English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (8 milliseconds)
English Persian
of late years دراین چند سال گذشته
Other Matches
We don't know what the world will be like in 20 years, to say nothing of in 100 years. ما نمی دانیم دنیا در ۲۰ سال آینده چه جور تغییر می کند چه برسد به ۱۰۰ سال آینده.
it is very late بسیار دیر است
Nobody was late except me . هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
Better late then never. <proverb> تاخیر بهتر از هرگز است .
Better late than never. <proverb> آهسته برو همیشه برو.
late متوفی
late مرحوم
late زیاد
to be late دیرکردن
to be late دیر امدن
to be late دیر رسیدن
it is very late خیلی دیرشده است
of late اخیرا
he may come late ممکن است دیر بیاید
he may come late شایددیر بیاید
of late دراین روزها
I am getting late. دارددیرم می شود
late تادیرگاه
late تا دیر وقت اخیرا
late کند
I am late. من دیر کردم.
late <adj.> <adv.> دیر
Better late than never. <proverb> دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
Better late than never! <proverb> دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
late دیراینده
late تازه گذشته
late دیر
late اخیر
my a is 0 years سن من 04سال است
my a is 0 years چهل سال ازعمرمن می گذرد
my a is 0 years من 04سال دارم
the last two years دوسال اخیر یا گذشته
getting on in years پا به سن گذاشتن
these two years این دوساله
three whole years سه سال تمام
I've been doing it for nine years. من این کار نه سالی هست که انجام میدهم.
get on in years <idiom> به سن پیری رسیدن
I am over 50 years old. من ۵۰ سال بیشتر دارم.
years حق رقبی
in years سالخورده
in years مسن
about two years تقریبا`
he is 0 years old او ده ساله است
about two years تقریبا` دو سال
years حق انتفاع محدودبه چند سال
he is 0 years old او ده سال دارد
the late rains بارانهای اخیر
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
the widow of the late زن مرحوم .....
keep late hours دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن
to keep late hours دیر خوابیدن
She procrastinated until it was too late . آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
It is never too late to mend. هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
what made you so late چه شد که این همه دیر کردید
your late father مرحوم پدرتان
late time زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
I wI'll come as late as I possibly can . تا آنجائیکه بشود دیر می آیم
It is never too late to learn . <proverb> براى کسب علم هیچ موقعى دیر نیست .
It is never too late to mend. <proverb> براى اصلای شدن هیچگاه دیر نیست .
Before it is too late . while one has the chance . اگر فرصت با قی است ( از دست نرفته )
Damn it, you are late again! لعنتی باز تو دیر کردی. [دیر آمدی]
to keep late hours دیر برخاستن
late maturing دیررس
late time زمان سکته انفجار
the late governor فرماندار اخیر
i was up late last night دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
late latinu لاتین دورههای بعد
late cut ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
keep late hours دیر خوابیدن و دیر برخاستن
late war جنگ قبلی
iwas late دیررسیدم
iwas late دیرم شد
iwas late دیر کردم
i was up late last night بودم
fiscal years دوره مالی
You are 5 years younger than me. شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
application years عمر مفید یک دستگاه
fiscal years سال مالی سال جاری
leap years سال کبیسه
a few years back <adv.> چند سال پیش
financial years سال مالی
fiscal years سال مالی
intercalary years سال های کبیسه
not in a thousand years <idiom> صد سال آزگار
We'll need 10 years at a [the] minimum. ما کمکمش به ۱۰ سال [برای این کار] نیاز داریم.
leap years سال های کبیسه
light-years سال نوری
I have been working here for years. سالهاست دراینجا کار می کنم
Seven solid years. هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
of ripe years پابسن گذاشته
to wear one's years well خوب ماندن جوان
to grow in years پابسن گذاشتن
to grow in years سالخورده شدن
tenant for years شخص دارای حق رقبی
full of years سالخورده
of mature years سالخورده
in subsequent years د رسالهای بعد
stricken in years سالخورده
grow in years سالخورده شدن
ten years old ده ساله
some years ago چند سال پیش
past years سالهای گذشته
Many years passed . چندین سال گذشت
application years مدتی که یک دستگاه میتواند کارکند
estate for years حق رقبی
to wear one's years well ماندن
he is years senior to me اودوسال ازمن بزرگتریاجلوتراست
man years نفر در سال
he is scarcely 0 years old جخت اگر بیست سال د اشته باشد
To be gettingh on in years. پا به سن گذاشتن
of ripe years کامل
over a number of years در طی چند سال
late payment damages خسارت تاخیر تادیه
Do you get up early [late] in the morning ? آیا شما صبح ها زود [دیر] از خواب برمیخیزید؟
It is too late . the die is cast . کار از کار گذشته
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
Before it is too late. While there is stI'll time. تا دیر نشده
Dont be late for work. دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
Depending on how late we arrive ... بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
late-Modern architecture [معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
The contract has a few years to run . به انقضای قرار داد چند سال مانده
He has been a beggar for a hundred years; yet he d. <proverb> صد سال گدائى مى کند هنوز شب جمعه را نمى داند .
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings. عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
The law prescribes a prison sentence of at least five years for such an offence. قانون کم کمش پنج سال حکم زندان برای چنین جرمی تجویزمی کند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com