English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (11 milliseconds)
English Persian
oblique plane سطح مورب
Other Matches
oblique طرح حرف عادی کج
oblique اریب
oblique مایل
oblique غیر مستقیم منحرف
oblique کج
oblique مورب
oblique عکس مورب
oblique مایل کج
oblique حاده یا منفرجه مورب
oblique projection نمایش اجسامی درروی صفحه بوسیله تصویرمایل
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
oblique weir در تصویر افقی سرریزی استکه تاج ان نسبت به جریان اب مایل باشد
high oblique عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
oblique angle زاویه تند
oblique perspective پرسپکتیو مایل
oblique bond رج چینی کلاغ پر
oblique question پرسش غیرمستقیم
right oblique march میل به راست رو
low oblique عکس مایل پایین
oblique rotation چرخش مایل
oblique compartment قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
oblique compartment زمین مورب
oblique fire اتش مورب
oblique projection تصویر مورب
oblique projection تصویر مایل
oblique section مقطع اریب
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
external oblique ماهیچهمورببیرونی
oblique section مقطع مایل
oblique perspective پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
oblique lattice شبکه مایل
oblique joint شکستگی کج
oblique system سیستم مایل
oblique section برش اریب
oblique fire اتش جانبی
oblique cone مخروط اریب [ریاضی]
oblique angle یا باز
left oblique march فرمان میل به چپ رو
oblique edged scraper رنده کج
oblique shock wave موج ضربهای مایل
left oblique march میل به چپ رو
mil gridded oblique عکس مایل شبکه بندی شده به مقیاس میلیمی
plane با رنده صاف کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
plane صاف هواپیما
to plane a way or down بارنده صاف کردن
plane هواپیما
plane مسطح
plane سطح مستوی
plane صفحه
plane هموار
plane جهش شبیه پرواز سطح تراز
plane صاف کردن پرواز
plane رنده کردن
plane صاف مسطح
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
plane رنده
plane سطح تراز مسطح
plane سطح هموار
plane سطح صاف
z-plane صفحه مختلط [ریاضی]
plane رویه هموار
plane of bending صفحه خمش
plane of asymmetry سطح مسیر لغزش انحرافی
plane of asymmetry سطح انحراف مسیر
plane table سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
plane wave موج صفحهای
plane iron تیغه نجاری
plane of rotation سطح دوران
plane of symmetry صفحه تقارن
plane of symmetry سطح تقارن
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
plane knife تیغه رنده
plane of departure سطح قائم مسیر گلوله
plane iron تیغ رنده
plane of departure سطح قائم تیر
plane of fire سطح تیر
plane of fire افق مسیرتیراندازی
plane of fire سطح مبنای مسیر تیراندازی
plane of reflection صفحه بازتاب
plane polarized تابشهای الکترومگنتیک
plane wave موج مسطح
routing plane رنده تهرند
plane [Platanus] درخت چنار
What time does the plane take off? چه وقت هواپیما پرواز می کند؟
To board a plane. سوار هواپیما شدن
plane projection طرحمسطح
plane figure شکل مسطح
diving plane پرهزیردریایی
torpedo plane هواپیمای اژدر افکن
toothing plane رنده خط گیری
toothing plane رنده خشخاش
complex plane صفحه مختلط [ریاضی]
passenger plane هواپیمای مسافربری
scheduled plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
tooth plane رنده دندانه دار
this line is p to that plane این خط نسبت به ان سطح عموداست
sash plane رنده بغل
sagittal plane صفحه سهمی
routing plane رنده کفرند
rolling plane صفحه غلطشی
reflection plane صفحه انعکاس
reflection plane صفحه بازتاب
rabbet plane رنده کام کنی
rabbet plane رنده دو راهه
sea plane هواپیمایی دریایی
slant plane صفحه مسیر هدف
symmetry plane صفحه تقارن
stick plane رنده با تیغه گرد
stick plane رنده میله دار
smoothing plane رنده دو تیغ
smoothing plane رنده پرداخت
smooth with the plane رنده کردن
smooth plane رنده صاف کاری
slip plane سطح لغزش
polarization plane صفحه قطبش
plane guard ناو نجات
adjustable plane رنده درجه دار
rebate plane رنده کام کنی
datum plane سطح مبنای ارتفاع
datum plane افق مبنا
datum plane سطح مبنای اب دریا
focal plane افق مار بر کانون عدسی
focal plane افق کانونی
focal plane صفحه کانونی
frontal plane سطح تاجی
glide plane سطح لغزش
grooving plane رنده کام کنی
grooving plane رنده شیار
gyro plane سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
hand plane رنده کردن دستی
horizontal plane صفحه افقی
horizontal plane صفحه عرضی
transverse plane صفحه افقی
dado plane رنده کام کنی
cutting plane صفحه برش
air plane هواپیما
air plane طیاره
attack plane هواپیمای تک
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
battle plane هواپیمای جنگی
bedding plane بستره
chord plane صفحه مار بر وترهای همه مقاطع تشکیل دهنده یک ایرفویل سه بعدی
cleavage plane سطح مرزی
compass plane رنده سینه
plane tree درخت چنار
core plane صفحه چنبره ها
cross plane رنده کردن
crossing plane سطح تقاطع
crystal plane سطح کریستالی
crystal plane سطح بلوری
crystal plane صفحه بلور
transverse plane صفحه عرضی
image plane سطح تصویر
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
normal plane صفحه قائم
objective plane سطح افق هدف
plane as a pikestaff مانند آفتاب روشن
moulding plane رنده ابزار
middle plane صفحه میانتار
plane angle زاویه مستوی
inclined plane سطح شیب دار
normal plane توزیع نرمال
jointing plane رنده بلند
plane geometry هندسه مسطحه
jointing plane رنده دستگاه
incidence plane صفحه تابش
plane of incidence صفحه تابش
incline plane سطح مایل
incline plane غفلت گاه
inclined plane سطح شیبدار
objective plane افق هدف
inclined plane سطح مورب
plane guard ناوگارد نجات
into plane service تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
jack plane رنده دستگاه
jack plane رنده بزرگ
jack plane رنده درشت تراش
The plane to ... departs at ... o'clock. هواپیمای ... ساعت ... پرواز می کند.
body of carpenter's plane کوله رنده نجاری
backing iron of plane پشت تیغ
to bring to the same plane [height] به یک صفحه [بلندی] آوردن
scheduled service plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
inclined shear plane سطح برش مایل
european type plane رنده فرنگی
negative photo plane افق شیشه عکاسی
plane polarized light نور قطبیده مسطح
focal plane shutter صفحهروم دریچهعدسی
plane table map نقشه مسطحه عوارض نما
plane sinusoidal wave موج سینوسی صفحهای
mirror plane of symmetry صفحه تقارن اینهای
plane of mirror symmetry صفحه تقارن اینهای
meteorological datum plane ایستگاه مبنای هواسنجی
negative photo plane سطح افق شیشه عکس
to miss a flight [plane] پرواز [خود] را از دست دادن
high focal plane buoy ارتفاعکانونیپروانهراهنمایشناور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com