English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (9 milliseconds)
English Persian
on the wing پرواز کننده
on the wing بالدار
on the wing سیار متحرک
Search result with all words
wing بال
wing پره
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing بال مانند زائده حبابی
wing جناح
wing پره زائده پره دار
wing طرف
wing شاخه شعبه
wing دسته حزبی
wing پرواز پرش
wing بالدار کردن پردارکردن
wing پیمودن
wing گروه هوایی
wing تیپ هوایی جناح
wing بال شبیه به بال هواپیماوصل به اتومبیل برای کشش بیشتر
wing گوش زمین
wing لنگه
left wing شخص دست چپی
left wing مربوط به جناح چپ
left-wing شخص دست چپی
left-wing مربوط به جناح چپ
right wing جناح راست
right-wing جناح راست
fixed wing هواپیمای بال ثابت
fixed wing بال ثابت
fixed-wing هواپیمای بال ثابت
fixed-wing بال ثابت
wing commander سرهنگ دوم هوایی
wing commanders سرهنگ دوم هوایی
box beam wing نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
cantilever wing بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
center wing بال میانی
delta wing بال دلتا
delta wing بال مثلث
double wing بازی هافبک در گوش
fixed wing aircraft هواپیما با بال ثابت
front wing گلگیر جلوی اتومبیل
hard wing بال صلب
high wing بال بالا
highed wing بال لولاشده
inside wing بال داخلی
isoclinic wing بالی که زاویه برخورد ان هنگام خم شدن در اثر نیرونیز ثابت میماند
king's wing جناح شاه شطرنج
left wing for ward پیشرو دست چپ
left wing of army جناح یسار
left wing of army پهلوی چپ میسره
leg ride and reverse chicken wing سگک قفل قیصر
low wing بال پایین
low mid wing بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
mid wing بال وسط
off wing محل بازیگر گوش
parasol wing بالی که هواپیما از ان اویزان میشود
queen's wing جناح وزیر شطرنج
real box wing بالی با سه تیرک
reverse chicken wing نوعی کلید کشی
rhombus wing بالی با سطح مقطع متقارن
right wing forward پیشرو دست راست
right wing of army جناح یمین
right wing of army پهلوی راست میمنه
right wing to ward پیشرو
right wing to ward دست راست
right wing toward پیشرو
right wing toward دست راست
right wing toward میمنه
rotary wing بال گردان
rotary wing هواپیمای بال گردان
rotary wing aircraft هواپیما با بال گردنده
sea wing نرم تن دو کپه دریایی
simple wing طرح تهاجمی با خط نامتعادل
to piniona bird's wing نوک بال مرغی را چیدن
to take under one's wing سرپرستی کردن
to take under one's wing حمایت کردن
to take wing پرواز کردن
to take wing پابفرارگذاشتن
upper wing بال بالایی در هواپیمای دوباله
variable area wing بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
vent wing پنجره گردان
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
wind wing پنجره کوچک تهویه اتومبیل
wing and wing حرکت با باز بودن کامل بادبانها
wing area مساحت بال
wing axis محور بال
wing box ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
wing chair مبل دارای پشتی و دستههای چوبی و سفت
wing covert پر پوششی روی پرهای مخصوص پرواز پرنده
wing drag پسای بال
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
wing footed دارای پای پردار
wing footed تند
wing footed سریع
wing forward فوروارد گوش
wing forward هریک از دومهاجم بیرون ردیف دوم یاسوم در تجمع
wing halfback هافبکهای کناری
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
wing nut پیچ و مهره دارای جاانگشتی
wing nut خروسک
wing nut پیچ خروسکی
Other Matches
under one's wing <idiom> تحت مراقبت کسی
wing it <idiom> بدون آمادگی
take (someone) under one's wing <idiom> زیرپروبال شخص راگرفتن
wing nut مهره گوشه دار
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
wing photograph نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
wing reactions واکنشهای بال
hind wing بالعقبی
straight wing بالمستقیم
tapered wing بالنوکتیز
wing attack حملهگوشه
wing defence دفاعگوشه
wing membrane اجزایبال
wing pallet سطحپرهمانند
wing slat نوکباله
wing vein رگهبال
centrist wing طرفدار جناح میانه رو [سیاست]
bat's-wing [نوعی از نقش پنجره خورشیدی]
chimney-wing بغله های شومینه
wing wall دیواره جانبی
wing tunnel تونل باد
wing tip نوک کفش دارای قوس منحنی
wing rib دندهبال
wing root ریشه بال
wing screw پیچ گوشه دار
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
wing setting نصب بال
wing shooting شکار یا نشانه روی مرغان شکاری در حال پرواز
wing skin پوسته بال
wing spar عضو سازهای اصلی بال درامتداد خط واصل دو سر بال
wing spread فاصله بین دو سر بال
wing strut پایه بال
wing tanks تانکهای سوخت که داخل بال تعبیه شده یا بخشی از بال راتشکیل میدهد
wing threequarter هریک از دو مدافع کنار زمین
cross-wing [بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
[extreme] right-wing scene صحنه جناح راست [افراطی] [سیاست]
swept-back wing بالدم جارویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com