English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
orange flower water عرق بهار نارنج
Other Matches
orange flower بهار نارنج
orange flower گل نارنج یاپرتغال
essential oil of orange flower عطر بهار نارنج
orange پرتقال
orange نارنج
orange مرکبات نارنجی
orange پرتقالی
mock orange یاس درختی
Orange Book مجموعه استانداردهای Philips که قالب ROM-CD قابل ضبط را بیان میکند
china orange نارنگی
methyl orange نارنجی متیل
mandarin orange نارنگی [گیاه شناسی]
glove orange نارنگی [گیاه شناسی]
orange juice آب پرتقال
I'd like some orange juice. من آب پرتقال میخواهم.
orange pekoe چای زرین
sour orange نارنج
To squeeze an orange . پرتقال را فشردن
sour orange درخت نارنج
orange pekoe چای زرین اعلی
orange peel پوست یا خلال نارنج
orange forces علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
orange blossom تزئینکنندهعروسی
mock orange یاس شیروانی
He gulped down the orange juice . آب پرتقال رایکباره سر کشید
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> بطور قطع [حتما] اتفاق می افتد.
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> کاملا مسلم وقطعی است.
t. flower یاس کرنایی
flower گلکاری کردن
flower نخبه
flower گل
flower شکوفه دادن
flower درخت گل
flower سر
in flower گلدار
flower گل کردن
flower شکوفه
t. flower گل شیپوری
in flower شکوفه کرده
in flower دارای شکوفه
moon flower گل داودی چمنی
anisandrous flower گلی که شماره و شکل پرچمهای ان با شماره و شکل مادگی ان برابر باشد
an isaiah flower گلی که شماره و شکل پرچمهای ان با شماره و شکل مادگیهای ان برابر باشد
wind flower شقایق نعمان
passion flower گل ساعت
flower vase گلدان
flower people مردم معتقدبهآئینیکهطرفدارصلحوعشقبودند
pinxter flower گل صدتومانی مشرق امریکا
ball flower گل سینه
the flower of youth عنفوان جوانی
incomplete flower گل ناقص
cone flower گل ژاپونی
trumpet flower شیپورچی
bottle flower گل دکمه
moon flower یکجورنیلوفرپیچ امریکایی
sea flower شقایق دریایی
cone flower گل پنجهزاری
flower work گل مصنوعی
flower cup حلقه گل
flower cup غلاف کاسه گل
flower bud شکوفه
flower bud غنچه گل
flower piece گل کاری
incomplete flower گلی که یکی ازچهارقسمت ان کاسه
incomplete flower جام پرچم
incomplete flower مادگی
flower de luce گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
frost flower گل مینا
flower work گلکاری
the flower withered گل پژمرده شد
flower pot گلدان گلی
flower pot گلدان کوزهای
flower piece ارایش گل
flower piece تصویرگل
flower garden گلزار
flower garden باغ گل
flower bed باغچه
incomplete flower کم باشد
state flower گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
disk flower گل صفحهای
cuckoo flower بولاغ اوتی
flower bed تپه گل
cuckoo flower تره کوهی
flower design طرح افشان گل [این طرح جلوه ای از طرح لچک ترنج شاه عباسی است با تعداد زیادی گل که در کل متن ترنج خاصی را جلوه گر می سازد.]
cuckoo flower رشاد
corn flower گل خشخاش شقایق
corn flower گل گندم
flower fancier گلباز
ball-flower [ابزار تزئینی به سبک گوتیک ثانوی]
bell-flower حلقه گل
four-leafed flower [آرایش با گل روی ساختمان]
flower f ;dog f;bird f; مرغ باز
flower f ;dog f;bird f; سگ باز
flower f ;dog f;bird f; گلباز
Flower arranging . Floral design . گل آرایی
by water با کشتی
water way ابراهه
f.water عرق رازیانه
by water از راه رودخانه
water way راه ابی
water still دستگاه تقطیر اب
first water درجه اول
mean water میان اب
first water بالاترین مقام
of the first water بهترین
water way مسیل
on the water در کشتی
water course حق المجری
by water از راه دریا
water ابگونه
water اب دادن
water اب
to p something with water اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
to water آب دادن
above water <adj.> روی آب
above water <adj.> شناور
to water آب ریختن
to keep ones he above water از زیر بدهی بیرون آمدن
to water something آب دادن [گیاه]
water پیشاب
water مایع
water course مجرای اب
She let the water out . آب را ول کرد
water down <idiom> ضعیف شدن
water course حق الشرب
water آب
underground water اب زیرزمینی
water jump چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
underground water اب درون زمین
to splash into water به اب زدن
water jacket صندوق اب
water heater فرف ابگرم کن
water hazard مانع ابی در مسیر گوی گلف
water hole چاله اب
water hyacinth سنبل ابی
to soften a water سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
water aspirator خرطوم ابی
water jacket ابدان
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jump مانع ابی
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
water hyacinth وردالنیل
water heater ابگرم کن
water hole سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water melon هندوانه
water meter کنتور اب
water meter اب سنج
water mill اسیاب ابی
water mill اسیاب
water moccasin مار سمی ابزی جنوب امریکا
water nymph حوری دریایی
water nymph الهه دریایی
water pepper زنجبیل سگ
water pepper فلفل ابی
water pipe لوله اب
water pipe تنبوشه
water lowering زهکشی
water front جبهه رطوبتی
water loss ابکاهی
to keep ones head above water خود را از بار بدهی رها کردن
to drink water اب اشامیدن
to drink water اب خوردن
the water was overknee اب از زانو میگذشت
water paint رنگ لعابی
tap water اب شیر
water level تراز اب
water level سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level سطح اب
water lily نیلوفر ابی
water line خط ابخور ناو
water logging ابسیری
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
undermining by water اب شستگی
water cooling خنک کردن بااب
water boy سقا
water boy بچه سقا
water bonded اب بند شده
water bed تشک ابی
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bearer ریزنده اب ابریز
water bearer ساکب الماء
water bearer دلو
water displacement زهکشی کردن
water balance بیلان اب
water bailiffs مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal فاضلاب
water damage خسارت اب دیدگی
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen قمقمه
water cooling خنک کنندگی اب
water content درصد رطوبت
water container فرف اب
water colour نقاشی ابرنگی
water colour رنگاب
water colour ابرنگ
water circulation گردش اب
water carrier دلو
water carriage حمل از راه اب
water car ارابه اب پاش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com