Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (8 milliseconds)
English
Persian
on trust
امانتا"
on trust
نسیه
on trust
بر مبنای اعتبار
Search result with all words
trust
اعتماد
trust
ایمان
trust
توکل
trust
اطمینان پشت گرمی
trust
امید
trust
اعتقاد اعتبار
trust
مسئولیت
trust
امانت ودیعه
trust
اتحادیه شرکتها ائتلاف
trust
اعتماد داشتن
trust
مطمئن بودن
trust
پشت گرمی داشتن به
trust
تراست
trust
انحصارات چند جانبه
trust
امانت
trust
اطمینان
trust
مدیریت امانی
trust
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust
امانت گذاشتن
trust
ودیعه گذاشتن
trust
ودیعه
trust funds
وجوه امانی
trust fund
سپرده
trust fund
وجه امانی
trust fund
سرمایه امانی
trust fund
وجوه متراکم شده
trust fund
وجوه پس انداز شده
trust fund
سپرده امانی
trust fund
وجوه سپرده
anti trust law
قانون ضد تراست
in trust
امانتا"
breach of trust
خیانت در امانت
breach of trust
کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
collagteral trust bonds
قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
constructive trust
مسئولیت قهری
constructive trust
ضمان قهری
constructive trust
منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
declaration of trust
افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
deed of trust
سند تودیع امانت
deed of trust
سنداستیفای دین از ملک رهنی
give in trust
امانتی
give in trust
امانی
given in trust
امانی
given in trust
به امانت
implied trust
مسئولیت فرضی
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
keep in trust
به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
market trust
بازار انحصاری
person in a position of trust
امین
to put trust in
اعتماد کردن به
self trust
اعتماد بخود
sherman anti trust act
قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
to hold in trust
بطورامانت نگاه داشتن
trust company
شرکت امین یا امانت دار بانکی که امانات وسپرده هارا نیز نگهمیدارد
trust in god
اعتماد یا توکل به خدا
trust money
پول امانی
trust territory
ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
vacuum trust
تراست در خلاء
unit trust
موسسهسرمایهگذار
aplombself-trust
اعتماد به نفس
self-trust
اعتماد به نفس
sense of trust
حس اعتماد
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com