English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English Persian
oil bath lubrication روغنکاری حمام روغن
Other Matches
lubrication روغن زنی
lubrication روغن کاری کردن
lubrication گریس زنی
lubrication لیزاندن
lubrication روانسازی
lubrication روغن کاری
lubrication روغنکاری
gravity lubrication روغنکاری سقوطی
centrifugal lubrication روغنکاری گریز از مرکز
pressure lubrication دستگاه روغنکاری فشاری
one shot lubrication روغنکاری گروهی
splash lubrication روغنکاری تزریقی
oil lubrication روغنکاری
flood lubrication روغنکاری سیلابی
mist lubrication روغنکاری پاششی روغنکاری چکانشی روغنکاری چکهای
lubrication technology تکنیک روغنکاری
gas lubrication روغنکاری گردی
lubrication order دستور روغنکاری
centralized lubrication روغنکاری متمرکز
drip oil lubrication روغنکاری قطرهای
forced flood lubrication روغنکاری تحت فشار
high pressure lubrication روغنکاری فشار قوی
oil circulating lubrication روغنکاری نوع گردشی
oil splash lubrication روغنکاری تزریقی
take a bath <idiom> ویرانی تجارت ،ورشکست شدن
bath استحمام شستشوکردن
bath شستشو
bath حمام
bath گرمابه
bath وان
bath ابتنی کردن حمام گرفتن
bath حمام ابکاری
to take a bath استحمام کردن
to take a bath شستشو کردن
bath حمام فرنگی
to take a bath ابتنی کردن
ultrasonic bath حمام فراصوتی
swimming bath شناگاه
developer bath تشتکفاهرکننده
bath oil مایعخوشبوکنندهآب
bath platform سکویحمام
bubble bath وان پر کف و معطر شده
bubble bath مادهای معطر که در وان پر آب حمام میریزند و کف میکند
vapour bath حمام بخار
turkey bath گرمابه
turkey bath حمام شرقی
bath salts نوعینمککانیجهتخوشبو کردنآبحمام
Bath Stone سنگ آهک دانه ای
water bath [ظرفی که ظرف کوچک تری در آن قرار بگیرد و مواد درون آن ظرف بطور غیر مستقیم گرم شود.]
water bath دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
A ticket to Bath, please. لطفا یک بلیت به شهر باته.
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
bath dye حمام رنگرزی الیاف
May I have a bath towel? ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟
What find bath. عجب حمام خوبی است
hip-bath وانکوچک
bed-bath شستشویمریض
a bath towel حوله حمام
dyeing bath حمام رنگرزی
bath-house حمام عمومی
water bath حمام آب
swimming bath تن شو یاحوضی که دران شناتوان کرد
sweating bath حمام بخار
needle bath دوش سوزنی
needle bath شستشو در زیر ابی که با دانههای خیلی ریز بر تن میریزد
mud bath گل مالی تن برای درمان
molten bath حمام ذوب فلزات
metal bath حمام فلز
foot bath پاشویه
copper bath حمام مس
cold bath ابتنی با اب سرد
bath keeper حمامی
bath keeper گرمابه دار
acid bath حمام اسید
Turkish bath گرمابه بخار
bath house گرمابه
bath house حمام
Turkish bath حمام
oil bath حمام روغن
sweating bath گرمابه
sun bath حمام افتابی
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
steam bath حمام بخار
slipper bath یکجور فرف تن شویی که روی ان نیمه پوشیده است
shower bath دوش
shower bath حمام دوش
sweating bath حمام گرم
sand bath حمام شن
shaking bath حمام تکان دهنده
bath and shower mixer اختلاطدوشووان
salt bath hardening سخت گردانی حمام نمک
salt bath furnace کوره حمام نمک
salt bath case hardening سخت گردانی سطحی حمام نمک
swimming bath [British E] [old-fashioned] گرمابه [با استخر]
swimming bath [British E] [old-fashioned] حمام [با استخر]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com