English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
objective function تابع هدف
Other Matches
objective منظور ازعملیات
objective عملی
objective عدسی شیئی
objective دارای وجود خارجی
objective برون ذات
objective چیزی که کسی سعی به انجام آن دارد
objective value ارزش واقعی
objective value ارزش عینی
objective اماج
objective هدف
objective بی طرف
objective علمی و بدون نظر خصوصی
objective حالت مفعولی
objective برونی
objective عینی
objective هدف منظور
objective مقصود
objective قابل مشاهده
objective واقعی
objective معقول
objective language زبان مقصود
objective data دادههای عینی
objective glass عدسی شیئی
objective data دادههای واقعی
objective case حالت مفعولی
objective case مفعولیت
objective complement مکمل موضوع
objective lens عدسی شیئی
objective method روش عینی
objective plane سطح افق هدف
objective plane افق هدف
objective psychology روانشناسی عینی نگر
objective reality واقعیت عینی
objective reality واقعیت برونی
objective test ازمون عینی
objective type سنخ عینی
design objective هدف طراحی
stockage objective هدف انبار
successive objective هدفهای متوالی
objective anxiety اضطراب عینی
intermediate objective هدف واسطه
limited objective هدف نزدیک به جبهه دشمن
limited objective هدف محدود
objective point سمت مورد توجه
objective point مقصد
stockage objective هدف ذخیره انبار
objective complement اسم یا صفت یاضمیرمکمل صفت موضحه درمسندالیه
Please be unbiased(fair,objective). تعصب بخرج ندهید
NOT function معادل تابع NAND
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
function تابع [ریاضی]
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
to function as something به کار رفتن به عنوان چیزی
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
zero of a function صفر یک تابع [ریاضی]
even function تابع زوج
NOT function تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
neither nor function تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
function کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function عمل کردن کارکردن
function دستورالعمل
function فعالیت
function وفیفه عمل کردن
function کارایی
function خاصیت وجودی
function نقش
function کارویژه
function ایفاء
function وفیفه داشتن
function ایین رسمی
function ماموریت عمل
function مقام
function پیشه
function عمل
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function انجام عمل به درستی
function تابع
function وفیفه
function کارکرد
function چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function کار کردن
function طرزکار تابع
function کار
function دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
threshold function تابع استانهای
standard function تابع استاندارد
sine function تابع سینوسی
step function تابع پلهای
step function تابع پلکانی
temperature function تابع دما
stress function تابع تنش
tact function کارکرد نامیدن
supply function تابع عرضه
switching function تابع راه گزین
tax function تابع مالیات
sheffer function تابع شفر
sediment function تابع بده مواد جامع
production function تابع تولید
state function تابع حالت
probability function تابع احتمال
preference function تابع رجحان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function تابع توانی
power function تابع قدرت
predefined function تابع از پیش تعریف شده
proper function ویژه تابع
proper function مشخصه تابع
propositional function وفیفه حسی
secondary function کارکرد ثانوی
saving function صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function تابع پس انداز
revenue function تابع درامد
recursive function تابع بازگشتی
real function تابع حقیقی
quadratic function تابع درجه دوم
propositional function امر حسی
preference function تابع ترجیح
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
inverse function تابع معکوس [ریاضی]
inverse function تابع وارون [ریاضی]
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
root of a function صفر یک تابع [ریاضی]
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
trigonometric function تابع مثلثاتی
differentiable function تابع مشتق پذیر [ریاضی]
smooth function تابع همواری [ریاضی]
injective function تزریق
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized function توزیع [ریاضی]
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
holomorphic function تابع هولومورفیک [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
transcendental function تابع غیرجبری [ریاضی]
function keys کلیدهاتابع
function display نمایشگرتابع
function button دکمهردیاب
work function تابع کار
work function انرژی ازاد در ترمودینامیک
work function انرژی خروج
well defined function تابع خوش تعریف
well behaved function تابع خوشرفتار
weight function تابع وزنی
wave function تابع موجی
utility function تابع کاربردی
utility function تابع مفید
trial function تابع ازمایشی
transformation function تابع تبدیل
transfer function تابع انتقال
function keys کلیدهایانجام وفایف
function selector انتخابگرکارآمد
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
sine function تابع سینوس [ریاضی]
cosine function تابع کسینوس [ریاضی]
trigonometric function تابع های مثلثاتی [ریاضی]
domain of a function دامنه یک تابع [ریاضی]
continuous function تابع پیوسته [ریاضی]
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
function selectors عاملانتخابکننده
total function تابع کامل
power function تابع توان
increasing function تابع صعودی
function key کلید وفیفهای
function invocation احضار تابع
function generator مولد تابع
function generator تابع زا
function codes کدهای کار
function code کد تابع
function code رمز وفیفه نما
frequency function تابع بسامد
external function تابع برونی
exponential function تابع نمایی
exponential function تابع نمائی
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
function key کلید عملیاتی کلید تابعی
increasing function تابع فزاینده
implicit function معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
impedance function تابع امپدانس
hyperbolic function تابع هذلولی
hamiltonian function تابع هامیلتونی
hamiltonian function تابع هامیلتون
gibbs function تابع گیبس
generating function تابع زاینده
generating function تابع مولد
function word کلمه دستوری
function types سنخهای کارکردی
function table جدول تابعی
function subprogram ریزبرنامهای که مقدارمنفردی را برمی گرداند
elementary function تابع ابتدایی
ego function کارکرد خود
distribution function تابع توزیع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com