Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (5 milliseconds)
English
Persian
nuclear magneton
مگنتون هسته
Other Matches
bohr magneton
مگنتون بور
nuclear
اتمی
nuclear
مغزی
nuclear
مربوط به اتمی
nuclear
هستهای
non-nuclear
ناوابسته به اتم و نیروی اتمی
non-nuclear
نااتمی
non-nuclear
غیراتمی
nuclear parity
قدرت اتمی یکسان
nuclear particle
هستک
nuclear pile
پیل هستهای
nuclear power
نیروی هستهای
nuclear power
انرژی هستهای
nuclear parity
همطرازی اتمی
nuclear number
عدد هستهای
nuclear fusion
ذوب هستهای
nuclear number
عدد جرمی
nuclear fusion
گداز هستهای
nuclear fusion
گداخت هستهای
nuclear fusion
همجوشی هستهای
nuclear radiation
تشعشع هستهای
nuclear radius
شعاع هسته
nuclear reaction
فرایند هستهای
nuclear whorl
پیچهستهای
nuclear membrane
عضوهستهای
nuclear winter
زمستان اتمی
nuclear warfare
میدان جنگ اتمی
nuclear warfare
جنگ اتمی
nuclear transformation
تبدیل هستهای
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
nuclear structure
ساختار هستهای
nuclear strike
تک هستهای
nuclear strike
تک اتمی
nuclear stalemate
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
nuclear size
اندازه هسته
nuclear reaction
واکنش هستهای
nuclear-free
مکانیکهدرآناستفادهازسلاحوانرژیهستهایقدغنباشد
nuclear forces
نیروهای هستهای
nuclear reactor
پیل اتمی
nuclear configuration
ترکیب هستهای
nuclear chemistry
شیمی هستهای
nuclear charge
بار هسته
nuclear cell
پیل اتمی
nuclear reactor
راکتور هستهای
nuclear reactor
واکنشگاه هستهای
nuclear reactors
پیل اتمی
nuclear reactors
راکتور هستهای
nuclear reactors
واکنشگاه هستهای
nuclear families
خانواده هستهای
nuclear family
خانواده هستهای
nuclear corrosion
فرسایش هستهای
nuclear detector
اشکارساز هستهای
nuclear fission
شکافت هستهای
nuclear fission
انشقاق هستهای
nuclear equipoise
گلوله اتمی که نبایستی مورداستفاده قرار گیرد
nuclear equipoise
گلوله اتمی ممنوعه
nuclear technology
تکنولوژی هستهای
nuclear electron
الکترون هسته
nuclear engineering
تکنولوژی هستهای
nuclear energy
انرژی هستهای
nuclear dud
بمب عمل نکرده اتمی
nuclear electricity
الکتریسیته هستهای
nuclear power plant
نیروگاه هسته ای
nuclear power station
نیروگاه هسته ای
nuclear boiler room
اتاقکمولدبخارهستهای
nuclear powered submarine
submarine nuclear
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
nuclear power production
تولید انرژی هستهای
nuclear power station
نیروگاه هستهای
nuclear biological chemical
شیمیایی میکربی هستهای
nuclear magnetic resonance
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
nuclear binding energy
انرژی اتصال هستهای
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
effective nuclear charge
بار موثر هسته
civil nuclear powers
کشوردارای قدرت اتمی
civil nuclear powers
کشورهایی که توانایی استفاده از سلاح اتمی را دارند
attack nuclear carrier
ناو هواپیمابر افندی هستهای
nuclear fusion energy
انرژی ذوب هستهای
production of electricity from nuclear energy
تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
a declared
[pronounced]
opponent of nuclear power
مخالف آشکار
[اعلام شده]
انرژی هسته ای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com