Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (4 milliseconds)
English
Persian
orbital overlap
همپوشانی محوری
Other Matches
orbital
اوربیتال
hydrogen like orbital
اوربیتال هیدروژن مانند
orbital element
عناصر مداری
molecular orbital
اوربیتال مولکولی
antibonding orbital
اوربیتال ضد پیوندی
atomic orbital
اوربیتال اتمی
bonding orbital
اوربیتال پیوندی
hybrid orbital
اوربیتال هیبریدی
orbital parameters
پارامترهای اربیتالی
orbital period
پریود اربیتالی
orbital injection
دادن سرعت لازم برای چرخش دور یک مدار به سفینه فضایی
orbital velocity
سرعت مداری
orbital period
تناوب مداری
supra orbital
واقع دربالای کاسه چشم
orbital frontal cortex
قشر پیشین حدقهای
conservation of orbital symmerty
بقای تقارن اوربیتال
bonding molecular orbital
اوربیتال مولکولی پیوندی
highest occupied molecular orbital
بالاترین اوربیتال مولکولی اشغال شده
lowest unoccupied molecular orbital
پایینترین اوربیتال مولکولی اشغال نشده
overlap
تطابق کردن
overlap tell
رله اطلاعات مربوط به هدف یا دشمن به ایستگاههای مجاور
overlap
تداخل رنگ ها
[خصوصا در لبه طرح ها و موقع تعویض رنگ در نقشه]
overlap tell
پوشش رله اطلاعات
overlap
رویهم افتادن
overlap
اصطکاک داشتن
overlap
اشتراک داشتن
overlap
بر روی هم قرار گرفتن فصل مشترک
overlap
همپوشی
overlap
پوشاندن پوشش دو چیز رویهم افتادن رویهم
overlap
روی هم امدن لبه دو ورقه ویا تکرار کناره یک تصویر دردو چارچوب
overlap
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
همپوشانی
overlap
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap
پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlap
جایی که چیزی بخشی از دیگری را بپوشاند یا در بخش داده روی هم قرا رگیرند
overlap
روی هم افتادن
side overlap
پوشش جانبی عکس هوایی
multipass overlap
سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
multipass overlap
بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
overlap processing
پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
overlap processing
اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
overlap joint
اتصال نیمانیم
overlap angle
زاویه همپوشی
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
overlap of distillat curves
رویهم افتادگی منحنیهای تقطیر
principle of miximum overlap
اصل حداکثر همپوشانی
sliding overlap arm
بازویپوشش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com