English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
offline storage انباره برون خطی
Other Matches
offline برون خطی
offline operation عمل برون خطی
storage فضای لازم برای ذخیره سازی داده
storage تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
storage هر وسیلهای که میتواند داده ذخیره کند و در صورت نیاز بازیابی کند
storage چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
storage مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
storage فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
storage فضای موقت حافظه برای داده هایی که در حال حاضر پردازش می شوند
storage نحوه اختصاص حافظه به کاربران مختلف , مثل برنامه ها , متغیرها, داده ,.....
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
storage دیسک برای ذخیره داده
storage ذخیره سازی
storage حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفاده بعدی ذخیره شده اند
storage می نیست
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
storage ذخیره سازی داده به صورتی که به آن امکان پردازش دیرتر داده میشود
storage که حافظه اصلی و سریع کامپیوتر نیست
storage ذخیره کردن ذخیره
storage ذخیره کردن
storage اندوزش
storage انبار
storage انبار کردن
storage مخزن
storage ذخیره سازی انبار کالا
storage انبارش
storage انباره
storage خزانه
storage هر رسانه ذخیره سازی داده
storage وسیله ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دستیابی است
storage حافظهای که نیاز دارد محتوایش مرتب بهنگام شود
storage مشابه 9641
storage TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
storage بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
storage نگهداری
storage buffer میانگیر انباره
storage bunker انبار
storage bunker دخیره
storage block بلوک ذخیره
storage battery باتری بارشدنی
storage battery اکولاموتور
storage battery انباره
storage battery باتری انبارهای
storage array ارایه انباره
storage area ناحیه انبارش
storage allocation تخصیص حافظه
storage allocation تخصیص انباره
storage capacity گنجایش انباره
storage capacity فرفیت انباره
storage device دستگاه ذخیره سازی
storage device دستگاه ذخیره
storage device دستگاه انبارش
storage cycle سیکل انباره
storage cycle چرخه انباره
storage costs هزینههای انبارداری
storage compaction فشردگی انباره
storage circuit مدار ذخیره
storage cell سلول انباره
storage cell باتری
storage cell پیل باتری
storage cell یاخته انباره
storage device انباره
pushup storage انباره بالا فشردنی
protected storage انباره محفوظ
protected storage انباره محافظت شده
protected storage حافظه محافظت شده
program storage انباره برنامه
primary storage حافظه اولیه
primary storage انباره اولیه
permanent storage حافظه دائمی
permanent storage انبارش دائمی
permanent storage انباره دائمی
parallel storage انبارش موازی
read only storage انباره فقط خواندنی
static storage انباره ایستا
serial storage انباره سری
serial storage انباره نوبتی
sequential storage انباره ترکیبی
semiconductor storage حافظه نیمه هادی
secondary storage انباره ثانوی
secondary storage انباره ثانویه
seasonal storage مخزن فصلی
searching storage روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
regenerative storage انباره باززا
real storage انباره واقعی
real storage حافظه حقیقی
parallel storage انباره موازی
winter storage مخزن زمستانه
wet storage بارگیری روی عرشه کشتی درروی دریا بارگیری دریایی
wet storage تر داری
weekly storage مخزن هفتگی
volatile storage حافظه فرار
volatile storage انباره فرار
virtual storage حافظه مجازی
virtual storage انباره مجازی
vault storage محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
useable storage ذخیره مفید
temporary storage انباره موقتی
temporary storage حافظه موقت
temporary storage می نیست
working storage حافظه کاری
working storage انباره کاری
cold storage سردخانه
addressable storage حافظه خواندن،نوشتن [علوم کامپیوتر]
addressable storage حافظه تصادفی [علوم کامپیوتر]
storage tray سینیذخیره
storage space فضایذخیره
storage door دروسایلذخیرهای
storage compartment قسمتذخیره
scenery storage چشماندازانبار
temporary storage فایل روی دیسک سخت که توسط نرم افزار برای ذخیره موقت داده یا نرم افزاری حافظه مجازی را پیاده سازی میکند مثل ویندوز ماکروسافت استفاده میشود
temporary storage ثبات حافظه موقت برای نتیجه عملیات ALU
temporary storage انباره موقت
storage location موقعیت انباره
storage location مکان انباره محل انباره
storage location مکان ذخیره
storage location مکان انباره
storage level تراز ذخیره تراز مخزن
storage level تراز خزانه
storage interleaving درمیان انباره جای دادن
storage interleaving برگ برگ سازی انباره
storage granules دانههای اندوزش
storage fragmentation تکه تکه شدن انباره
storage dump روبرداری حافظه
storage map نقشه حافظه
storage map نقشه انباره نقشه انبارش
storage pile انبار مصالح در کارگاه
terabit storage بیلیون بیت حافظه
tape storage انباره نواری
switch storage انباره گزینهای
storage unit واحد انباره
storage unit واحد ذخیره
storage tank انبار
storage tank مخزن
storage register ثبات انباره
storage protection حفافت حافظه
storage protection حفافت انباره
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
storage device دستگاه انباره
high storage انباره بالا
energy storage انباره ی انرژی
dead storage گنجایش مرده
electrostatic storage انباره الکترواستاتیکی
dynamic storage حافظه پویا
dynamic storage انباره پویا
dry storage خشک داری
drum storage drum magnetic
disk storage انباره گردهای
dead storage حجم مرده
dead storage مانداب
dead storage انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
erasable storage انباره پاک شدنی
erasable storage حافظه پاک شدنی
secondary storage حافظه ثانویه
gas storage مخزن بنزین
fuel storage انبار سوخت
fixed storage حافظه ثابت
fixed storage انباره ثابت
file storage انباره فایل
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
external storage ثبات خارجی کامپیوتر
external storage حافظه خارجی
external storage انباره خارجی
daily storage مخزن روزانه
cryoelectronic storage یک وسیله ذخیره شامل موادی که در دماهای بسیار پایین بعنوان هادیهای عالی عمل می کنند
buffer storage حافظه میانگیر
buffer storage انباره میانگیر
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
backing storage انباره پشتیبان
available storage capacity گنجایش مفید مخزن
auxiliary storage حافظه کمکی ذخیره سازی کمکی
auxiliary storage انباره کمکی
auxiliary storage انبار کمکی
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
associative storage انباره انجمنی
annual storage مخزن سالانه
administrative storage انبار کردن به طریق اداری
bulk storage انباره پر گنجایش
bulk storage انباره پرگنجایش
core storage انباره هستهای
core storage انبار چنبرهای
core storage انباره چنبرهای
common storage حافظه مشترک
storage coefficient ضریب ذخیره
coefficient of storage ضریب ذخیره
circulating storage انباره گردشی
carryover storage مخزن سالیان
carryover storage ذخیره سالیان
capacitor storage حافظه خازنی
caged storage انبار کردن به طریقه محصور
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
effective storage گنجایش مفید
main storage انباره اصلی
nesting storage انباره تودرتو
matrix storage انباره ماتریسی
active storage گنجایش مفید
mass storage انبار انبوه
mass storage ذخیره و بازیابی حجم بزرگ داده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com