English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (7 milliseconds)
English Persian
one pocket billiard بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
Search result with all words
bottle pocket billiard بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
Other Matches
billiard بازی بیلیارد
eight ball billiard تقسیمی از1 تا 7 برای یک نفر و از 9 تا51 برای نفردیگر و شماره 8برای بازیگری که شمارههای خود را بکیسه انداخته
eight ball billiard بیلیارد امریکایی
cribbage billiard بیلیارد کیسهای با کیسه انداختن هر 2 گوی
cowboy billiard بیلیارد کیسهای با گوی اصلی و 3 گوی به شمارههای 1و 3 و 5
billiard table میز بیلیارد
billiard spot نقطه مخصوص گوی قرمزروی میز بیلیارد انگلیسی
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
basebal billiard نوعی بیلیارد کیسه دار با 12گوی شماره گذاری شده از 1تا 12
balking billiard بیلیارد فرانسوی با 4 خط محدوده
forty one billiard بیلیارد کیسه دار که هربازیگر شماره معینی دارد
line up billiard بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
nine ball billiard بیلیارد کیسهای با 9 گوی شماره دار
one and nine balls billiard بیلیارد کیسهای بین 4 بازیگرکه گویها به نوبت زده می شوند
rotation billiard بیلیارد امریکایی به ترتیب شماره
billiard cue باچوببیلیاردزدن
straight pool billiard بازی مداوم 1/41 بیلیاردکیسهای
fifteen ball billiard بیلیارد امریکایی بدون تعیین گوی
pill pool billiard بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
bumper pool billiard بیلیارد روی میز کوچک با 2سوراخ درانتها
forty one continous billiard بیلیارد امریکایی با تعیین گوی و کیسه
she had him in her pocket کاملابراواختیارمیکرد
she had him in her pocket خوب جلوش را گرفته بود
pocket فرورفتگی
pocket پیش رفتگی خط جبهه
pocket حباب
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket درجیب پنهان کردن
pocket محاصره شدن
pocket بجیب زدن
pocket نقدی
pocket کوچک جیبی
pocket جیب دار درجیب گذاردن
pocket پولی
pocket پاکت تشکیل کیسه در بدن
pocket کیسه هوایی
pocket جیب
fork pocket محفظهانشعابی
interior pocket جیبداخلی
inset pocket جیبمخفی
hidden pocket جیبمخفی
gusset pocket جیبپاکتی
front pocket جیبجلو
foot pocket قالب پا
flap pocket جیبلبهدار
watch pocket جیب ساعتی
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
back pocket جیبپشتی
exterior pocket کیفبازشو
batten pocket بادبان
pocket pistol بغلی عرق
bottom pocket سوراخمیزبیلیاردبرایتوپ
centre pocket گودال
centre pocket مرکزی
vest pocket جیب جلیقه
door pocket جیبدر
mock pocket جیبساختگی
outside ticket pocket جیبکوچکبیرونی
patch pocket جیبرویسینه
pocket calculator ماشین حساب جیبی
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
air pocket دست انداز هوایی
trouser pocket جیب شلوار
pocket watch ساعت جیبی
seam pocket جیبرویدرز
stake pocket جیبتودهای
top pocket حفرهفوقانی
pocket-sized جیبی
vertical pocket جیبعمودی
welt pocket جیبنواری
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
Take your money out of your pocket. پولت را از جیب دربیاور
They picked my pocket. جیبم رازدند
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
pocket calculator حسابگر جیبی
i am rials in pocket سه ریال سود بردم
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
i am 0 rials out of pocket کرده ام
lime pocket پوشش اهک
out of pocket expenses هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
out of pocket expenses هزینه واقعی
pocket battleship رزمناو تندرو و سبک
pocket billiards بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
pocket book کیف بغلی
pocket book دفتر بغلی
i am rials in pocket سه ریال در جیب دارم
empty pocket ادم بی پول یا تهی کیسه
pocket money پول جیب
pocket calculators حسابگر جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
pocket knife چاقوی جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
air pocket منفذ
air pocket بادگیر
air pocket چاه هوایی
armature pocket شیار ارمیچر
called pocket کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
chip pocket شیار دندانههای اره
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
pocket computer کامپیوتر جیبی
pocket lamp چراغ قوه
pocket meter سنجه جیبی
pocket picking جیب بری
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
pocket pistol طپانچه جیبی
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket split باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
slash pocket جیب عمودی درجهت درزلباس
the furniture of ones pocket دارایی جیب
vest pocket جیبی
vest pocket مخصوص
pocket lamp لامپ کوچک
pocket edition چاپ جیبی کتاب
pocket expenses هزینه مختصر شخصی
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
pocket judgment سند قطعی لازم الاجرا
To put ones hand in ones pocket. دست توی جیب کردن ( پول خرج کردن )
trousers pocket [American E] جیب شلوار
poker pocket billiards بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
hand-warmer pocket جیبگرم کنندهیدست
ast welt pocket جیبپیشسینهای
pants pocket [American E] جیب شلوار
hand warmer pocket جیببقل
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
To pick somebodys pocket. جیب کسی را زدن
front top pocket جیببالایجلویشلوار
to pocket a tidy sum <idiom> پول خوبی به جیب زدن
He has feathered his nest. He has lined his pocket. اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
Money burnes a hole in his pocket. پول تو جیب اش بند نمی شود
money burns a hole in his pocket <idiom> پول تو دستش بند نمی شود
broad welt side pocket جیبپهنپهلو
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com