English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (7 milliseconds)
English Persian
of relative importance دارای اهمیت نسبی
of relative importance نسبتامهم
Search result with all words
relative importance اهمیت نسبی
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
Other Matches
of f.importance اهمیت مهمترین
importance اهمیت
importance قدر
importance اعتبار
importance نفوذ شان
importance تقاضا
importance ابرام
it is of no importance هیچ اهمیت ندارد
it is of the last importance منتهای اهمیت را دارا است
of f.importance حائزدرجه اول
self importance دادن بخود
self importance خودبینی
self importance خودستایی
self importance اهمیت
of vital importance خیلی ضروری
of great importance بسیار مهم
of vital importance بسیارمهم
to attach importance to اهمیت دادن به
of great importance دارای نفوذ زیاد
of vital importance حیاتی
of secondary importance کمترمهم
of secondary importance از حیث اهمیت د ردرجه دوم دردرجه دوم اهمیت
bring home the importance of something to someone <idiom> شیرفهم کردن -کاملا فهماندن چیزی به کسی
Without wishing to belittle [disparage] [denigrate] the importance of this issue, I would like to ... بدون اینکه اهمیت این موضوع را پایین بیاورم من میخواهم ...
relative منسوب
self relative نسبی
relative value مقدار نسبی
self relative نسبت بخود
relative پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
relative خویشاوند
relative اعتباری
relative وابسته
relative اضافی
relative نسبی
relative وسیله ورودی
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
relative خودی نسبی
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
relative محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
relative نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
relative اطلاعات مکانی دررابط ه با یک نقط ه مرجع
relative اختلاف بین یک عدد و مقدارواقعی آن
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
relative راجع
relative nullity بطلان نسبی
relative permeability ضریب نفوذپذیری
relative permitivity گذردهی نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative permittivity ضریب دی الکتریک
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative motion حرکت نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative location قرار دادن
relative majority اکثریت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative minimum حداقل نسبی
relative precision دقت نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
relative complement تفاضل [مجموعه] [ریاضی]
relative conjunction حرفربط
relative clause ربطی
relative clause شبهجمله
self relative address نشانی نسبی
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
relative wind باد نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
relative velocity سرعت نسبی
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
relative term لفظ نسبی
relative supersaturation ابر سیری نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative pronoun ضمیر موصول
relative bearing سمت نسبی ناو
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative code کد نسبی
relative coding برنامه نویس نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative compaction تراکم نسبی
relative deformation تغییر شکل نسبی
relative density چگالی نسبی
relative aperture ضریب کانونی عدسی
relative aperture نسبت فاصله کانونی
relative adjective صفت موصولی
relative pronouns ضمیر موصول
maternal relative خویشاوند مادری
paternal relative خویشاوند پدری
paternal relative اقارب پدری
relative address آدرس نسبی
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative addressing ادرس دهی رابطهای
relative addressing نشان دهی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative humidity نم نسبی
relative humidity رطوبت نسبی
relative address نشانی نسبی
relative impediment محظور شرعی برای عروسی
relative in law خویشاوند سببی
relative income درامد نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative density گرانی ویژه
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative error خطای نسبی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
relative income hypothesis براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
relative cell reference ارجاع سل رابطهای
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com