward motion جنبش پیشرو
harmonic motion الحان مرکب
harmonic motion اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
harmonic motion حرکت هماهنگ
helicoidal motion حرکت پیچی یا مارپیچی
constant of motion ثابت حرکت
conrotatory motion چرخش همسو
apparent motion حرکت فاهری
ballistic motion حرکت پرتابی
circular motion حرکت مستدیر
circular motion حرکت دایرهای
circular motion حرکت گردشی
compound motion حرکت مرکب
motion pictures سینما
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
motion analysis تحلیل حرکات
motion analysis تجزیه حرکت
perpetual motion حرکت دائم
oscillatory motion نوسان
oscillatory motion جنبش تاب وار
oscillating motion حرکت نوسانی
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
proper motion حرکت خاص
motion study حرکت پژوهی
motion study مطالعه ی حرکت
motion study تحرک سنجی
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
lagrange's equations of motion معادلات حرکت لاگرانژ
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
perpetual motion machine ماشین خودکار دائمی
to carry a motion by acclamation درخواستی [رأیی] را بوسیله بله گفتن اکثریت پذیرفتن
perpetual motion machine ماشین با حرکت دائم
simple harmonic motion حرکت نوسانی ساده
simple harmonic motion حرکت هماهنگ ساده
horizontal motion lock دستهتنظیمافقی
slow motion picture تصویر با حرکت اهسته
damped harmonic motion حرکت هماهنگ میرا
newton's laws of motion قوانین حرکت نیوتن
time and motion study بررسی زمان و حرکت
newton's laws of motion قوانین نیوتون
newton's laws of motion قوانین حرکت نیوتون
main motion [at a party conference etc.] دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
transmission of the rotary motion to the rotor ناقلحرکتدواریبهقسمتگردندهماشین
steady state wave motion حرکت موجی پایا
To get things moving. To set the wheels in motion. کارها راراه انداختن
To get things moving. To set the ball rolling. To set the wheels in motion. کارها را بجریان انداختن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com