English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
opposition parliamentary group گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
Other Matches
parliamentary مصوب پارلمان دارای پارلمان فراکسیون
parliamentary هواخواه مجلس
parliamentary پارلمانی
parliamentary مجلسی پارلمانی
parliamentary seat جای مجلسی
parliamentary seat صندلی مجلسی
parliamentary term دوره مقننه [سیاست]
parliamentary language زبان مجلسی
parliamentary government حکومت پارلمانی
parliamentary discussions گفتگوها یا مذاکرات مجلس
parliamentary language اصطلاخات پارلمانی
parliamentary language زبان مودبانه
parliamentary session دوره اجلاسیه مجلس
parliamentary socialism سوسیالیزم پارلمانی
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
opposition تقابل
opposition حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
opposition دشمنی
opposition تناقض
opposition تضاد
opposition ضدیت
opposition مخالفت
opposition مقابله
opposition مقاومت تضاد
in opposition تقابل فاز
opposition با the گروه اقلیت درمجلس
opposition اقلیت
to be in the opposition مخالف بودن
they offered no opposition مقاومت یا ضدیتی نکردند
To blast the opposition . مخالفین راکوبیدن
The opposition parties . احزاب مخالف
opposition party حزب مخالف [سیاست]
finger thumb opposition تقابل شست و انگشت
opposition jupiter to the sun تقابل بر جیس با خورشید
I foud myself in opposition to my friends on this question . در مورد این موضوع نظریات مخالفی با دوستانم داشتم
in group گروه خودی
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
t group گروه حساسیت اموزی
t group گروه T
group ناوگروه
we group گروه خودی
group گروه رزمی
group جمع شدن
group دسته دسته کردن
group جمعیت گروه بندی کردن
group انجمن
group گروه
out group برون گروه
group دسته
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group دسته بندی کردن
group حزب
group شیعه
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group جمع اوری چندین چیز با هم
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
membership group گروه عضویت
marginal group گروه حاشیهای
norm group گروه هنجار
minority group گروه اقلیت
natural group گروه طبیعی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
open group گروه باز
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
local group گروه محلی
group teaming ریخته گری گروهی
group structure ساخت گروهی
group separator جداساز گروه
group selector سلکتور گروهی
group printing چاپ گروهی
group pressure فشار گروهی
group of targets گروه هدفها
group of targets گروه اماجها
group test ازمون گروهی
group theory نظریه گروهها
group theory نظریه گروهی
leaving group گروه ترک کننده
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
infinite group گروه نامتناهی
criterion group گروه ملاک
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
group velocity سرعت گروهی
group norms هنجارهای گروهی
side group گروه جانبی
user group گروه استفاده کننده
user group گروه کاربران
within group variance پراکنش درون گروهی
adverbial group گروه قیدی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
group practice گروهپزشکی
interest group علایقگروهی
noun group گروهکلمات
splinter group گروهجداییطلب
finite group گروه متناهی [ریاضی]
management group ائتلاف چند شرکت
business group شرکت سهامی [شرکت]
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
task group گروه ماموریت زمینی
phosphoryl group گروه فسفریل
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
point group گروه نقطهای
primary group گروه نخستین
product group کالاهی مشابه
reference group گروه مرجع
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
selected group گروه گزیده
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
standardization group گروه معیاریابی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
substituent group گروه استخلافی
symmetry group گروه تقارن
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
end group گروه انتهایی
coordinated group گروه کوئوردینانسی
control group گروه گواه
aiming group عوامل مثلث گیری
commutative group گروه جابجاپذیر
command group گروه فرماندهی
coacting group گروه همکار
closed group گروه بسته
carboxylic group کروه کربوکسیلی
acidic group گروه اسیدی
dead group زاویه بیروح
acid group گروه اسیدی
encounter group گروه رویارویی
acidic group گروه اسید
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
detail group دسته ماموربیگاری
detail group قسمت بیگاری
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
dead group زمین بیروح
carbonyl group گروه کربونیل
bridging group گروه پل شده
bridged group گروه پل شده
armor group گروه زره تانک
armor group گروه زرهی
aiming group دستگاه مثلث گیری
air group گروه هوایی
amino group گروه امینی
alkyl group گروه الکیلی
alkyl group گروه الکیل
age group گروه سنی
army group گروه ارتش
artillery group گروه توپخانه
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
between group variance پراکنش میان گروهی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group گروه خدمات ساحلی
battle group گروه نبرد
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group گروه تک به ساحل
attack group گروه تک
air group گروه هوایی یک ناو
entering group گروه وارد شونده
group membership عضویت گروهی
blood group گروه خون
group factors عاملهای گروهی
group dynamics پویش گروهی
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive محرکه گروهی
group discussion بحث گروهی
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
blood group تعیین کردن
group frequency بسامد گروهی
group identification همانند سازی گروهی
age group گروه سالخور
blood group گروه خونی
group mark علامت گروه
group mark نشان گروه
group interview مصاحبه گروهی
group index اندیس گروه
group index شاخص گروه
group casting ریخته گری گروهی
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
group acceptance پذیرش گروهی
group therapy گروه درمانی
gas group گروه گاز
functional group گروه عاملی
abelian group گروه ابلی
formal group گروه رسمی
acid group گروه اسید
feeding group قسمت خوراک دهنده
feeding group گروه تغذیه کننده
experimental group گروه ازمایشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com