Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
open group
گروه باز
Other Matches
group
گروه رزمی
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
جمع شدن
group
دسته دسته کردن
group
جمعیت گروه بندی کردن
group
انجمن
group
گروه
group
دسته
group
ناوگروه
group
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
دسته بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
out group
برون گروه
group
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
in group
گروه خودی
we group
گروه خودی
t group
گروه T
group
حزب
group
جمع اوری چندین چیز با هم
t group
گروه حساسیت اموزی
group
شیعه
group
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
bridged group
گروه پل شده
bridging group
گروه پل شده
carbonyl group
گروه کربونیل
closed group
گروه بسته
coacting group
گروه همکار
encounter group
گروه رویارویی
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
detail group
دسته ماموربیگاری
deactivating group
گروه کم کننده فعالیت
dead group
زمین بیروح
carboxylic group
کروه کربوکسیلی
dead group
زاویه بیروح
criterion group
گروه ملاک
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
control group
گروه گواه
commutative group
گروه جابجاپذیر
detail group
قسمت بیگاری
command group
گروه فرماندهی
end group
گروه انتهایی
infinite group
گروه نامتناهی
armor group
گروه زرهی
local group
گروه محلی
marginal group
گروه حاشیهای
amino group
گروه امینی
alkyl group
گروه الکیلی
alkyl group
گروه الکیل
air group
گروه هوایی یک ناو
air group
گروه هوایی
aiming group
دستگاه مثلث گیری
armor group
گروه زره تانک
army group
گروه ارتش
artillery group
گروه توپخانه
between group variance
پراکنش میان گروهی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group
گروه خدمات ساحلی
leaving group
گروه ترک کننده
membership group
گروه عضویت
battle group
گروه نبرد
attack group
گروه تک به ساحل
attack group
گروه تک
aiming group
عوامل مثلث گیری
entering group
گروه وارد شونده
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
group of targets
گروه اماجها
group norms
هنجارهای گروهی
group membership
عضویت گروهی
group mark
علامت گروه
group of targets
گروه هدفها
group mark
نشان گروه
group interview
مصاحبه گروهی
group pressure
فشار گروهی
group printing
چاپ گروهی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group velocity
سرعت گروهی
group theory
نظریه گروهی
group theory
نظریه گروهها
group test
ازمون گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
group structure
ساخت گروهی
group separator
جداساز گروه
group selector
سلکتور گروهی
group index
اندیس گروه
group index
شاخص گروه
group identification
همانند سازی گروهی
group analysis
تحلیل گروه
group acceptance
پذیرش گروهی
gas group
گروه گاز
functional group
گروه عاملی
formal group
گروه رسمی
feeding group
قسمت خوراک دهنده
feeding group
گروه تغذیه کننده
experimental group
گروه ازمایشی
entry group
گروه واجد شرایط
group atmosphere
جو گروهی
group captain
سرهنگ هوایی
group casting
ریخته گری
group frequency
بسامد گروهی
group dynamics
پویش گروهی
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive
محرکه گروهی
group discussion
بحث گروهی
group contracts
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion
سرایت گروهی
group consciousness
اگاهی گروهی
group casting
ریخته گری گروهی
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
acidic group
گروه اسیدی
adverbial group
گروه قیدی
task group
گروه ماموریت زمینی
task group
ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group
گروه تقارن
battle group
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
age group
گروه سالخور
substituent group
گروه استخلافی
standardization group
گروه معیاریابی
age group
گروه سنی
spelling group
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
acid group
گروه اسیدی
user group
گروه استفاده کننده
side group
گروه جانبی
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group
گروه گزیده
finite group
گروه متناهی
[ریاضی]
ginger group
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
within group variance
پراکنش درون گروهی
user group
گروه کاربران
group practice
گروهپزشکی
interest group
علایقگروهی
noun group
گروهکلمات
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
splinter group
گروهجداییطلب
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
Group theory
نظریه گروه ها
[ریاضی]
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
cyclic group
گروه دوری
[ریاضی]
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group
گروه بازیابی وسایل
repeating group
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
acid group
گروه اسید
abelian group
گروه ابلی
blood group
گروه خونی
blood group
تعیین کردن
blood group
گروه خون
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
peer group
گروه همسالان
pressure group
گروه فشار
norm group
گروه هنجار
minority group
گروه اقلیت
natural group
گروه طبیعی
group factors
عاملهای گروهی
group therapy
گروه درمانی
reference group
گروه مرجع
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
product group
کالاهی مشابه
acidic group
گروه اسید
management group
ائتلاف تجاری
primary group
گروه نخستین
point group
گروه نقطهای
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
management group
ائتلاف چند شرکت
phosphoryl group
گروه فسفریل
Why dont you join our group. ?
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
group flashing light
چشمک زن دستهای
special interest group
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
opposition parliamentary group
گروه مخالف در مجلس پارلمانی
[سیاست]
group occulating light
چراغ ناپیوسته گروهی
Abelian group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
Abelian group
[math.]
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
Abelian group
[math.]
گروه جابجایی
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه جابجایی
[ریاضی]
group teaming plate
صفحه ریخته گری گروهی
group of battery plates
دسته صفحات باتری
age group competition
مسابقه برحسب گروه سنی
date time group
گروه ساعت و زمان
date time group
گروه تاریخ و زمان
computer users group
گروه استفاده کننده کامپیوتر
close covering group
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
close covering group
ناو گروه مامور پوشش نزدیک
carrier air group
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
sensitivity training group
گروه حساسیت اموزی
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
area coordination group
گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
antisubmarine carrier group
ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
local group of galaxies
کهکشانهای گروه محلی
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
amphibious control group
گروه کنترل اب خاکی
air transport group
گروه ترابری هوایی
tac log group
گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com