Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (2 milliseconds)
English
Persian
one sided communication
ارتباط یکسویه
Other Matches
one sided
یک جانبه مغرضانه
one sided
یک طرفه
one sided
یک پهلو
he sided with us
طرفداری از ما کرد
many-sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided
چند پهلو
many sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many sided
چند پهلو
one-sided
یک پهلو
three sided
سه پهلو
three sided
سه طرفه
one-sided
یک طرفه
one-sided
غیرمنصفانه
one-sided
طرفدار
two sided
دوطرفه
two sided
دوپهلو
lop sided
نابرابر
slab sided
دارای دندههای باریک ونمایان لاغر
two-sided copies
کپیدوطرفه
lop sided
کوتاه و بلند
lop sided
بی قرینه
lop sided
یکسو سنگین یک سوسبک
slab sided
بلند ولاغر
slab sided
پهن پهلو
one sided test
ازمون یکسویه
two sided disk status
اعلام نصب یک دیسک دو طرفه
double sided disk
دیسک دو طرفه
A one-sided(unilateral)decision.
تصمیم یکجانبه
single sided disk
دیسک یک رویه
dual sided disk drives
گردانندههای دیسک دو طرفه
communication
اطلاع
communication
عبور اطلاعات
communication
پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
communication
مجموعهای از وسایل مانند ترمینال ها وچاپگر ها که توسط یک کامپیوتر مرکزی به هم وصل هستند و اجازه ارسال سریع و ساده داده می دهند
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
communication
ارسال دریافت داده به جای صوت و تصویر
communication
پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است
communication
نقل وانتقال
communication
ارتباطات
communication
مراوده وسایل ارتباطی
communication
ارتباط و مخابرات
communication
مخابرات
communication
ابلاغ
communication
رادیو یا هر رسانه قابل حمل سیگنال انجام میشود
communication
ماهواره
communication
فرآیندی که در آن ارسال و دریافت داده با استفاده از تلفن
communication
کامپیوتر همراه با کارت مودم یا فکس که به کاربران شبکه در استفاده از مودم حق اشتراک میدهد
communication
ترمینال یا مودمی که قادر به ذخیره سازی داده ارسال شده است
communication
مخابره
communication
کامپیوتری که ارسال داده در شبکه را کنترل میکند
communication
اخبار
communication
ارتباطات مواصلات
communication
مکاتبه
communication
پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند.
communication
وسیله کنترل خط برای بررسی سیگنالهای متقاضی داده
communication
نرم افزاری که به کاربر اجازه کنترل مودم و استفاده ازسرویس online میدهد
communication
ابلاغیه
communication
سوکت یا اتصال فیزیکی که به وسیله اجازه ارتباط میدهد
communication
ارتباط
communication
وسیلهای مانند مودم که داده را ارسال و دریافت میکند
communication
وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند
communication
مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
communication
مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد
communication
مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند
communication
اتصال فیزیکی که داده روی آن ارسال میشود
communication cord
کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
lines of communication
خطوط مواصلاتی
electric communication
مخابرات
communication technician
تکنیسین مخابرات
communication technician
تعمیر کارفنی مخابرات
communication theory
نظریه ارتباطات
communication theory
نظریه ارتباط
communication theory
تئوری مخابرات
communication zone
منطقه مواصلات
data communication
ارتباط دادهای
data communication
انتقال اطلاعات
data communication
داد وستداطلاعات
data communication
ارتباط داده ها
communication system
نظام ارتباطی
mass communication
ارتباط جمعی
visual communication
مخابره بصری
wire communication
ارتباط با سیم
communication antenna
آنتنمرتبط
telephone communication
ارتباط تلفنی
communication link
رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
tele communication
مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
synchronous communication
ارتباط همزمان
communication devices
ماشینمرتبط
communication set
دستگاهارتباط
communication tunnel
تونلمرتبطکننده
network communication
ارتباطشبکهای
routes of communication
کانالهای ارتباطی
routes of communication
مسیرهای ارتباطی
privileged communication
مکاتبات یا ارتباطاتی که برمبنای اطمینان صنفی با وکیل دادگستری به وجود می اید ووی مجاز به افشای انهانیست بذور کلی هر نوع نامه و مکاتبهای که به دلائل قانونی نباید گشوده و فاش شود
tele communication
ارتباط دور برد
visual communication
ارتباط بصری
communication signal
سیگنال مخابراتی
background communication
ارتباط پس زمینه
communication chief
رئیس مخابرات یکان
communication circuit
مدار ارتباطی
communication cover
پوشش مخابراتی
communication deception
فریب مخابراتی
communication deception
گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
communication device
دستگاه ارتباطی
communication engineer
مهندس مخابرات
communication engineering
مهندسی مخابرات
communication engineering
تکنیک مخابرات تکنیک جریان ضعیف
communication interface
میانجی ارتباطی
communication line
خط مخابراتی
communication chief
رئیس ارتباطات
communication channels
وسایل ارتباطی
basic communication
گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
communication and electronics
رسته مخابرات و الکترونیک
communication cable
کابل جریان ضعیف
communication cable
کابل ارتباطی
communication center
مرکز مخابرات
communication center
مرکزارتباطات
communication channel
مجرای ارتباطی
communication channel
کانل ارتباطی
communication channel
کانال ارتباطی
communication channels
طرق مواصلاتی
communication line
خط ارتباطی
communication link
پیوند ارتباطی
communication security
تامین مخابراتی
privileged communication
مدارک محرمانه
communication satellite
ماهواره مخابراتی
data communication
مخابره داده ها
communication receiver
گیرنده مخابرات
communication protocol
پروتکل ارتباطی
communication of punishment
ابلاغ تنبیه
communication of punishment
ابلاغ مجازات
communication network
شبکه ارتباطی
communication link
تسلسل مخابراتی
communication link
اتثال ارتباطی
communication network
شبکه ارتباط
communication network
شبکه مخابراتی
communication network
شبکه ارتباط و مخابرات
communication satellite
اقمارمخابراتی
communication security
برقراری تامین مخابراتی
communication standing instructions
دستورات ثابت مخابراتی
combined communication board
هیئت برقرار کننده ارتباط درستادهای مرکب
communication security custodian
مسئول وسایل تامین مخابراتی
binary synchronous communication
ارتباطات همزمان دودویی
communication security monitoring
کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication security account
میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
combined communication board
هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
communication control character
کاراکتر کنترل ارتباطی
communication operation instructions (co
دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
data communication system
سیستم ارتباطات داده
communication security custodian
مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
communication relay ship
ناو تقویتی مخابراتی
axis of signal communication
محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
high class communication set
دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
We are living in the age of mass communication.
ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com