Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (1 milliseconds)
English
Persian
optimum schedule
مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
Other Matches
optimum
بهینه
optimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد
optimum
بهترین امکان
optimum value
مقدار بهینه
optimum
حدمتناسب
optimum
حالت مطلوب
optimum
مقدار مطلوب
optimum
درجه لازم
optimum
حد مطلوب
optimum
مناسب
optimum
مطلوب
optimum output
تولید بهینه
optimum moisture
رطوبت بهینه رطوبت مناسب
optimum moisture
نم بهینه
optimum height
ارتفاع مطلوب
optimum height
حداکثر ارتفاع
optimum coding
برنامه نویسی بهینه
optimum code
برنامه بهینه دستورالعملهای بهینه
optimum height
ارتفاع حداکثرقابل استفاده
optimum output
تولید مطلوب
optimum point
نقطه مطلوب
optimum point
نقطه ایده ال
optimum programming
برنامه نویسی بهینه
optimum temperature
دمای بهینه
optimum speed
کندی بهینه
optimum speed
سرعت مطلوب
optimum population
حد مطلوب جمعیت
optimum tree search
جستجوی بهینه درخت
optimum allocation of resources
تخصیص مطلوب منابع
optimum moisture content
درصد رطوبت مناسب خاک
Schedule+
برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
vi schedule
برنامه فاصلهای متغیر
fr schedule
برنامه نسبتی ثابت
vr schedule
برنامه نسبتی متغیر
schedule
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
fi schedule
برنامه فاصلهای ثابت
schedule
فرانما
schedule
برنامه زمان بندی
schedule
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedule
برنامه زمان بندی فهرست
schedule
برنامه اجرائی
schedule
صورت فهرست
schedule
برنامه
schedule
دربرنامه گذاردن
schedule
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedule
برنامه ریزی کردن
schedule
برنامه زمانی
schedule
زمان بندی کردن
schedule
در برنامه منظورکردن
schedule
فهرست راهنمای قانون
schedule
زمانبندی
schedule
ریز برنامه
schedule
جدول
schedule of targets
برنامه هدفها
tariff schedule
جدول تعرفه
supply schedule
جدول عرضه
schedule of fires
برنامه اتشها
schedule of fires
برنامه ساعتی اتشها
subject schedule
برنامه جزء جزء
schedule of targets
برنامه اماجها
consumption schedule
جدول مصرف
schedule report
گزارش زمانبندی شده
subject schedule
برنامه موضوعی
shift schedule
برنامه زمان کاری
shift schedule
برنامه نوبت کاری
shift schedule
برنامه شیفت کاری
schedule an appointment
قرار ملاقات گذاشتن
work schedule
برنامه کار
assault schedule
برنامه هجوم
employment schedule
برنامه استفاده از ناو
time schedule
برنامه زمانی
schedule maintenance
نگهداری زمانبندی شده
schedule maintenance
نگهداشت زمان بندی شده
indifference schedule
جدول بی تفاوتی
interval schedule
برنامه فاصلهای
landing schedule
برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
employment schedule
برنامه ماموریت ناو
maintenance schedule
برنامه نگهداشت
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
demand schedule
جدول تقاضا
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
project schedule
زمان بندی پروژه
rating schedule
مقیاس درجه بندی
ratio schedule
مقیاس نسبتی
schedule date
موعد طبق برنامه
approach schedule
برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
fixed ratio schedule
برنامه نسبتی ثابت
individual demand schedule
جدول تقاضای فردی
variable ratio schedule
برنامه نسبتی متغیر
variable interval schedule
برنامه فاصلهای متغیر
fixed interval schedule
برنامه فاصلهای ثابت
individual demand schedule
صورت کالاهایی که یک فرد در یک مدت معین حاضر به خریدانها باشد
market demand schedule
صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
edward's personal preference schedule
مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com