English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (9 milliseconds)
English Persian
olympic size pool اندازه و طول استخر المپیک 05 در 12 متر
Other Matches
Olympic مربوط به مسابقات المپیک
Olympic المپیک
Olympic Games مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
winter olympic بازیهای المپیک زمستانی
olympic lift کنده یک چاک
olympic review نشریه رسمی کمیته بین المللی المپیک
olympic cross صلیب المپیک
olympic rings 5 حلقه المپیک
olympic lift بدل کنده یک چاک با کشیدن پای حریف از داخل
He broken an Olympic record. رکورد المپیک را شکست
olympic trench shooting مسابقه تیراندازی المپیک با 5تیر از 5 موضع مختلف
olympic lift and cross face گرفتن بازوی چپ حریف از جلو وران پای راست از پشت
olympic lift and cross face کنده حصیر مال
leg ride and cross face olympic lift سگک وارو
pool مخزن
pool منبع
pool تصحیلات اشتراکی
pool شریک شدن باهم اتحادکردن
pool ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool دسته زبده وکارازموده
pool چاله اب
pool سرمایهای که از سود چندشرکت فراهم میشود
pool دوره
pool قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pool تعمیرگاه
pool پارک موتوری
pool نقب زدن
pool عده کارمند اماده برای انجام امری
pool ائتلاف
pool ائتلاف چندشرکت با یک دیگر
pool استخر
pool ابگیر
pool حوض
pool برکه چاله اب
pool کولاب
pool سوراخ کردن
gold pool صندوق مشترک طلا
buffer pool تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
pool tube لامپ مایع
motor pool گاراژ
motor pool خودروگاه
motor pool پارک موتوری
motor pool گروهی از وسائط نقلیه برای مقاصد نظامی یا حمل ونقل بنوبت
pool ball هر یک از گویهای رنگی اسنوکر
swimming pool استخر شنا
boat pool حوضچه قایق
rock pool استخرکوچک
bottom of the pool تهاستخر
condensation pool استخرانقباض
paddling pool استخرمصنوعیکوچکمخصوصبچهها
swimming pool گرمابه [با استخر]
swimming pool حمام [با استخر]
wading pool استخر کودکان
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
pool equipment وسایل تعمیرگاه
pool equipment وسایل پارک موتوری
pool rectifier یکسوکننده مایعی
pool cathode کاتد مایع
pool rectifier لامپ مایع
pool tool میله زنی
pool tool حفاری با میله توپر
resting pool حوضچه ارامش
grid pool tube لامپ مایع شبکه دار
straight pool billiard بازی مداوم 1/41 بیلیاردکیسهای
consolidated motor pool خودروگاه تمرکزی خودروگاه عمومی یا مشترک
bumper pool billiard بیلیارد روی میز کوچک با 2سوراخ درانتها
indoor swimming pool استخر سر پوشیده
pill pool billiard بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
mercury pool cathode کاتد جیوهای
mercury pool tube لامپ مایع
physical motor pool پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
mobile equipment pool بنه متحرک افزارهای ویژه درسطح گروهان و گردان ودسته
How deep is the swimming pool ? گودی این استخر چقدر است ؟
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
pool cathode tube لامپ مایع
normal pool level تراز بهنجار مخزن
All members are entitled to use the swimming pool. همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
Football pool [British English] قماربازی روی نتیجه بازی تیمهای فوتبال
to size up اندازه
that is about the size of it حقیقت امراین است
to size up را براوردکردن
that is about the size of it همینطور است
size ابعاد فیزیکی یک تصویر یا شی یا صفحه
size به اندازه کردن
size بزرگی
over size بزرگتر از اندازه
size محاسبه منبع موجود و منابع لازم برای انجام کار خاص
of an out size دارای اندازه غیر معمل
of an out size بیرون از اندازه
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size اندازه بعدساختمان
size اهار زدن
what is your size? اندازه
size قد
size مقدار
size قالب
size up <idiom> بسته به شرایط ،برانداز کردن
(the) size of it <idiom> به شکلی که است
size سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
size چسب زنی اهارزدن
size اندازه
size بر اورد کردن
size وسعت
size چسب زدن
what is your size? شما چیست
trim size اندازه طبیعی
type size اندازه حروف
type size اندازه فونت
full size اندازه طبیعی
point size برای اندازه گیری نوع یا متن
point size اینچ
full size بخ مقیاس یک به یک
full-size اندازه طبیعی
cut down to size <idiom> ثابت کردن اینکه کسی اونقدرکه فکر میکند خوب نیست
size tolerance تلرانس اندازه
size stick قالب اندازه گیری
size stick الت اندازه گیری پا
size effect تاثیر اندازه
size control کنترل اندازه
size constancy ثبات اندازه
screen size اندازه صفحه
sample size بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود
sample size مدت زمان بین دوالگوی پیاپی
sample size بزرگی نمونه
sample size حجم نمونه
Pick on someone your own size. برو با هم قدهای خودت طرف بشو
sample size تعداد اندازه گیریهای سیگنال ضبط شده درهرثانیه
full-size بخ مقیاس یک به یک
block size اندازه بلاک
basic size اندازه اصلی
it is four times my size چهاربرابر
it is four times my size من است چهارتای من است
it is of a normal size دارای اندازه عادی یا معمولی است
it is the size of a sparrow باندازه یک گنجشک است
king size بزرگ
of a large size بزرگ
attack size استعداد وسایل درگیر در تک
lessin size خردتر
lessin size کوچکتر
limiting size اندازه محدود
hypostatize or size مسلم فرض کردن
hypostatize or size شخصیت دادن به
hypostatize or size ذات جدا دانستن
block size اندازه کندهای
cut to size به اندازه بریدن
design size اندازه طرح
design size اندازه نامی
effective size اندازه موثر
family size تعداد افراد خانواده
file size اندازه فایل
fit size اندازه مناسب
fractional size اندازه کسری
body size اندازه بدن
basic size اندازه اولیه
london in size پس از لندن نیویورک بزرگترین شهراست
man size اندازه مناسب یک مرد
nominal size اندازه اسمی
nominal size اندازه نامی
block size اندازه کنده
nuclear size اندازه هسته
pint-size باندازه سرسنجاق
pint-size کوچک
pint-size خرد ناچیز
pint-size پست
pint size باندازه سرسنجاق
pint size کوچک
pint size خرد ناچیز
pint size پست
neat size اندازه خالص
life size باندازه شخص زنده باندازه طبیعی
life size اندازه واقعی
atomic size اندازه اتمی
atomic size اندازه اتم
accurate to size دقت در اندازه گرفتن
attack size اندازه تک
minimum size اندازه حداقل
accuracy to size دقت اندازه گذاری
life-size اندازه واقعی
life-size باندازه شخص زنده باندازه طبیعی
size of a statistical sample [N] تعداد کل داده های آماری
paricle size analysis دانه بندی کردن
size weight illusion خطای ادراکی اندازه- وزن
data word size اندازه کلمه داده
standard size whole brick اجر فشاری معمولی
size distribution of income توزیع درامد برحسب مقدار
size distribution of income توزیع درامد مقداری
effective size of grain قطر موثر ذرات
effective size of grain اندازه موثرذرات
fixed size records رکوردهای با اندازه ثابت
grain size classification طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
Act your age [and not your shoe size] ! به سن خودت رفتار بکن ! [مثل بچه ها رفتار نکن !]
The shoes are a size too big for my feet. کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com